شماره مقاله: 6572

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article6572



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

يافته ها و وقايع خشونت خانگي در آسيا، هاوائي و جزيره نشينان پاسيفيك/مایکو هاشیناما و چیک دابی/ مترجم: لیلا اسدی

سه شنبه6 مهر 1389


‏گستره موضوعي

ارزيابي اوليه نسبت به ادبيات خشونت حاكي از ميزان بالاي خشونت خانگي در خانه هاي آسيايي است. بر اساس نتایج تحقيق انجام شده توسط موسسه جزيره نشينان آسيا- پاسيفيك در ارتباط با خشونت خانگي جامعه ‏محور:

‏41 تا 61 درصد از پاسخ دهندگان خشونت در روابط جنسي، خشونت فيزيكي يا ‏جنسي و به طور كلي خشونت را در طول دوران زندگي خود تجربه كرده اند. ‏

در يك آمارگيري تلفني از يك نمونه آماري ملي شامل 8 هزار زن و 8 هزار مرد از گروه هاي مختلف ‏نژادي در ايالات متحده كه از نوامبر 1995 تا مه 1996 انجام گرفت؛ روشن شد كه: ‏

‏12.8 درصد از زنان جزيره نشي آسيا و پاسيفيك تجربه آزار فيزيكي توسط شريك ‏خصوصي خود را حداقل يك بار در طول زندگي خود داشته اند و 3.8 از مصاحبه ‏شوندگان تجربه تلاش براي ارتكاب تجاوز توسط شركاي خود را داشته اند يا از سوي ‏شريك خود مورد تجاوز كرده اند. نرخ آزار فيزيكي طي اين تحقيق آماري كمتر از نرخ ‏گزارش شده توسط سفيد پوستان (21.3) ؛ آفريقايي- آمريكايي ها (28.3) .... از ‏هر نژاد (21.2) افراد داراي نژادهاي مختلط (27 درصد) و هندي آمريكايي ها و بومي ‏هاي آلاسكايي (30.7) است. نرخ پائين آزار فيزيكي زنان جزيره نشين آسيا وپاسيفيك ‏مي تواند به دليل آمار كم گزارش دهي باشد. ‏

مطالعه نظام نظارت بر عامل ریسک رفتاری (‏BRFSS [1]) كه به طور سالانه و در هر ايالت به طور رندوم و در ميان جمعيت شهري ‏‏18 سال به بالا انجام مي شود در سال 2005 خشونت جنسي يا فيزيكي توسط شريك جنسي فعلي يا سابق ‏در 18 ايالت را مورد ارزيابي قرار داده است. بر اين اساس: ‏

نسبت زنان آسيايي كه حداقل تجربه يك نوع خشونت فيزيكي يا جنسي توسط شريك ‏جنسي خود را داشته اند (تهديد به خشونت فيزيكي شده اند يا مورد خشونت فيزيكي ‏كامل قرار گرفته اند يا اين كه ارتباط جنسي ناخواسته داشته اند) 9.7 بوده است، كه ‏پائين نرخ در ميان گروه هاي بومي/ نژادي در مقايسه با 26.8 درصد در بين ‏سفيدپوستان، 20.5 درصد هيسپانيك ها، 29.2 درصد سياه پوستان، 43.1 درصد ‏گروه هاي چند نژادي، 39 درصد آمريكايي هاي بومي/ آلاسكايي تبار و 29.6 درصد ‏از ساير نژادها است. ‏

آمار بومي هاي هاوائي يا ديگر زنان جزيره نشين به دليل تعداد كم پرونده ها، گزارش ‏نشده است. ‏

سازمان ملي بهداشت زنان آسيايي (‏NAWHO‏) يك مصاحبه تلفني را با يك نمونه گيري اتفاقي در ميان ‏‏336 زن آسيايي،آمريكايي 18-34 سال ساكن در سانفرانسيسكو و لوس آنجلس انجام داد كه از اين پس ‏مطالعه ‏NAWHO‏ ناميده مي شود: ‏

‏19 درصد از پاسخ دهندگان تجربه فشار براي داشتن رابطه جنسي بدون رضايت را از ‏سوي شريك جنسي خود و از سن 18 سالگي داشته اند و از اين تعداد 44 درصد يا 8 ‏درصد از كل افراد مصاحبه شونده، تجاوز كامل از سوي شريك خود را تجربه كرده ‏اند؛ 16 درصد از پرونده هاي تجاوز مربوط به شريك خصوصي زنان بوده است. ‏
‏12 درصد گزارش داده اند كه شريك جنسي شان با كتك زدن، لگد زدن، سيلي زدن، ‏هل دادن، پرتاب شيئ يا تهديد آنها با سلاح و ابزار مختلف به آنها آسيب وارد كرده يا ‏براي ايراد آسيب به آنها تلاش كرده است. ‏

‏14 درصد گزارش داده اند كه فردي به طور مكرر آنها را تعقيب كرده يا اينكه ‏جاسوسي آنها را مي كرده، در موقعيت هاي غيرقابل انتظار ظاهر شده، بيرون منزل ‏آنها، مدرسه يا محل كار آنها ايستاده است. (توجه: اين رفتارها مطابق با تعريف آزار ‏پنهاني است) ‏

‏جلوه هاي خشونت خانگي در جوامع خاص

كامبوجي ها ‏

در يك مطالعه انجام شده توسط نيروي اقدام عليه خشونت خانگي در بوستون، كه پرسشنامه هايي را در ‏ميان بازارها و ديگر محلها و مناسب هاي محلي توزيع كرد، نشان مي دهد: ‏

‏47 درصد از كامبوجي هاي آمارگرفته شده، زني را مي شناختند كه سيلي خورده، هل ‏داده شده، كتك خورده يا لگد زده شده يا ين كه از ديگر آزارهاي شريك جنسي خود ‏صدمه ديده است. ‏

‏44 درصد اظهار داشته اند كه زني را مي شناختند كه شريك جنسي اش به طور مرتب ‏وي را آزار مي داده يا تحقير مي كرده است. ‏

چيني ها ‏

در يك آمارگيري تلفني به طور اتفاقي از 262 نفر چيني (133 مرد و 129 زن) در لوس آنجلس : ‏
‏18.1 درصد از پاسخ دهندگان (زنان ومردان) تجربه خشونت فيزيكي كم توسط زوج ‏يا شركاي جنسي در دوران زندگي شان گزارش داده اند و 8 درصد از پاسخ دهندگان ‏گزارش داده اند كه خشونت فيزيكي وخيم درطول زندگي شان داشته اند. (توجه: دسته ‏بندي خشونت فيزيكي وخيم يا كم در معيار طبقه بندي محققان مشخص شده است). ‏
‏6.8 درصد از پاسخ دهندگان (زن و مرد) دوبار خشونت شريك خود را گزارش داده ‏اند. محقق مطالعه انجام گرفته اظهار مي كند كه امكان دارد ارزش هاي فرهنگي سنتي ‏به عنوان حائل حمايتي عليه فشارهاي جنسيتي شده مهاجرت عمل كرده است. ‏

فيليپيني ها

طي يك آمار گيري مستند نشده از زنان توسط نيروي اقدام زنان مهاجر اتحاد براي حقوق پناهنده گان و ‏مهاجرين و خدمات كه در سانفرانسيسكو فعاليت دارد: ‏

‏20 درصد از 54 زن فيليپيني تجربه برخي اشكال خشونت خانگي از قبيل خشونت ‏فيزيكي، رواني يا سوء استفاده جنسي خواه در كشور مبداء يا ايالات متحده را گزارش ‏داده اند. ‏

در يك پرسشنامه كاغذي كه شامل نمونه گيري هدفمند از دانشجويان فيليپيني كالج بود: ‏

‏31.4 درصد از پاسخ دهندگان زن گزارش داده اند ك تجربه خشونت فيزيكي را از ‏زماني كه رابطه خود را آغاز كرده اند اعم از كتك زدن، سيلي زدن، هل دادن و .. ‏توسط شريك جنسي خود داشته اند. ‏

هاوائي ها و ديگر جمعيت ها در هاوائي ‏

مطالعات زير آماري را در مورد مردم هاوائي به طور كلي و به نسبت بيشتر در ميان افراد آسيايي تبار، بومي ‏هاي هاوائي و جزيره نشينان نشان مي دهد. ‏

در مارس 1992 يك نمونه گيري اتفاقي از 502 زن شركت كننده دريك آمارگيري تلفني از ‏نيازهاي زنان از جمله سوال هايي در ارتباط با خشونت خانگي نشان مي دهد:‏

‏14 درصد از زنان گزارش دادند كه تجربه خشونت خانگي را داشته اند. اين آمار براي ‏اهالي قفقاز 15 درصد، فيليپيني ها 11 درصد، هاوائي ها 21 درصد، ژاپني ها 5 درصد ‏و ديگر گروه هاي نژادي 16 درصد گزارش شده است.‏

‏34 درصد (يك سوم) پاسخ دهندگان اظهار داشتند كه شخصا يك فرد سوء استفاده ‏شده را مي شناسند. ‏ يك آمارگيري كتبي نيز در سال 1992 انجام شد كه طي آن 332 تن از 8 مركز خريد در ‏اوآهو‏ [2] در ‏ارتباط با رفتار كمك جويانه شان در هنگام سوء استفاده و ديگر موضوعات بهداشتي خود براي شركت در ‏اين تحقيق ثبت نام كردند. پاسخ دهندگان شامل 91 زنان قفقازي، 38 فيليپيني، 59 زن اهل هاوائي، 69 ‏ژاپني و62 نفر از ديگر كشورها مي شدند. ‏

‏14.8 درصد گزارش داده اند كه تجربه سوء استفاده فيزيكي را داشته اند، 13 درصد ‏آزار جنسي و 25.7 درصد سوء استفاده احساسي را تجربه كرده اند. (توجه: مطالعه ‏مشخص نكرده كه مرتكبان اين رفتارها و جرائم لزوما شركاي جنسي آنها بوده اند يا ‏خير) ‏

در يك مطالعه سازمان دهي شده در يك كلينيك تخصصي زنان- زايمان در سال 1996 مشخص شد: ‏

‏18 درصد ( 11 نفر از 60 زن بيمار) خاطر نشان كرده اند كه آنها مورد ضرب و شتم، ‏لگد و مشت زدن يا ديگر آزارهاي فيزيكي توسط شريك جنسي خود و حداقل براي ‏يك بار قرار گرفته اند. ‏

در يك مطالعه در مور 25 مادر و 25 كودك (توجه: محققان ميزان پاسخ دهندگان را از اين نظر كه ‏آسيايي يا بومي هاي هاوايي يا جزيره نشين بوده اند، مشخص نكرده اند): كه در برنامه هاي خشونت ‏خانگي در هاوايي ثبت نام كرده بودند، شركت جستند. ‏

‏56 درصد زنان هر روزه مورد آزار كلامي قرار داشتند، 24 درصد هفتگي و 12 درصد ‏به طور ماهانه . اكثر اين افراد 72 درصد آزار كلامي را وخيم ارزيابي كردن در حالي ‏كه 20 درصد آنها اين رفتار را صرفا شديد دانسته اند. ‏

‏32 درصد از زنان گزارش دادند كه سوء استفاده فيزيكي را به طور هفتگي، 28 درصد ‏به طور ماهانه و 20 درصد بيشتر از يك ماه تجربه كرده اند. براي بيشتر اين افراد، 80 ‏درصد آنها، ميزان سوء استفاده فيزيكي وخيم ارزيابي شده است. ‏

ژاپني ها ‏

در يك مصاحبه چهره به چهره كه در سال 1995 به صورت نمونه گيري اتفاقي در ميان 211 زن مهاجر ‏ژاپني و زنان آمريكايي- ژاپني در ايالت لوس آنجلس انجام شد؛‏

‏61.1 درصد گزارش دادند كه تجربه نوعي خشونت فيزيكي، احساسي يا جنسي توسط ‏شريك جنسي خود را قبل از انجام مصاحبه داشته اند كه سوء استفاده جويانه بوده است ‏از جمله رويه هاي تحقير كننده فرهنگي مانند برگرداندن ميز غذا يا ريختن مايعات بر ‏سر و روي زنان.‏

‏51.7 درصد از زنان گزارش داده اند كه تجربه خشونت فيزيكي و 29.9 رصد تجربه ‏خشونت جنسي را در طول دوران زندگي خود داشته اند. ‏

‏57.1 درصد زنان برآورد شده است كه تجربه خشونت فيزيكي شريك خود را تا سن ‏‏49 سالگي داشتند و همينطور 35.2 درصد خشونت جنسي را تا سن 49 سالگي داشته ‏اند. ‏

هيچ تفاوت نسلي خاصي در ميان نسل ها اول، دوم، سوم و چهارم در ريسك هاي ‏تطبيق داده شده با سن تجربه كردن خشونت فيزيكي، جنسي يا رواني توسط شريك ‏جنسي يافت نشد. ‏

كره اي ها ‏

در يك مطالعه انجام شده در سال 1993 در مورد 256 مرد متأهل كره اي در شيكاگو مشاهده شد كه: ‏

‏18 درصد مردان پاسخ دهنده گزارش داده اند كه حداقل يك بار مرتكب اعمال ‏خشونت فيزيكي زير شامل پرتاب شيئ، هل دادن همسر، چنگ زدن، هل دادن يا سيلي ‏زدن به همسر خود شده اند. ‏

‏6.3 درصد از پاسخ دهندگان مرد مرتكب آنچه محققان به عنوان خشونت وخيم طبقه ‏بندي كرده اند (ضربه زدن، لگد زدن، داغ كردن، تهديد با چاقو يا تفنگ، پرتاب ‏كردن يا ايراد ضربه با چاقو) شده اند.‏

‏33 درصد از روابط مرد سالار حداقل يك بار در اعمال تجربه خشونت خانگي را در ‏طول سال تجربه كرده اند كه 12 درصد خشونت ها در روابط برابري طلبانه بوده است. ‏توجه: محققان روابط زوج ها را به 4 نوع تقسيم كرده اند – برابري طلبانه- تقسيم ‏قدرت- مردسالار و زن سالار- اين تقسيم بندي بر مبناي پاسخ مصاحبه شوندگان در ‏مورد كيفيت تصميم گيري ها صورت گرفته است. ‏

نزديك به 39 درصد از شوهران به عنوان تجربه كنندگان استرس هاي بالاي منجر به ‏خشونت خانگي در طول سال گذشته دسته بندي شده اند، كه تنها يك نفر از 66 شوهر ‏به عنوان تجربه كننده استرس پائين دسته بندي شده است. توجه: اين ارتباط ضرورتا به ‏اين معني نيست كه استرس دليل يا ايجاد كننده خشونت خانگي بوده است. بر زنان و ‏مردان غيرسوء استفاده كننده، نيز استرس بالايي تحميل شده و در مقابل به خشونت ‏خانگي متوسل نشده اند. ‏

طي توزيع يك پرسشنامه به زبان كره اي نمونه گيري سازگاري از 136 زن كره اي در ايالت تگزاس، ‏آستين و دالاس مشخص شد: ‏

‏29.4 درصد زنان خشونت فيزيكي را از سوي شركاي خصوصي خود در طول سال ‏گذشته تجربه كرده اند ‏

‏25 درصد از زنان گزارش داده اند كه دچار جراحت هاي مداومي به دليل خشونت ‏شريك خود در سال گذشته شده اند. ‏

در يك آمارگيري نزديك 214 زن كره اي و 121 مرد كره اي در سانفرانسيسكو در سال 2000 انجام ‏شد؛ اين آمارگيري زنان كره اي در وضعيت بحران را در بر مي گرفت: ‏

‏41.9 درصد از پاسخ دهندگان گفتند كه آنها يك زن كره اي را مي شناسند كه سيلي ‏خورده، لگد زده شده يا با هر نوع ايراد آسيب فيزيكي توسط شوهر يا دوست پسر خود ‏آسيب ديده است. ‏

50.2 درصد از پاسخ دهندگان يك زن كره اي را مي شناختند كه همسر يا دوست ‏پسرشان آنها را به طور مرتب مورد آزار و تحقير قرار مي دهد. ‏

يك مطالعه انجام شده در سال 1986 شامل مصاحبه هاي چهره به چهره از يك نمونه گيري نزديك از ‏‏150 زن كره اي ساكن در شيكاگو مشاهده كرد كه: ‏

‏60 درصد گزارش داده اند كه تجربه سوء استفاده فيزيكي توسط شريك جنسي خود در ‏زمان زندگي مشترك خود داشتند. ‏

‏22 درصد از خشونت جنسي توسط شريك جنسي خود در طول زندگي شان گزارش ‏داده اند. ‏

آسياي جنوبي ‏

طي يك مطالعه در مورد160 زن اهل آسياي جنوبي كه ازدواج كرده بودند يا رابطه جنسي داشتند، از روش ‏هايي مانند نمونه گيري گوله برفی‏ ‏ و... در ايالت بوستون استفاده شد كه: ‏

40.8 درصد حتي گزارش دادند كه تجربه سوء استفاده فيزيكي يا جنسي توسط ‏شركاي مرد خود را در حال حاضر دارند؛ 36.9 درصد از خشونت شريك جنسي خود ‏در سال گذشته خبر دادند. ‏

‏30.4 درصد از داشتن تجربه سوء استفاده فيزيكي خود گزارش دادند و 18.8 درصد ‏اظهار داشتند كه تجربه سوءاستفاده جنسي هستند. 65.2 درصد زنان سوءاستفاده ‏فيزيكي و جنسي را به طور همزمان گزارش كردند. ‏

‏15.8 درصد گزارش دادند دچار آسيب شده يا نياز به خدمات درماني در نتيجه اعمال ‏خشونت از سوي شريك جنسي خود را داشته اند. ‏

هيچ تفاوت معناداري در گزارش خشونت خانگي ميان ازدواج هاي توافق شده و ‏ازدواج هاي توافق نشده يافت نشد. توجه: ازدواج هاي توافق شده به رويه والدين در ‏انتخاب يك زوج يا زوجه براي فرزند خود اشاره مي كند.‏

در يك مطالعه در مورد 208 زن اهل آسياي جنوبي كه در نواحي بوستون و از گروه ها و جوامع محلي ‏ثبت نام كرده بودند؛ ‏

‏21.2 درصد از كساني كه تجربه سوء استفاده فيزيكي يا جنسي داشتند گزارش دادند ‏كه اين خشونت ها توسط شركاي خصوصي آنها اتفاق افتاده است، 14.9 درصد از ‏تجربه خشونت در طول سال گذشته خبر دادند. ‏

ويتنامي ها ‏

در يك آمارگيري با پرسشنامه كاغذي از 200 مرد ويتنامي كه از كليساها ، معابد و سازمان هاي مدني و ‏اجتماعي در منطقه دالاس براي شركت در مطالعه ثبت نام كرده بودند، مشخص شد: ‏

‏31 درصد از افراد حداقل يك بار رفتار سوء استفاده جويانه فيزيكي را در طول سال ‏گذشته تجربه كرده اند. ‏

مرداني كه جوانتر و داراي آموزش كمتر بودند يا گزارش شد كه نگرش هايي در مورد ‏حمايت از توسل به سوء استفاده از شركاي خود در برخي مواقع دارن، بيشتر متمايل به ‏گزارش ارتكاب سوء استفاده فيزيكي نسبت به شركاي زن خود در سال گذشته بودند. ‏با اين حال لزوما استفاده زياد از الكل يا الكليسم همراه با احتمال ارتكاب خشونت ‏فيزيكي ملازم تشخيص داده نشد (همچنان كه توسط آزمايش غربالگري الكل ‏ميشيگان اندازه گيري شده است). ‏

در يك مطالعه مربوط به 30 زن ويتنامي ثبت نام شده از يك انجمن غيردولتي كه به زنان ويتنامي در ‏بوستون خدمات مي دهد، مشخص شد: ‏

‏47 درصد از زنان فوق داراي تجربه خشونت فيزيكي توسط شركاي خصوصي خود در ‏زماني از زندگي خود بوده اند و 30 درصد گزارش داده اند كه خشونت فيزيكي از ‏سوي شريك جنسي خود را در سال گذشته تجربه كرده اند. ‏

‏انواع سوء استفاده

فيزيكي، رواني و سوء استفاده جنسي ‏ پروژه توانمندسازي و ترويج احترام زنان آسيايي (‏AWARE‏) در واشنگتن دي سي، يك نظرسنجی (پیمایش) ‏بدون نام بود كه در سال 2001- 2000 براي بررسي تجربيات سوء استفاده، نيازهاي مربوط به ارائه ‏خدمات و محدوديت هاي ارائه خدمات در ميان زنان آسيايي انجام شد. با استفاده از روش گوله برفی‏ از ‏‏178 زن آسيايي نمونه گيري شد و ثبت نام به عمل آمد كه طي آن مشخص شد:‏

‏81.1 درصد از زنان تجربه خشونت را حداقل به يكي از اشكال از سوي شريك جنسي ‏خود در سال گذشته داشته اند (اين اشكال سوءاستفاده توسط محققان به عنوان تسلط/ ‏كنترل/ فشار رواني، فيزيكي و يا سوء استفاده جنسي طبقه بندي شده است. ‏

‏66.9 درصد برخي از اشكال سلطه/ كنترل و سوء استفاده رواني را حداقل به طور ‏اتفاقي تجربه كرده اند و 47.9 درصد اين رفتار را حداقل غالبا در سال گذشته تجربه ‏كرده اند. ‏

‏31.9 درصد تجربه سوء استفاده جنسي يا فيزيكي حداقل يك بار را در سال قبل داشته ‏اند.‏

از ميان 23 زني كه گزارش داده اند، تجربه خشونت از سوي شريك خصوصي خود را ‏ندارند، بيش از نيمي از آنها 64 درصد زني آسيايي تبار را مي شناختند كه اين نوع ‏خشونت را تجربه كرده است. 9 درصد گزارش داده اند كه مادران و 11 درصد گفته ‏اند كه خواهرانشان داراي اين تجربه هستند. ‏

اعمال خشونت از طريق بستگان سببي ‏

در ميان 169 زن آسيايي پاسخ دهنده كه در زمان آمارگيري ازدواج كرده بودند، 5.7 ‏درص گزارش سوء استفاده رواني از سوي بستگان سببي خود را داده اند. نسبت زناني ‏كه سوء استفاده رواني خويشان سببي خود را گزارش كرده اند، به نحو قابل توجهي ‏بيشتر از خشونت شركايشان در روابط فعلي آنها است 15.4 درصد بيشتر از افرادي كه ‏چنين خشونتي را ذكر كرده اند. ‏

در يك مصاحبه تلفني با يك نمونه گيري اتفاقي از افراد بزرگسال اهل گجرات، در ‏سنين 18-46 سالگي،6.6 درصد از پاسخ دهندگان زن گزارش داده اند كه از سوي ‏خويشان سببي خود با ذكر نام آنها مورد اعمال خشونت قرار گرفته اند. ‏

‏28.5 درصد از شركت كنندگان در پروژه مطالعاتي ‏AWARE‏ زني را مي شناختند ‏كه مورد سوء استفاده خويشاوندان سببي خود قرار گرفته است. ‏

نمودهاي اجتماعي، فرهنگي سوء استفاده ‏

مطالعه يوشيما در ارتباط با زنان ژاپني مقيم لوس آنجلس مقياسي را به كارگرفت كه طي آن سوالاتي در ‏ارتباط با نمودهاي فرهنگي اجتماعي ريشه دار در خشونت داخلي شده بود و يافته هاي زير به دست آمد: ‏

زنان ژاپني مقيم در ايالات متحده خشونت فرهنگي اجتماعي وخيمي را در اشكال ‏مختلف خشونت شامل ريختن مايعات، واژگون كردن ميز غذا و رابطه جنسي اجباري ‏را عليرغم نگراني زنان در ارتباط با نگراني آنها از حضور افراد در نزديك خود تجربه ‏كرده بودند. ‏

استفاده از مقياس اجتماعي-فرهنگي بيشتر فراگير منتهي به افزايش 18 درصدي آمار ‏گزارش شده در مورد خشونت فيزيكي (52درصد) شد در مقايسه با نرخ به دست آمده ‏با استفاده از مقياسي از معمولا استفاده مي شود كه همان مقياس تاكتيك هاي متعارض ‏CTSاست. با كاربرد اين مقياس نرخ به دست آمده 34 درصد بود. اين يافته در واقع ‏اهميت توجه به برخي متغيرها در نمودها و تظاهرات خشونت خانگي را نشان مي دهد. ‏

‏نگرش هاي مربوط به خشونت خانگي

مطالعه نيروي وظيفه آسيايي نشان داد كه: ‏

پاسخ دهندگان مسن تر چيني نسبت به استفاده از زور بردبار تر بودند و احتمال بيشتري ‏وقوع داشت كه توسل به خشونت را از سوي شوهر نسبت به زن خود توجيه كنند. ‏وضعيت مهاجرت افراد و سطح آموزش ارتباطي با احتمال توجيه توسل به خشونت مرد ‏نيافت. ‏
نمره ميانگين همه پاسخ دهندگان به امتياز و برتري مرد 8.5 از 24 درصد بود. در ميان ‏پاسخ دهندگان ويتنامي اين امتياز 12 از 24 بالاترين امتياز در ميان گروه هاي نژادي ‏مختلف طي اين مطالعه بود. بالاترين نمره مختص به اعتقادات فردي بيشتر و قوي تر به ‏برتري مرد است. نمره ميانگين 8.5 درصد يك نمره پائين است كه به طور كلي نشان ‏مي دهد پاسخ دهندگان به حق مرد براي تنبيه همسرش اعتقاد ندارند و اين كه اين مرد ‏مي تواند انتظار داشته باشد كه با همسر خود هر وقت خواست مي تواند رابطه جنسي ‏داشته باشد كه وي حاكم خانه است يا اين كه زنان مستحق كتك خوردن هستند. ‏

در سالل 1995 مطالع يوشيماها، يك مطالعه جمعيت محور با نمونه گيري رندوم از 211 زن ژاپني ساكن ‏در لوس آنجلس نشان مي دهد كه: ‏

‏71 درصد از پاسخ دهندگاني كه تجربه خشونت شريك خود را داشته اند گزارش داده ‏اند كه زمينه نژادي آنها بر تجربه شان از خشونت شريك تأثير دارد. آنها جنبه هاي ‏خاصي از زمينه هاي فرهنگ ژاپني را خاطر نشان كرده اند كه بر شيوه هاي عكس ‏العمل نسبت به رفتار خشونت آميز شريك خصوصي شان تأثير مي گذارد. اين جنبه ‏هاي فرهنگي شامل موارد ذيل مي شوند: اجتناب و پرهيز از درگيري، ارزش تحمل و ‏بردباري، پذيرش سلطه و كنترل مرد، ارزش رفاه كل خانواده و بيزاري از درخواست ‏كمك در موارد بروز خشونت خانگي ‏

در ميان زنان و مردان چيني 50 سال و بزرگتر متولد شده در خارج از آمريكا ( مطالعه در مورد 262 زنان ‏و مردان چيني در لوس آنجلس) به موارد زير دست يافته است: ‏

اقليت مهمي از اين افراد ذكر كرده اند كه خشونت همسر نسبت به زنش وقتي توجيه ‏مي شود كه همسر به خاطر رفتار زن اين عمل را مرتكب مي شود. يعني رفتار زن است ‏كه موجب اعمال خشونت مي شود(41.2 درصد از زنان و 46.5 درصد از مردان) در ‏مقابل 38.2 درصد از زنان و 48.8 مردان اذعان كرده اند، وقتي مرد، زن خود را با ‏يك مرد ديگر ببيند يا رابطه وي را كشف كند، به اعمال خشونت متوسل مي شود. ‏

تعداد زيادتر از مردان نسبت به زنان فكر مي كنند كه توسل به خشونت فيزيكي از سوي ‏مرد نسبت به همسر خود قابل توجيه است اگر، زن مدام بهانه جويي مي كند (2.9 از ‏زنا و 16.3 درصد از مردان)، اگر شوهر دريابد كه زن مشروب خورده و مست است ‏‏(5.9 زنان و 11.6 مردان) و اگر زن تمايلي به سكس با مرد نداشته باشد. (0% زنان و ‏‏14 درصد مردان) ‏

بخش قابل توجهي از زنان در مقايسه با مردان اظهار داشتند كه خشونت فيزيكي شوهر ‏نسبت به زن خود قابل توجيه است وقتي كه زن رفتار هيستريك دارد (94.1 درصد ‏زنان و 74.4 درصد مردان) ‏

به طور كلي مردان و افراد مسن تري كه كمتر فرهيخته بودند، تمايل بيشتري به اين باور ‏داشتند كه توسل به خشونت فيزيكي از سوي مرد نسبت به زن توجيه پذير است.‏

يك آمارگيري تلفني از بزرگسالان ويتنامي (246 زن و 194 مرد) كه به طور رندوم صورت گرفت، در 4 ‏منطقه از ايالات متحده اورنج كانتي، هيوستون، بوستون و لنسينگ به اين يافته ها دست يافت: ‏

در حالي كه اكثريت پاسخ دهندگان خشونت شريك خصوصي خود را به عنوان يك ‏مشكل در جامعه ويتنامي در نظر گرفته اند، تنها 40 درصد از افراد اين امر را به عنوان ‏يك موضوع جدي يا خيلي جدي تلقي كرده اند.‏

در يك درجه بندي 5 رتبه اي از يك : مخالف با همه وضعيت ها تا 5 كه: موافق با ‏همه وضعيت ها تعيين شده بود، پاسخ دهندگان موافقت بيشتري را با اظهارات زير ‏نشان دادند مانند خشونت شريك خصوصي بايد متوقف شود(4.72)؛ دولت بايد در ‏اين شرايط مداخله كند (4.50) و رفتار مرتكبان بايد به رعايت قانون پايبند باشند ‏‏(4.34). ‏

توافق هاي كمتري به نسبت در ارتباط با جملات زير اظهار شد: مرتكبان بايد زنداني ‏شوند (3.30) و مرتكبان بايد تحت تعقيب قرار بگيرند. (3.74) ‏

در مطالعه ‏NAWHO‏ در مورد زنان آمريكايي در سنين 34- 18 به اين فاكت ها دست يافت: ‏

اگرچه بيشتر پاسخ دهندگان (94درصد) موافق بودند كه تجاوز يك مسئله جدي در ‏جامعه ماست، 18 درصد بر اين اعتقاد بودند كه تجاوز بين دو نفري كه در دو سوي ‏يك رابطه قرار دارند، اتفاق نمي افتد. ‏

نگرش هاي مربوط به درخواست كمك و تجربيات مربوط به آن‏

در پروژه ‏AWAR‏ اين يافته ها به دست آمد: ‏

‏44.8 درصد از زنان آسيايي مورد مطالعه گزارش دادند كه آنها يا ساير زنان آسيايي در ‏هنگام سوء استفاده شدن، هيچ كاري براي حمايت از خود در مقابل اتفاقات اين چنيني ‏انجام ندادند. 32.1 درصد اظهار داشتند كه آنها منزل را ترك كردند. نويسندگان ‏گزارش اظهار كردند كه انجام ندادن هيچ كاري مي تواند به عنوان يك استراتژاي ‏مقاومت در تلاش براي اجتناب يا كاهش خشونت در نظر گرفته شود. ‏

‏34.3 درصد از خانواده خود كمك گرفتند و 32.1 درصد از دوستانشان.تنها 15.7 ‏درصد گزارش دادند كه به پليس اطلاع دادند و 9 درصد از يك موسسه فعال در اين ‏زمينه درخواست كمك كردند. ‏

‏78 درصد (اكثريت زنان) با بيان تجربيات خود احساس بهتري داشتند اما 35.4 درصد ‏خاط نشان كردند كه آنها احساس شرمندگي دارند. ‏

مطالعه نيروي اقدام آسيايي دريافت كه متغيرهاي قابل ملاحظه اي در مورد نگرشهاي مرتبط با دريافت ‏كمك و مداخله در هنگام وقوع خشونت خانگي در ميان گروه هاي نژادي وجود دارد: ‏

‏29 درصد از زنان پاسخ دهنده اظهار داشتند؛ زناني كه مورد سوء استفاده قرار مي ‏گيرند نبايد درمورد سوء استفاده با كسي گفتگو كنند، اين افراد شامل 22 درصد زنان ‏كامبوجي، 18 درصد از زنان چيني، 5 درصد زنان متعلق به آسياي جنوبي و 29 درصد ‏از زنان ويتنامي بودند كه موافقت خود را با اين امر اعلام كردند. ‏

‏74 درصد از زنان آسياي جنوبي حمايت كردند كه زن سوء استفاده شده براي دريافت ‏كمك با پليس تماس بگيرند، از اين افرا 47 درصد كامبوجي،52 درصد چيني، 27 ‏درصد كره اي و 49 درصد ويتنامي بودند. ‏

تنها 3.1 از زنان سوء استفاده شده در مطالعه، داراي قدرت مهار عليه سوء استفاده ‏شريك خود بودند. اين آمار اساسا كمتر از موارد گزارش شده در يك مطالعه از زنان ‏بود (از هر گروه و نژادي) در ماساچوست كه طي آن بيش از يك سوم زنان خشونت ‏شريك خود را در طول 5 سال گذشته ذكر كرده بودند و در آن توانسته بودند، مهار ‏خشونت را به دست گيرند. ‏

در يك مطالعه 62 زن آسيب ديده (20 زنان آفريقايي- آمريكايي، 22 زن اسپانيايي و 20 زن آسياي ‏جنوبي) كه به آژانس هاي ارائه دهنده خدمات دسترسي داشتند: ‏
زنان آسياي جنوبي تمايل بيشتري داشتند تا از اعضاي خانواده خود كمك بگيرند در ‏مقايسه با زنان آفريقايي- آمريكايي يا زنان اسپانيايي. تفاوت در نسبت زناني كه ‏خشونت را براي پدران خود فاش كرده بودند زياد بود، (40 درصد از زنان آسيايي ‏جنوبي در مقايسه با 11.1 درصد از زنان آفريقايي- آمريكايي و 6.7 درصد از زنان ‏اسپانيايي) يا برادران خود (55 درصد از زنان آسياي جنوبي در مقايسه با 16.7 درصد ‏زنان آفريقايي- آمريكايي و 21.7 درصد از زنان اسپانيايي). ‏

بدنبال آشكار كردن خشونت مرد، زنان آسياي جنوبي تمايل قابل ملاحظه بيشتري ‏نسبت به گرفتن مشاوره از سوي اعضاي خانواده خود داشتند تا اين كه در همان تعهد ‏ازدواج خود نسبت به ساير گروه ها بمانند. ‏

مهاجرت و اسكان مجدد پناهنده اغلب همراه با اختلال در شبكه هاي حمايت اجتماعي و در واقع انزواي ‏فرد است. ‏

بيش از 90 درصد زنان ويتنامي مصاحبه شده در مطالعه ‏Tran‏ تنها 0 تا 2 نفر را به ‏عنوان منابع حمايتي خود داشتند. ‏

در مطالعه يوشيهاما در لوس آنجلس، اولين نسل از پاسخ دهندگان ژاپني (افرادي كه ‏در ژاپن متولد شده و بعد به آمريكا مهاجرت كرده بودند بعد از سن 13 سالگي) ‏كمترين تعداد افرادي را مي شناختند كه برايشان حمايت هاي اجتماعي را فراهم مي ‏كرد و كمترين سطح رضايت را هم در ارتباط با خدمات اجتماعي در دسترس خود در ‏ميان 4 نسل از مصاحبه شوندگان در اين مطالعه داشتند. ‏

از ميان 3 گروه مطالعه شده، زنان آفريقايي- آمريكايي، اسپانيايي ها و زنان آسياي ‏جنوبي، گروه آخر كمترين تعداد اعضاي خانواده شان در ايالات متحده سكونت داشتند ‏در مقايسه با ساير گروه ها. ‏

در مطالعه ‏Chemtob كه در هاوايي انجام شد يافته هاي زير به دست آمد: ‏

از ميان دلايل ارائه شده توسط مادراني كه با وجود روابط سوء استفاده آميز باقي مانده ‏بودند، افرادي كه در بالاترين رتبه بندي از نظر دريافت خدمات قرار گرفته بودند (3 ‏دسته بندي) شامل كساني مي شدند كه نيز به پناهگاه داشتند (40 درصد از دسته ‏نيازهاي اوليه)، سرپرستي براي فرزندان آنها مقرر شده بود (72 درصد از نيازهاي ‏مادري)، همراهي (44 درصد از نيازهاي رابطه اي) و قصور والدين (24 درصد از ‏نيازهاي اجتماعي نسبت به والدين). ‏

‏بهره مندي از خدمات

اطلاعات مربوط به بهره گيري از خدمات در سازمان هاي جامعه محور

مطالعه ‏Apna Ghar ، شيكاگو، 2007 ‏

‏10234 ساعت از خدمات رساني مستقيم به 254 زن بزرگسال و 23 كودك قرباني ‏خشونت خانگي اختصاص يافته است. از ميان اين افراد:

براي 45 زن و 26 كودك سرپناه فراهم شد

200 زن مشاوره حقوقي دريافت كردند ‏

154 زن مشاوره فردي دريافت كردند

1057 تماس تلفني از سوي افراد درگير در بحران پاسخ داده شد‏

نيروي اقدام آسيايي عليه خشونت خانگي: بوستون، 2007

‏4668 تلفن در خطوط تلفني چند زبانه پاسخ داده شد ‏

به 362 مراجعه كننده با سرويس هاي جامعه محور خدمات ارائه شد ‏

به 83 مراجعه كننده پناهگاه هاي ضروري و سرويس هاي مرتبط با آن ارائه ‏گرديد ‏

پناهگاه زنان آسيايي: سانفرانسيسكو، 2007-2008 ‏

به 28 زن و 18 كودك خدمات رساني صورت گرفت ‏

‏300 تلفن فوريتي در ارتباط با خشونت خانگي پاسخ داده شد ‏

درخواست 177 زن و 88 كودك به دليل عدم وجود پناهگاه مناسب و ‏خدمات موجود رد شد

زنان آسيايي متحد مينه سوتا (‏AWUM‏)، مينه سوتا، 2007 ‏

‏53 نفر از 212 زن و 65 نفر از 174 كودكي كه خدمات مربوط به پناهگاه ‏را دريافت كردند، آسيايي بودند

‏303 نفر از 2088 زن و 123 نفر از 123 كودك كه خدمات مرتبط را از ‏طريق برنامه حمايت جامعه محور دريافت كردند، آسيايي بودند

و.....‏

‏خشونت های خانوادگی مرتبط با قتل ‏

در یک گزارش خشونت خانگی مرتبط با قتل در خانواده های آسیایی که طبق اخبار و اطلاعات روزنامه ‏ها تهیه شده است، در طول یک دوره زمانی 6 ساله 2000-2005 موسسه جزیره نشینان آسیا و ‏پاسیفیک 160 پرونده را مورد تحلیل قرار داد که نتایج آن به شرح زیر است:‏

انواع قتل ها و اعمال وحشیانه ‏

از تعداد کلی 16 مورد خشونت خانگی مرتبط با پرونده های قتل

‏72 درصد (115) مورد پرونده های قتل توسط شریک جنسی یا همسر بوده اند ‏

‏16 درصد (25) مورد به قتل های خانوادگی دیگر مرتبط بودند مانند قتل کودکان و... ‏

‏12 درصد (20) مورد هم به پرونده قتل های نزاع و درگیری و یا مناقشات جمعی خانوادگی و ‏قتل های ناموسی ارتباط داشتند ‏

‏160 پرونده آدمکشی در 226 مورد اعمال وحشیانه : 184 بزرگسال و کودک کشته شدند و 42 نفر از ‏مرتکبان بعد از کشتن قربانیان خود دست به خودکشی زده اند ‏

قربانیان ‏

‏78 درصد از قربانیان زنان و دختران و 20 درصد مردان و پسران و 2 درصد از آنها نیز ‏ناشناخته اند ‏

‏68 درصد از قربانیان شرکای خصوصی: 70 درصد شرکای فعلی (78 زن و 10 مرد)، 30 درصد ‏شرکای قبلی (33 زن و 4 مرد) بودند ‏

‏32 درصد از قربانیان اعضای خانواده غیر از شرکای جنسی بودند: 22 نفر کودک، 12 نفر ‏بستگان، 10 نفر والدین، 15 نفر سایر افراد ‏
‏64 درصد از قربانیان در خانه های خود به قتل رسیدند ‏

‏62 درصد قربانیان با گلوله کشته شدند ‏

کودکان

رفتار وحشیانه با 22 کودک نشان می دهد که کودکان بزرگترین گروه بعد از زنان را در میان ‏قربانیان آدم کشی تشکیل می دهند

13 مورد از 20 مورد قتل های خانوادگی کودکان بوده اند ‏

‏160 تن از قربانیان کودک از جمله آنهایی که بعد از رفتارهای وحشیانه زنده ماندند، شدیدا ‏مورد حمله قرار گرفته بودند به نوعی که شاهدان عینی این قتل ها یا خودکشی یا گواهی داده ‏اند که این حملات با ایراد آسیب های فیزیکی و روانی بسیار شدید همراه بوده است. ‏

مرتکبین ‏

‏83 درصد از مرتکبین مرد، 14 درصد زن و 3 درصد ناشناخته بوده اند ‏

‏7نفر از کل 10 نفر مدانی که کودکان را کشته اند، مادران آنها را نیز به قتل رسانیده اند. ‏همچنین از هر 4 زن، یک زن علاوه بر قتل فرزند شریک خود را نیز کشته است. ‏

‏70 درصد از قاتلین از تفنگ برای ارتکاب قتل استفاده کرده اند. ‏

طی ارزیابی تطبیقی این آمار نتیجه این شد که: ‏

‏23 درصد از مرگ های مربوط به خشونت خانگی از سال 2001تا 2005 در ایالت کالیفرنیا به ‏جزیره نشینان آسیا و پاسیفیک اختصاص داشته است. ‏

‏31 درصد (16 مورد از 51 پرونده) قتل های خشونت خانگی از سال 1993- 1997 در ایالت ‏سانتاکارلای کالیفرنیا آسیایی بوده است که اگرچه آسیایی ها در مقایسه با دیگر جمعیت ها ‏تنها 5/17 درصد را به خود اختصاص می داده اند ‏

‏7 قتل شریک خصوصی در سال 2000 در هاوایی گزارش شد. 5 زن فیلیپینی کشته شده ‏بودند که با توجه به جمعیت 3/12 درصدی فیلیپین ها در هاوایی نرخ بالایی است. ‏

Resourse

‎ Yoshihama, Mieko. And Dabby, Chic (2009). Facts & Stats: Domestic Violence in Asian, ‎Native Hawaiian and Pacific Islander Homes, Asian & Pacific Islander Institute on Domestic ‎Violence, APIA Health Forum, September.‎ ‎

يادداشت

[1] Behavioral Risk Factor Surveillance System‏

[2] O’ahu

تا قانون خانواده برابر