|
ضرورتهای آشکار چند شوهری!سه شنبه4 آبان 1389 در هفته ی گذشته مطلبی در سایت راديو زمانه منتشر شده بود از خانم سوسن محمدخانی غیاثوند به نام ضرورت های پنهان چند همسری که به سرعت مورد اعتراض خواستاران برابری حقوق زنان، در ایمیل ها و رسانه های مختلف قرار گرفت. شاید لزومی نباشد که در مورد چنین مطالب کلیشه ای، سطحی و غیر اصولی بحث و گفتگویی انجام شود اما از آنجا که، یک) چند تن از خوانندگان «از نگاه یک زن» مصرانه از من خواسته اند به این مطلب بپردازم؛ و دو) نویسنده ی چنین مطلبی زنی روزنامه نویس است که عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان هم خوانده می شود، تصمیم گرفتم نکاتی را در ارتباط با آن مطرح کنم. باری، ایشان در شروع مطلب می گویند: «اگر بخواهیم "موضعگیری منصفانهای" در خصوص چند همسری داشته باشیم باید هم معایب آن را ببینیم و هم محاسن اش را؛ هم سخنان کسانی را که مخالفند بشنویم با ذکر دلائل، و هم حرفهای کسانی را که موافقاند داشته باشیم. باید فکر کنیم به اینکه مخالفت و موافقت ما تا کجا به سود جامعه است. اگر بنا باشد فقط حرف های خودمان را بزنیم و گوش شنوایی برای شنیدن اظهارات دیگران نداشته باشیم مطمئناً هیچگاه به نتیجهی درستی نخواهیم رسید و قطعاً آنچه به جایی نرسد فریاد است». و بعد، انگار "آس" را رو کرده باشند، پرسیده اند که کميپين: «میخواهد چه پاسخی به نیازها و خواستههای این دسته از زنان [بی شوهر مانده] بدهد؟ مثلاً میتواند برای رفع نیاز جنسی این قبیل زنان یکی یک دانه از همان آلتهای تناسلی پلاستیکی مردانهای که سایزهای مختلف اش و فروشگاه های محل تهیهاش را در برخی شبکه های ماهوارهای تبلیغ میکنند، بدهد؟» خدمت این خانم جوان، که با این جوانی استدلال های کهنه ی آخوندی را به خوبی آموخته اند بگویم که: سوسن خانم! مطالبی را که مطرح کرده ايد هيچ تازگی و آشکار شدگی پس از پنهان ماندنی بلند را با خود ندارند، چرا که زنان ما قرن های قرن است که بیشتر آنچه هایی را که شما «ضرورت های پنهان» ناميده ايد، (مثل کمبود مرد بر اثر جنگ، یائسگی، نیاز بيشتر مردها به مسایل جنسی، قدرت اقتصادی فیزیکی، و حتی عقلی مردها و از این نوع سخنان) در حل المسایل ها، حدیث ها، و نقل قول هایی دروغ و راست از پیامبر و امام و غیره شنیده اند و هیچ کدام آنها در بين هيچ گروهی جزو «ضرورت های پنهان» شناخته نمی شده و نمی شوند بلکه ادعاهایی کاملاً آشکار بوده اند، آنقدر آشکار که شما هم از آنها با خبر شده ايد. سوسن خانم! آمارهای موجود نشان می دهند که، برخلاف نظر شما، در حال حاضر تعداد زنان ایران از تعداد مردها کمتر است اما، تنها به دلیل پایین آوردن سن ازدواج زن ها است که برخی در اين مورد دچار سوء تفاهم می شوند که «تعداد زن ها بیشترند» سوسن خانم! يعنی شما نمی دانيد که عليرغم کوشش حکومت اسلامی برای فرستادن زن ها به خانه و فراهم اوردن مقدمات ايجاد حرمسراهای جدید، در ایران امروز زنان همسان مردها نان آوران خانواده هستند. خانم غیاثوند! اين چه استدلال قابل اتکائی است که وقتی مردی شصت هفتاد ساله هوس بچه دار شدن کرد و همسر هم سن اش نتوانست بچه دار شود، او بناچار بايد دوان دوان برود و برای بچه داشتن زن جوان تر بگیرد؟ آن هم در زمانه ای که روز به روز توجه به تعداد فرزندان کمتر بیشتر می شود. و تازه چرا وقتی مردی بچه دار نمی شود زنش حق ندارد سراغ شوهر دوم برود؟ طلاق؟ شما در مورد مرد از طلاق سخن نمی گوئيد؟ (بگذريم که موهن تر از اين گونه ازدواج های پیرمردان با زن های جوان، آن هم به خاطر بچه در جامعه ی پیشرفته امروز وجود ندارد. و چه خوش گفته است مهستی بزرگ، در قرن چهارم هجری، که: «زن را تیری به پهلو، به که پیری!» هر چند که، بنا بر استدلال شما و همین طور علاقمندان به چند همسری در حکومت اسلامی مهم نیست که تیری، يعنی پیرمردی، به پهلوی زنی جوان بنشیند مهم آن است که زن جوان تن خودش را برای لقمه ای نان و خانه ای گرم به آن بد تر از تير بفروشد؛ یعنی رابطه ی زناشویی را، که در جهان امروز به عنوان یک قرارداد توام با علاقه و احترام برای همراهی های اجتماعی است، با تن فروشی عوض کند). سوسن خانم! شما بهتر است نگاهی به آمارهای مربوط به استفاده از وسایل برانگیزاننده ی حس جنسی بیندازند تا بدانيد که، مثلاً، مصرف بالای قرص هایی نظير «وایگرا»، برای مردها کاملاً نشان می دهد که آن ها پس از پنجاه یا حداکثر شصت سالگی تا چه اندازه بیش از زن های «يائسه» ی خود به این نوع قرص ها نیازمند هستند. حال آنکه زن ها در این سنین بسیار بیش از مردها قادرند که نیازهای جنسی همسران خود را برآورده سازند، البته بشرطی که همسران شان مرتب از قرص های وایگرا استفاده کنند! باری، خانم غیاثوند عزیز! آن چه در دنیای امروز بالاترین درجه از اهمیت را دارد، توسل به وحشيانه ترين و عقب افتاده ترین راه های پاسخگویی به نیازهای جنسی است، که باور به «کرامت انسان» است، همان باوری که بر پیشانی اعلامیه ی حقوق بشر می درخشد؛ همان باوری که تأکید دارد زن و مرد هر دو از حقوقی برابر و یکسان برخور دارند. و اگر زنان عضو کمپین یک میلیون امضا، یا همه ی زنان و مردان مبارز کشورمان، در برابر قوانین ضد انسانی حکومت اسلامی ایستاده اند، کارشان به این دليل نيست که نمی دانند زنان و مردهانی هم هستند که موافق چند همسری اند، یا به خاطر نیازهای اقتصادی یا جنسی تن به آن می دهند. آن ها دقیقاً به این دلیل برای برابری زن و مرد تلاش می کنند، و برای این تن به زندان و شکنجه و تبعید و هزار بدبختی دیگر می دهند، و به این نيت تن خسته و هر دم مورد تهدید خود را «خانه به خانه« و «کوچه به کوچه» می کشانند، تا برای زنانی که حقوق خودشان را نمی شناسند، و بدبختی و تبعیض را سرنوشت گريزناپذير خویش و خواست آفريدگارشان می دانند، اين «حق» های نوين انسانی را روشن کنند، و آنان را از این نکته آگاه کنند که جهان امروز دیگر نه تنها تبعیض میان هیچ زن و مردی را برنمی تابد، بلکه حتی هیچ خدای عادل و توانایی نيز نمی تواند زن را موجودی پست و بدبخت و ناتوان بخواهد. و آفریدگاران چنين تبیعضی خود سرمنشای پستی و بدبختی و ناتوانی خواهند بود. خواستاران برابری زن و مرد، نمی خواهند که آدميانی همچون شما بازتاب دهنده ی گريزناپذيری سرنوشت اندوهناک این زنان و تاکید گذار بر ماندگاری بدبختی های آن ها باشند. و بالاخره، خانم غیاثوند! جهان امروز آنقدر پیشرفت کرده است که نگاه ما را از حل المسایل ها و بحار الانوارها به جهانی بکشاند که در آن زن و مرد دو موجود همراه و همگام و کامل و زیبا هستند که، با تمام «تفاوت های طبیعی» خود «از نظر حقوقی» در مورد و خواست ها و نیازهاشان نيز برابرند. اگر جامعه ای در پذيرش چنین اصلی لنگ می زند، مشکل از خود جامعه و قوانین و حکومت هایی است که بر پایه ی تبعیض و نابرابری عمل می کنند. انسان هایی که خود را باورمند به حقوق بشر می دانند، باید تلاش شان در راستای مبارزه به منظور تغییر این قوانین، و این جامعه، باشد، نه این که در مسير پذيراندن تغييرناپذيری آن ها و ادامه ی بردگی زن ها باشد. 20 اکتبر 2010 shokoohmirzadegi@gmail.com |