|
چرا کمپین یک میلیون امضا را امضا کردیم؟ / فریدون لواسانیچهار شنبه23 خرداد 1386 خیلی کسان را به امضای این دادخواست به حق، تحریک کردیم. برخی بدون پرسشی همنوایی و تأیید کردند و متن بیانیه را نیز رسا، موجز، هوشمندانه و متین دانسته اند. بی شک پیش از این خود تأملاتی در مورد نابرابری جنسیتی داشته اند. جمعی دیگر با برچسب فمنیسم موضوع را به سخره گرفتند. تعدادی هم با تأییدی ضمنی به بهانه بلا اثر بودن یا تنبلی و شاید بی تفاوتی از کنارش گذشتند و دست آخر دوستان زیادی با آن مخالف بودند از جمله دوست اهل ادب و قلمی با درجه مهندسی و مدیریت که هر نیم ساعت یک بار از عشق زایدالوصفی که به خانمش داشت دم می زد. پس از خواندن متن پاسخ داد: «چی؟ خودمو بدبخت کنم؟ حق طلاق بدم به زنم؟ البته عذرش کاملا موجه بود چرا که به اندازه مدرنیته اش، دیندار بود!» از سو گیری برخی از آقایان که بگذریم، عجبا که خانم ها هم اقبال در خوری به امضا نشان ندادند. ترس در چشم برخی و انفعال در رفتار برخی دیگر گریبان گیر می نمود. هر کسی آگاهانه یا ناآگاهانه محق است که چیزی را رد یا قبول کند اما سخنی با آن دسته از عزیزان که بی نتیجه بودن این گونه تحرکات اجتماعی را پیش می کشند بهانه ایست تا این نوشتار شکل یابد: سرانجام کمپین یک میلیون امضا بیش از فرجام 20 میلیون دات کام نخواهد بود. آنچه که مطلوب دوستان (کم حوصله و عجول) است با دقیقه ای صرف وقت گران خود برای چند کلیک به عنوان تایید مخالفت با نابرابری جنسیتی در یک نظام توتالیتر و ایدئولوژیک به دست نمی آید. پس چه به دست می آید؟ دیالکتیک این گونه تحرکات جمعی به منظور رو شنگری از وجود ضایعه ای فرهنگی، قانونی و دولتی (مثل تبعیض جنسی) و درک ضرورت مبارزه برای تغییر، مستقیما روی دینامیسم اجتماع تاثیر دارد. نخستین دستآورد می تواند طرح مساله باشد. حتی اگر شخص موافق هم نباشد، حقانیت متن گاه در پستوی فراموشی اش زنگ می زند و چه بسا تکرار این نهیب ها بتواند در باورش تردیدی ایجاد کند. یا گفت و شنود حول موضوع در محافل مختلف در ارتقای سطح آگاهی در این زمینه نقش ارزنده خواهد داشت. جدا از طرح، موضوع آگاهی بخشی و روشنگری است و دست آخر فشار به دولت برای پذیرش مطالبات اجتماعی. همین که حکومت جمع کنندگان امضا را دستگیر کرد بهترین گواه برای کارایی این گونه رفتارهای جمعی و عدالت خواهانه است. بنابراین برای برداشتن گامی بزرگ وجود پیوستگی فعالیت های جمعی ضروری است. بیش از نتیجه فوری هر حرکت باید به دینامیک آن در فرایندی با مقیاس بزرگتر ارج نهاد. وهیچ بهتر از دو سخن زیبا و جادویی فروغ برای تلخیص مطلب نیست: «تنها صداست که می ماند» « پرواز را به خاطر بسپار |