شماره مقاله: 6653

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article6653



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

ضرورت‌های پنهان چندهمسری /سوسن محمدخانی غیاثوند

بررسی چندهمسری در اسلام به مناسبت قانون حمایت از خانواده - قسمت پنجم

چهار شنبه28 مهر 1389


اگر بخواهیم موضع‌گیری منصفانه‌ای در خصوص چندهمسری داشته باشیم باید هم معایب آن را ببینیم و هم محاسنش را. هم سخنان کسانی را که مخالفند بشنویم با ذکر دلائل، و هم حرف‌های کسانی را که موافق‌اند داشته باشیم. باید فکر کنیم به اینکه مخالفت و موافقت ما تا کجا به سود جامعه است.

اگر بنا باشد فقط حرف‌های خودمان را بزنیم و گوش شنوایی برای شنیدن اظهارات دیگران نداشته باشیم مطمئناً هیچ‌گاه به نتیجه‌ی درستی نخواهیم رسید و قطعاً آن‌چه به جایی نرسد فریاد است.

در سمت دیگر قانون چندهمسری، زنانی قرار دارند که شرایط خودشان، زندگی، خانواده‌شان و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند به شکلی است که آنان را ناگزیر به استفاده‌ی از قانون مذکور می‌کند. زنانی که متاسفانه در مجموعه‌ی گردآوری شده توسط اعضای کمپین خیلی کم و ناقص صدایشان شنیده شد.

سوال‌هایی که در ذهنم ایجاد شده این است که اگر بعد از ازدواج دلیلی برای ازدواج مجدد پیدا شد همچون برخی ضرورت‌های شخصی مثل نازایی زن و علاقه‌ی مرد به داشتن فرزندی از خود، یائسه شدن زن، بیماری زن، عدم توانایی زن در پاسخگویی به تمام نیاز جنسی مرد [من از مرد شهوت‌ران در اینجا سخن نمی‌گویم. دارم از مردی صحبت می‌کنم که میل و نیاز جنسی او با توانایی زن در رفع و پاسخگویی به این میل و نیاز هماهنگی ندارد]، تبدیل شدن تخت‌خواب به مکان باجگیری زن از همسرش و مواردی دیگر، در آن صورت با ممنوعیت مطلق تعدد زوجات تکلیف این دسته از مردها و زندگی‌شان چه خواهد شد؟

و یا اگر ضرورتی اجتماعی مثل برهم خوردن همسانی تعداد زنان و مردان آماده‌ی ازدواج که این مسئله با کاهش تعداد مردان به خاطر کشته شدن آن‌ها در جنگ‌ها، مقاومت پایی‌نشان در مقابل بیماری‌ها، پایین بودن موالید پسر نسبت به دختر، پایین بودن عمر طبیعی مردان نسبت به زنان که یکی از دلائل آن انجام کارهای سخت توسط این عده از مردان است و ...، می‌تواند به وجود بیاید، در این صورت تکلیف آن تعداد زنانی که بدون همسر می‌مانند چه می‌شود؟
کمپین می‌خواهد چه پاسخی به نیازها و خواسته‌‌‌‌‌های این دسته از زنان بدهد؟ مثلاً می‌تواند برای رفع نیاز جنسی این قبیل زنان یکی یک دانه از همان آلت‌های تناسلی پلاستیکی مردانه‌ای که سایزهای مختلفش و فروشگاه‌های محل تهیه‌اش را در برخی شبکه‌‌‌‌‌های ماهواره‌ای تبلیغ می‌کنند، بدهد؟

و تازه این شبکه‌‌‌‌‌های ماهواره‌ای متعلق به همان کشورهایی است که در آنجا ازدواج مجدد بدون لغو ازدواج قبلی ممنوع است و کمپین هم دست بر قضا خیلی سنگ این کشورها را به سینه می‌زند و مدل قوانین آنجا را هم بسیار می‌پسندد.

این بخش آشکار قضیه در جوامع مورد پسند اعضای کمپین بود و هر جامعه‌ای برای خود مطمئناً لایه‌‌‌‌‌های زیرین و پنهانی تری هم دارد. کمپین برای رفع نیاز عاطفی این دسته از زنان فاقد شوهر چه راهکاری دارد؟

آیا آنان را به نگهداری سگ، موش، گربه، قرقی، قناری، طوطی و کبوتر تشویق خواهد کرد؟ راستی در جامعه‌ی بحران زده ایران امروز که مردانش هم با مشکل بیکاری و تورم سخت دست به گریبانند و با تن دادن به چندین کار آن هم فقط برای رفع نیازهای اولیه و ضروری زندگی‌شان، خویشتن خویش را هم فراموش کرده اند، چقدر می‌توانیم به توانمندی اقتصادی زنان خوش بین باشیم؟ پیشنهاد کمپین برای مرتفع شدن نیاز مالی این زنان چیست؟ این زنها تا کی می‌توانند خودشان را و نیازهایشان را فراموش کنند تا اعضای محترم کمپین به ایده آلها و جامعه‌ی ایده آل خود فکر کنند و برسند؟

آیا کمپین در خود این جرات را می‌بیند که به این قبیل زنان بگوید چون شما سهمی از مردها ندارید بنابراین حق تاهل، حق همسر شدن، حق مادرشدن، حق مرتفع کردن نیاز جنسی، عاطفی و مالی خود را هم ندارید؟

در مملکتی که مردان پیر و سالخورده و لب گورش به محض از دست دادن و یا طلاق همسرانشان تصمیم به ازدواج مجدد که می‌گیرند اولین گزینه‌ی آنها دختر ۱۴ ساله‌ای است که رنگ «آفتاب – مهتاب» به چشم ندیده است، چقدر می‌تواند در چنین مملکتی برای زنان بیوه، مطلقه، میان سال آن هم با چندتا بچه، و یا دخترانی که کمی از سن ازدواجشان بر اساس عرف رایج گذشته است،‌شانس ازدواج با مرد فاقد همسر وجود داشته باشد؟

در چنین جامعه‌ای پیشنهاد کمپین به زنان فوق چیست؟ بناست به آنها بگویند تا کی نیازها و امیال خویش را سرکوب کرده و خواسته‌‌‌‌‌ها و حقوق طبیعی خود را نادیده بگیرند تا اعضای محترم کمپین فرهنگ سازی نمایند که در نهایت منجر به تغییر نگاه و باورهای مردان جامعه نسبت به زنان شود؟ راستی مگر کار فرهنگ‌سازی در طی چند سال امکان پذیر است؟ آیا حاکمیت چندین صد ساله‌ی نظام مرد سالارانه و نگاه مبتنی بر آن را مگر می‌توان طی چند سال تغییر داد؟

اعضای محترم کمپین که سعی در ریشه کن کردن چندهمسری در جامعه را دارند آیا صدای تمام زنان و مردان ایرانی را شنیده‌اند؟ آیا رفته‌اند و تحقیق کرده‌اند و دقیقاً آمار چند همسری در نقاط مختلف کشور و دلائل آن را هم استخراج کرده‌اند و دیده‌اند تمام دلائل فقط توجیه صرف هستند و دلیل قانع کننده محسوب نمی‌شوند لذا تصمیم گرفتند که از اساس با تعدد زوجات مخالفت نمایند؟

آیا امروز با قاطعیت می‌توانند اعلام کنند که در نقاط مختلف ایران تعداد مردان و زنان آماده‌ی ازدواج همسان است و به تعداد هر زن آماده‌ی ازدواج یک مرد آماده‌ی ازدواج وجود دارد؟ آیا با اطمینان کامل می‌توانند بگویند مخالفت آن‌ها به سود هم زنان اول و هم زنان دوم، هم مردان و هم کل جامعه است؟ آیا اعضای کمپین می‌توانند تضمین بدهند که با به کرسی نشستن خواسته‌شان، جامعه به سمت فساد و فحشاء سوق داده نمی‌شود؟

رادیو زمانه