|
کمپین و جامعه جهانیفريبا داوودي مهاجر سه شنبه22 خرداد 1386 کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانين تبعيض آميز توانست با جسارت و شجاعت فعالان این جنبش ، راه خود را به آن سوی مرزها ی ایران باز کرده و با حرکت جهانی زنان و فعالان حقوق بشر تعامل لازم را برقرار کند . تعاملی که با همه محدودیت های ایجاد شده از سوی حکومت، چهره واقعی زن ایرانی و مطالبات انسانی آن را به جهانیان نشان داد. از سویی حضور جوانان و پیگیریهای آنان برای طرح مطالبات خود توانست، شکاف نسلی که در سایر جنبش ها یکی از آفات حرکت به شمار می آید ،را رفع نموده و انفعال ناشی از این شکاف را به پویایی و نشاطی تبدیل نماید که مصلحت اندیشی های ممکن را به حداقل رسانده و صدای این حرکت را به گوش زنان سایر کشورها برساند .به گونه ای که وقتی در محافل مختلف ،زنان و دختران جوان از اهداف و مطالبات این جنبش آگاه می شوند از این همه خواست های به روز که ناشی از حضور جوانان و رهبری دست جمعی در این کمپین است ، متعجب می شوند . غیر ایدئولوژیک بودن نیز در جهت فهم بیشتر جامعه جهانی حتی به عنوان یک فعالیت منطبق با استانداردهای حقوق بشری است ،نه کمپینی برای تحقق مطالبات یک قشر خاص ، نه فقط برای زنان مسلمان یا زنان لاییک یا زنانی با خواستگاه طبقاتی خاص .حرکتی است که تمامی زنان از تمام اقشار و نگرش ها و گروه های اجتماعی را در بر می گیرد .همین شاخصه توانسته نه تنها حیرت که احترام فراوانی از سوی مجامع حقوق بشر نسبت به زنان ایرانی ایجاد کند . از دلایل دیگری که این کمپین را در کانون توجهات بین المللی قرار داده است شفافیت،جامعیت،در برگیری،اهداف مشخص و عینی ،استفاده از تکنیکهای مدرن و شبکه ای است که این تصویر خوب را دو چندان نموده و زنان را به عنوان پیشتازان حرکت معرفی می نماید.به گونه ای که در بسیاری از نشست های دانشگاهی زمانی که به شکلی تطبیقی چهره زن ایرانی با زنان دیگر کشورهای منطقه مقایسه می شود ،زن ایرانی با ویزگی هایی چون جسارت ،دانایی ،نوگرایی،آگاهی از مسایل روز شناخته می شوند . زنی که خود زا جنس دوم نمی داند .تابع نیست .حقوق تعریف شده در قانون ، عرف و عادت را بدون دلیل تمکین و اطاعت نمی کند .مایل به حضور کیفی در تصمیم گیری و تصمیم سازی هاست و به دنبال فرصت های برابر در سیاست ،اجتماع و اقتصاد است .زنی که نمی خواهد ابزاری باشد در خانه و اجتماع تا مردان روی دوش آنها بالا روند و سهم آنها ار این ارتقا نادیده گرفته شود و به همین جهت هم توانست نه تنها سازمان های حقوق بشری که رسانه های دنیا را نیز بخود جلب کند به گونه ای که در ماههای گذشته ،دهها مقاله ،گزارشهای مختلف رادیویی و تلویزیونی در کشورهای مختلف دنیا درباره این کمپین نوشته شده است.این ارتباط دو سویه بین رسانه ها و افکار عمومی پتانسیل قابل توجهی برای پیشرفت و تحقق حقوق زنان در ایران ایجاد می کند و از سویی دیگر موجب استمرار و تشویق فعالان جنبش به تمامی علاقمند آن می شود و از سویی دیگر در دنیایی که به شکل شبکه در آمده است می تواند در سایه همبستگی بین زنان و نهادهای حقوق بشری از دولت ایران بخواهد در جهت بهبود وضعیت زنان ایرانی تلاش نماید . چنانچه در این دنیای مبتنی بر مرد سالاری ، حمایت زنان از یکدیگر موجب نتایج موثری برای همه زنان دنیا خواهد شد و مفاهیمی چون مسئولیت شهروند جهانی را به عنوان وظیفه تک تک انسان ها از جمله مردم ایران در قبال حقوق خود به آنها یاد آوری خواهد کرد . بدون شک حضور کمپین در عرصه بین المللی ، با وجود همه دستاورد هایی که برشمرده شد ، هنوز در ابتدای راه است و ظرفیت گسترده ای همچنان وجود دارد. توسعه ارتباطات جهانی و جلب توجه موثر تمامی نهاد های فعال در عرصه زنان در تمامی دنیا می تواند ، پتانسیل ارزشمندی برای پیشبرد اهداف کمپین خلق کند. حمایت جهانی وقتی در خدمت اهداف داخلی قرار گیرد و با آن همسو شود ، می تواند به میزان زیادی موانع پیش روی تحقق حقوق زنان را برطرف کند. مانند آنچه در خصوص حکم سنگسار و مسئولیت کیفری کودکان شاهد بودیم که در نتیجه درخواست های خارجی و اعتراضات داخلی اجرای برخی از حکم ها متوقف شد. آنچه مسلم است چه دولت جمهوری اسلامی بخواهد یا نخواهد، علاقه داشته باشد یا نداشته باشد پارادیم کنونی جهان گریز ناپذیر است .دیگر به هیچ عنوان شرایط جهانی به عقب بر نمی گردد و سرعت گردش اطلاعات اجازه نمی دهد .که دولتی بتواند درهای کشورش را به روی اخبار و حوادث و علوم جدید و تحولات روزمره ببندد . اگر همه ماهواره ها را توقیف کند ،همه سایت ها را فیلتر نماید ، اینترنت را به تمامی کنترل نماید ،شرکت در کنفرانس های بین المللی و مجامع علمی دنیا را محدود نماید .استادان دانشگاهها را اخراج کند ، صدها دانشجو را ستاره دار و یا به کمیته های انضباطی احضار کند .این مناسبات جدید جهانی که متکی به خواست مردم است ، راه خودش را طی خواهد کرد و هیچ دولت و نظامی نمی تواند این روند را متوقف و خودش را از مسیر آن کنار بکشد .تنها راه تنظیم روابط با این عصر جدید است . یعنی تنظیم روابط با قرار داد ها و توافقات صورت گرفته . جمهوری اسلامی نمی تواند مطالبات اقشار مختلف از جمله زنان و مطالبات مطرح شده در کمپین یک میلیون امضا را نادیده بگیرد و آن را به بهانه جاسوسی و انقلاب آرام و یا ارتباط با بیگانه حذف کند .هم ما می دانیم و هم آنها می دانند که هیچ کدام از این اتهامات بر هیچیک از اعضای این جنبش نمی چسبد و این کمپین به دلیل شفافیت و علنی بودنش مسیر خود را در داخل به سلامت طی خواهد کرد و هرگز ارتباطات بین المللی تعامل با نهادهای حقوق بشر را دلیلی بر انقلاب های رنگارنگ و جاسوسی نمی داند .چرا که در همه دنیا حتی در کشور های بسته ای چون عربستان سعودی این ارتباطات امری منطقی و پذیرفته شده است . به نظر می رسد این کمپین در آستانه رویارویی با غرب در زمانی که تنها دو گفتمان وجود دارد ، در واقع کمپین می تواند جهت صلح را به سمت برابری حقوقی و جنسیتی تنظیم کند و بدینترتیب تسریع کننده فرایند گذار مسالمت آمیز به دموکراسی باشد. حاکمیتی که حقوق زنان را به رسمیت بشناسد و به آن احترام بگذارد دیگر به سمت ماجراجویی و تنش آفرینی نخواهد رفت. از سویی دیگر حضور پر رنگ زنان در عرصه داخلی و بین المللی می تواند گرایش های خشونت طلبانه در زمینه نقش آفرینی در حوادث آینده ایران را مهار نماید. |