|
اعطای جایزه سالانه حقوق بشر کانون وکلای دادگستری اسپانیا به نسرین ستوده و محمد مصطفاییيكشنبه21 آذر 1389 جهان زن- اعطاي جايزه سالانه حقوق بشر کانون وکلاي دادگستري اسپانيا به نسرين ستوده و محمد مصطفايي به مناسب روز جهاني حقوق بشر. محمد مصطفايي جايزه خود را به محمد اوليايي فر وکيل دادگستري و مدافع حقوق بشر تقديم کرد. خانم دکتر قانع استاد حقوق بشر دانشگاه آکسفورد نماينده دريافت جايزه خانم نسرين ستوده بود. متن سخنراني محمد مصطفايي در جلسه دريافت جايزه در حضور وکلا، قضات و مقامات رسمي اسپانيا از جمله يکي از وزري اسپانيا و نيز ريئس کانون وکلاي بين الملل و اتحاديه اروپا که در کانون وکلاي دادگستري برگزار شد چنين است: همکاران بزرگوار، مقامات محترم اسپانيا؛ خانمها و آقايان در حال حاضر که من و همکار عزيز دربندم اين افتخار را پيدا نموده ايم که دريافت کننده جايزه سالانه ي کانون وکلاي اسپانيا باشيم من احساسي دوگانه دارم در عين حال هم بسيار خوشحالم وهم بسيار اندوهگين . خوشحال از اين مسئله که همکاراني در اين نقطه از دنيا دارم که نسبت به مسايل حقوق بشري آگاه و حساس هستند و اين طور از همکاران خود در ديگر کشورها حمايت و پشتيباني مي کنند و موجبات دلگرمي آنها را فراهم مي کنند و به نقش بسيار حساس و خطير وکلا در دفاع از حقوق انساني واقف هستند وبراي پيشبرد اين حقوق و جلوگيري از نقض آنها تلاش مي کنند اما اندوهگينم از اينکه همکاران عزيزم در ايران به جاي اينکه در دادگاه مشغول به دفاع از حقوق موکلين خود باشند به جرم دفاع از آنها در زندان هستند و يا برخي ار آنها همانند من وادار به تبعيد شده و قادر به ايفاي وظيفه اي که به آن عشق مي ورزند در وطنشان نيستند. هرچند چنين برخوردهاي زشت وابلهانه با وکلا که يک بال فرشته عدالت را تشکيل مي دهند نه تنها دلسردمان نمي کند و صدايمان را خاموش نمي نمايد بلکه عزم ما جزم تر شده و با توان و نيروي مضاعف اما در شکلي ديگر به دفاع از حقوق انساني افراد مي پردازيم و در اين راه حمايت و پشتيباني همکارانمان درنقاط مختلف دنيا بسيار ارزنده ومهم بوده و نقش چشمگيري دارد چرا که نشانگر اين مسئله است که وکالت و حمايت از حقوق انسانها حد و مرز ندارد و نقض حقوق انسانها در هر نقطه اي از دنيا بسيار قبيح و البته خطرناک مي باشد، مي گويم خطرناک چراکه دنياي امروز ما دقيقا مصداق دهکده ي جهاني است که نقض حقوق بشر در گوشه اي از اين دهکده همانند آتشي است که دامن آن منطقه را گرفته واگر مهار نشود دير يا زود دامن ساير بخشهاي اين دهکده را مي گيرد. حاکمان مستبد و ايدئولوژيک و تشنه ي قدرت در جاي جاي اين دهکده تنها به فکر حفظ قدرت و منافع شخصي خود هستند و البته نمي توانند فراتر از آن را ببينند و در اين خيالند که با به آتش کشيدن و زير پا گذاشتن حقوق حقه ي مردمانشان و سرکوب آناني که تاب ظلم و ستم را نداشته و با آن مقابله مي کنند و در پي احقاق حقوق خود هستند ، پايه هاي قدرتشان را مستحکم تر نموده و به خيال خود در مسير درست حرکت مي کنند غافل از اينکه آتشي که برپا کرده اند دير يا زود گريبان خود آنها را مي گيرد و اي کاش که قدرت اين گونه چشم بصيرت آنها را کور نکرده بود و کساني را که دلسوزانه و بدون هيچ چشمداشتي در پي خاموش کردن اين آتش هستند را به بند نمي کشيدند و با رذيلانه ترين روشها مانع آنها نمي شدند. در اين بين وکلا نقش چشم گيري را در مهار اين آتش افروزي مستبدان دارند و اين دولتها نيز به خوبي از اين نقش آگاه هستند و به همين دليل است که با متوسل شدن به هر وسيله اي در صدد از ميان برداشتن استقلال و کارايي آنها هستند و در اين ميان متاسفانه حاکمان وطن عزيز من ايران در اين امر همچون ساير موارد نقض حقوق بشر چون سنگسار و اعدام اطفال زير هجده سال و آمار اعدام پيشرو است. فکر نمي کنم در هيچ جاي دنيا دفاع از حقوق بشرجرم باشد،صحبت وکلا با رسانه هاي منتقد، جرم باشد وبه تهديد امنيت ملي و تبليغ عليه نظام تعبير شود و به واسطه ي آنها وکلا را به بند کشند و به آنها اجازه دفاع و ايفاي وظايفشان را در جامعه ندهند .فکر نمي کنم در هيچ کشوري صلاحيت وکلايي که براي هيئت مديري کانون وکلا کانديد هستند توسط قوه ي قضاييه احراز شود و به اين بهانه کارامدترين و شجاع ترين آنها کنار گذاشته شوند و اجازه نداشته باشند که متصدي پستي را که لياقت آن را دارند باشند و در واقع هيات مديره اي به شدت محافظه کار را بوجود آيد که قادربه ايفاي مهمترين وظيفه ي خود که دفاع از اعضايش است نباشد و فکر نمي کنم در هيچ کشوري قوه ي قضاييه ي آن به موازات کانون وکلا وکيل تربيت نمايد و بيرون دهد و با دادن امتيازاتي ويژه آنها را به عنوان وکلاي تسخيري در جرايم سياسي به کار بگيرند و قضات را به همکاري بيشتر با آنها تشويق نمايند. آيا اين اقدامات چيزي جز نابودي استقلال کانون وکلا و به تبع آن وکيل دادگستري نيست؟استقلالي که در همه جاي دنيا پذيرفته شده است و هيچ بحثي در آن وجود ندارد و آيا اين اقدامات ناقص کردن عدالت نيست و مخدوش کردن دادرسي عادلانه نيست و آيا اين نقض فاحش حقوق بشر نمي باشد. فقط کافي است مقايسه اي اجمالي با کانون وکلاي اسپانيا نماييم تا پي به تفاوتها ببريد و متوجه شويد همکاران شما که از حقوق فعالين سياسي، روزنامه نگاران،زنان و کودکان در ايران دفاع مي کنند و آن را وظيفه ي خود مي دانند در چه شرايطي کار مي کنند و با چه خطراتي مواجه هستند و حمايت و پشتيباني شما همکاران گرامي چه دلگرمي به اين وکلا مي دهد . بله همکاران گرامي نه تنها آتش نقض حقوق بشر در ايران به شدت افروخته شده بلکه هر دم حاکمان جمهوري اسلامي بنزين بر روي آن مي ريزد و هر کسي را که در صدد خاموش کردن و مهار آن باشد با اتهامات واهي و خنده دار به بند مي کشند ويا وادار به تبعيد مي نمايد وبه اين ترتيب هزينه دفاع از پرونده هاي حقوق بشري را به حدي بالا مي برند که وکلا نزديک پرونده هاي حقوق بشري نشوند و از قبول آنها امتناع کنند و مشغول پرونده هاي حقوقي عادي باشند که نه تنها خطري ندارد بلکه درآمد بسيار خوبي هم دارد و به اين ترتيب ناقضين حقوق بشر فکر مي کنند به اهداف شوم خود مي رسند اما غافل از اين که اين آتشي که افروخته اند هر دم گسترده تر مي شود و مي رود که دير يا زود اول گريبان خود آنها و بعد همه جاي اين دهکده ي جهاني را فرا گيرد و هرچه آنها سرکوب هاي داخلي را افزايش مي دهند فشارهاي بين المللي هم شدت مي گيرد و حمايت کانون وکلاي اسپانيا از همکاران خود در ايران خود گواهي بر اين ادعاست. همکار عزيزم آقاي محمد اوليايي فر صرفا به دليل دفاع از نوجواني که در سن 16 سالگي بازداشت و متهم به قتل گرديده بود و وقيحانه توسط جمهوري اسلامي، اعدام شد محکوم به يک سال حبس گرديد و مدت ده ماه در بدترين شرايط در حبس به سر مي برد او حتي از کمترين حقوق يک زنداني عادي برخوردار نيست و تا کنون نتوانسته از مرخصي و ملاقات با خانواده خود استفاده کند و همچنان در بند است شجاعت ايشان در دفاع از حقوق افراد قابل تقدير است و من با افتخار جايزه خود را به اين همکار بزرگوارم تقديم مي کنم. |