شماره مقاله: 7087

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article7087



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

به قانونی که حکم میراند/ اندیشه جعفری

شنبه18 دی 1389


امروز بیش از 120 روز است که کودکان نسرین، مادر را در آغوش نکشیده اند ،جز یک ملاقات 20 دقیقه ای که نمیدانم برای آنها تسکین است یا نمک ریختن روی زخم بی آغوشی. آرام بخواب قانون قدرت مدار، که چارچوبی که تو بر مدارش حکم میرانی، می تواند بهای شیر کودکان را به مادر بپردازد، توکه مادر را در دیوارهای استوارت به بند کشیده ای، چه می دانی که دوری از آغوش مادر وتماس پوستی برای کودکان چه اهمیتی دارد.

تو حتما می توانی در دادگاه صالحه دیگری حکم دهی که ولی کودکان، بهای شیر را به مادر بپردازد، شاید نسرین با پولش در زندان شمعی نذر کند برای برقراری عدل تو، که اورا حامی بوده ای ... کسی چه می داند... شاید هم در سومین اعتصاب خشکش مفاتیح الجنانی بخواند تا همه درهای بهشت با هم به رویش باز شود... ولی شاید بد هم نباشد که بدانی "ویرجینیا ستی" کسی که در خانواده درمانی حرف اول را در دنیا می زند، می گوید که:" یک انسان 12بار در روز برای متعادل ماندن و3بار در روز برای زنده ماندن به آغوش نیاز دارد"...

شاید دم گرفتن و بازدم پس دادن برای تونشانه زنده بودن است، اما بد نیست که بدانی، پدر نیما و مهراوه می گوید که "مهراوه هیچ حرفی نمی زند وهیچ شکایتی نمی کند"، شاید تو بپسندی که مهراوه اینگونه در جامعه ای که تو بر مسند قضاوتش حکم میرانی، مشق نجابت کند و دم بر نیاورد ... و" نیما کودکی است که بیقراری می کند وشبها هر از گاهی با فریاد از خواب می پرد"، ممکن است حکم تو برای نیما هم این باشد که بیدار بماند وجلد " کتابهای سپید عدالت" را از نو دوره کند؟ ... همه می دانند که با حکم تو بچه های نسرین از آغوش مادرشان دور مانده اند، مادری که خواسته اش "لغو همه احکام ناعادلانه صادره برای متهمان پس از انتخابات است"، ای قانون قادر، نسرین ستوده برای همه انسانهایی که دربند احکام ناعادلانه اند، در بند حکم توست... دیوارهای بلند بندت را بارها دیده ایم و دیده اند... اما همه می دانیم که هیچ کس تا به حال از بالا نشینی، والا نگردیده است...