شماره مقاله: 6515

مسیر:
صفحه اول > تریبون > مقالات

لینک مستقیم:
/spip.php?article6515



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

مهدی غنی : در بحث درون دینی تا جایی که زنان به توانمندسازی خود بپردازند می توانند از حقوق برابر برخوردارشوند

صبرا رضایی

شنبه20 شهریور 1389


تغییر برای برابری / مجموعه ی کمپین از نگاهی دیگر: مهدی غنی روزنامه نگار، دارای مدرک کارشناسی علوم اجتماعی از فعالین مطبوعاتی حال حاضر ایران می باشد. وی دارای سابقه دستگیری و حضور در زندان های سیاسی قبل از اتقلاب است . مهدی غنی پس از پیروزی اتقلاب در نشریات مختلف از جمله : چشم انداز ایران، اعتماد ، شرق و... به فعالیت پرداخته که حاصل آن سی و یک سال سابقه مطبوعاتی ست. گفتگو پیش رو به مناسبت چهارمین سالگرد فعالیت کمپین یک میلیون امضا با وی است.

به نظر شما با توجه به موقعیت اجتماعی ایران، در پیگیری مطالبات کمپین یک میلیون امضا، مذهب بازدارنده است یا پیش برنده؟

مذهب هم بازدارنده است و هم پیش برنده. این پاسخ ناظر بر رویکردهای مختلفی است که نسبت به مذهب در جامعه ما وجود دارد. آنچه به نام مذهب و دین در میان برخی اقشار رایج است نسبتی با متن دین اسلام و اصول اولیه آن ندارد. مجموعه ای است از فرهنگ و آداب و رسومی که طی قرون در جامعه شکل گرفته و رنگ مذهب نیز گرفته است. دراین رویکرد مناسبات سنتی و فرهنگی میان زنان و مردان به عنوان سنت دینی تلقی می شود. اما اگر به متن دین مراجعه کنیم نتیجه ای دیگر حاصل می شود که با رویه موجود متفاوت است.

به نظر شما راه ورود مذهب به فضای اجتماعی مدرن، از جمله حرکت های برابری طلبانه ی زنان چیست؟

راه ورود مذهب به فضای اجتماعی مدرن پالایش آن است. اصول مذهب مثل توحید و ایمان به خدا از کیفیت و دینامیسمی برخوردار است که مسیر تحول و تغییر را هموار می کند. براساس این اصول انسان ها برای رسیدن به حقوق خود باید خود را توانمند کنند. زنان وقتی می توانند به برابری دست یابند که توانمند شوند. ظرفیت های لازم و توانایی های مربوطه را درخود ایجاد کنند. درغیر این صورت حتی اگر قوانین تبعیض آمیز هم از بالا تغییر کند، زنان به دلیل ناتوانی های فرهنگی و تاریخی خود نخواهند توانست از آن قوانین بهره مند شوند.

از نظر شما ساختار تبعیض آمیز قوانین ایران به لحاظ جنسیتی تا چه حد ملهم از مذهب است؟ و تا چه حد ناشی از مسائل دیگر؟

قوانین جاری درکشور ما ملهم از فقه موجود است و فقه خود را تنها راه شناخت مذهب می داند. اما واقعیت اینست که فقه موجود برداشت و تفسیر فقها از متون دینی است. این مسأله چند اشکال اساسی دارد اول آن که فقه حوزه کاری به کلیت قرآن ندارد. در فقه جاری کمتر از یک دهم آیات قرآن بطور گزینشی از کلیت آن جدا شده و مورد توجه قرارمی گیرد. طبعا" در چنین حالتی درک محتوای واقعی حتی همان یک دهم نیز صائب نخواهد بود. دوم اینکه برای درک متون دینی مقدمه ای در فقه جاری گنجانده شده است که ربطی به دین ندارد و آن هم منطق یونانی ارسطواست که از قرن دوم هجری وارد اسلام شد و به عنوان متد فهم متون دینی رسمیت یافت. طبعا" دینی که از فیلتر فلسفه و منطق یونان قدیم شناخته شود نتیجه ای دیگر خواهدداشت. ثالثا" برداشت و تفسیر فقها خود ملهم از شرایط فرهنگی، تاریخی، زمانی و برخاسته از سبک زندگی آنان است و به همین دلیل میان آنان اختلاف فراوانی وجود دارد و در طول زمان نظریاتشان متفاوت می شود. به عنوان مثال زمانی تصور می کردند که باسواد شدن زنان و مشارکت آنان در اموراجتماعی و اداری و یا شرکت زنان در انتخابات موجب فساد و انحراف می شود و با آن مخالف بودند اما امروز کمترمخالفتی با این امور دارند.

از نظر شما سهم فعالان ملی – مذهبی و به طور کلی سیاسیون در جمع آوری یک میلیون امضا برای اعتراض به قوانین تبعیض آمیز چقدر است؟ (نمادین) ، اصلا آیا همچنین تعهدی وجود دارد یا نه ؟

به نظر نمی آید نقش اساسی و تعیین کننده داشته باشند. بیشتر جنبه حمایتی دارند.

از نظر شما طرح مطالبات کمپین یک میلیون امضا، به معنای به چالش کشیدن مذهب است ؟

خیر، اما در نگاه مذهب سنتی رایج چنین تلقی وجود دارد. همین مسأله موجب برانگیختن واکنش هایی می شود و چه بسا مانع پیوستن زنان سنتی به این جریان شود.

به نظر شما همین مبارزه برای رسیدن به قوانین عادلانه و اگاه سازی صورت گرفته در این بین نشانی از توانمندی زنان نیست؟

مسلما" هر حرکتی نشانی از توانمندی دارد و خود باعث توانمندی بیشتر می
شود. حداقل بر تجربه فرد می افزاید. حتی حرکت های ناآگاهانه و خود به
خودی نیز درجه ای از توانمندی را در خود دارد. اما منظور من جهت حرکت
است. زمانی شما برای کارآموزی به جایی می روید و قصدتان اینست که کار را
یاد بگیرید. زمانی هم چنین قصدی ندارید و بطور عبوری به کاری برمی خورید
یا از کارخانه ای بازدید می کنید و تا حدی کار را یاد می گیرید. توانمند
سازی خود یک حرکت هدفدار و مشخص است و هدفش تواناسازی زنان و بالابردن
کیفیت و دانش و فرهنگ و قدرت سازماندهی و مدیریت و اقتصاد آنهاست. گاهی
شما به کسی ماهیگیری یاد می دهید و زمانی برای او ماهی می خرید. این دو
تا با هم فرق دارد. مشکل ما اینست که حتی اگر قانون خوبی هم داشته باشیم
نمی توانیم از آن استفاده خوبی بکنیم. حق و قانون چیزی نیست که حاکمیت به
مردم هدیه کند. حق و قانون آن چیزی است که مردم آن را کسب می کنند و آن
را تحقق می دهند. چقدر قانون خوب ما داریم که هیچکدامش اجرا نمی شود.
چرا؟.همین الان بسیاری قوانین به نفع زنان تصویب شده است اما اکثریت زنان
جامعه از آن هیچ اطلاعی ندارند. اصلا" خیلی ها نمی دانند چه حقوقی دارند.
بعد یک عده می گویند باید قانون یا حقوق تغییرکند. یکی از حرکت های اولیه
توانمندسازی آگاه سازی است. اصلا" زنان در همین جامعه چه حقوقی دارند؟ از
همین قوانین موجود تا چه میزان توانسته اند به نفع خود استفاده کنند؟ بر
فرض از فردا اعلام کنند همه زنان و مردان در حقوق مساویند. آیا زنان
قادرند در همه سطوح جای مردان را بگیرند؟ بحث توانمندسازی اینجاست.
درهمین بیست سی سالی که داشته ایم با رشد زنان تحصیلکرده و شرکت فعال
آنان در امور سیاسی و اجتماعی است که امروز بحث تساوی مطرح شده است. این
بخاطر توانمندشدن زنان است وگرنه این بحث ها از دوره مشروطه تا کنون مطرح
بوده است. ما باید توانمندسازی را اصل بگیریم و در پی آن به همه خواسته
ها و مطالبات می رسیم

یکی از اهداف اصلی کمپین نیز همین آگاه سازی است، و از روش های مختلف هم در این زمینه بهره گرفته است، حرف شما کاملا درست است اما تمام این پروژه آگاه سازی و توامدند سازی به طور محسوسی در حال اجرا و تا میزانی نتیجه بخش بوده است. با توجه به این موارد فعالیت های کمپین تا چه میزان با جهت گیری که شما ذکر نمودین همسو است؟

من به طور دقیق با فعالیت های کمپین آشنایی ندارم، اما اگر اینطور که شما می گویید یعنی این آگاه سازی و توانمند سازی وجود دارد، پس جهت، جهت درستی است.

از نظر شما در قالب یک حرکت درون دینی، بحث برابری جنسیتی را تا کجا می توان پیش برد؟

در بحث درون دینی تا جایی که زنان به توانمندسازی خود بپردازند می توانند از حقوق برابر برخوردارشوند. درقرآن هم راه دست یابی زنان به شرایطی مانند مردان یا حتی بیشتراز آنان را بالا بردن ظرفیت و توانمندی آنان می داند.

به نظر شما جمع آوری یک میلیون امضا برای درخواست تغییر قوانین با توجه به شرایط سیاسی امروز ایران ممکن است مشروعیت یک حرکت اجتماعی را زیر سوال ببرد؟

بستگی به رویکرد و برخورد آنها دارد. درصورتی که امضا کنندگان درخواست خود را نوعی مقابله با مذهب معرفی کنند طبعا" با توجه به شرایط جامعه ما می تواند موجب عدم مشروعیت این حرکت اجتماعی شود. اما وقتی امضا کنندگان خواست خود را منطبق بر اصول مذهب معرفی کنند مشروعیت طرف مقابل را زیر سئوال خواهند برد.

بزرگترین ضربه و بزرگترین بهره ی جنبش های اجتماعی از اتفاقات خرداد 88 به این سو را در چه چیزی می دانید؟

بزرگترین بهره آن ایجاد یک هوشیاری و بیداری در میان اقشار مختلف جامعه نسبت به سرنوشت خود و حقوق از دست رفته شان است و فعال کردن آنان برای دست یابی به این مطالبات. اما بزرگترین ضربه هم بالارفتن هزینه که ناشی ازفقدان ساماندهی و آموزش بود.

به نظر شما و با توجه به شرایط فعلی جامعه ی ایران، قدرتمند تر شدن حرکت هایی نظیر کمپین یک میلیون امضا و یا حرکت های مدنی دیگر در گرو چه فاکتورهایی است؟ (چالش پیش روی جنبش های مدنی ایران برای بقا چیست؟

1- پرهیز از رویکردهای چپ روانه و شتابزده که معمولا" نتیجه عکس می دهد.

2- تقویت مبانی فکری و نظری و خلاصه نشدن در حرکت های سیاسی و سازمانی که معمولا" به تجزیه و انشعاب و تفرقه می انجامد.

3- آموزش و آموزش، مهم ترین رمز موفقیت یک حرکت مدنی و احتماعی در شرایط فعلی جامعه است. با توجه به مشکلات فرهنگی جامعه ما از جهات مختلف، آموزش مانند خونی است که در رگ یک حرکت درجریان است.

به نظر شما ترم "حمایت جنبش¬های اجتماعی از یکدیگر" چطور و با توجه به چه فاکتورهایی عملی می¬شود؟

لازمه چنین امری، بالا رفتن فرهنگ مشارکت و نهادینه شدن آن در میان اقشار مختلف و نیروهای اجتماعی است. متأسفانه به دلایل تاریخی و فرهنگی، فرهنگ مشارکت و کارجمعی ما پایین است. درجامعه ما انگیزه رقابت و مقابله بسیار کاراتر و قوی تراست تا انگیزه مشارکت.