|
خانم عبادی، ما نه شیوا را فراموش می کنیم و نه سکینه را!چهار شنبه10 شهریور 1389 ـ خانم عبادی، ما نه شیوا را فراموش می کنیم و نه سکینه را! اخبراً، در پی گفته های خانم شیرین عبادی درباره ی یکی از قهرمانان مبارز سرزمین مان، يعنی خانم شیوا نظرآهاری، و نيز 17 زندانی اعتصاب کننده ای که در خطر مرگ قرار داشتند، و همچنين سکینه محمدی، زنی که در انتظار سنگسار به سر می برد، برخی دلیلی پیدا کرده اند تا مدام تکرار کنند که: «جمهوری اسلامی داستان سکینه محمدی را بر سر زبان ها انداخته تا توجه جهان را از زندانیان سیاسی سلب کند». نتيجه گيری تلويحی از اين سخن آن است که : «پس، کاری به کار سکینه نداشته باشیم و حواس مان را فقط روی زندانیان سیاسی مان متمرکز کنيم!» البته، خانم عبادی، در ابتدای گفتگوی خود، به درستی و دقیقاً می گویند که: «جامعه ی جهانى درباره ی شيوا نظرآهارى و ۱۷ زندانى سياسى ديگر ايران كه دست به اعتصاب غذا زده بودند بى توجهى نشان داده است و اكنون بايد براى نجات جان شيوا نظرآهارى اقدام كند... بايد وجدان عمومى را در سطح ملى و بين المللى حساس كرد و توجه همگان را به اين مسئله جلب كرد كه در مورد بسيارى از زندانيان سياسى اين خطر وجود دارد».اما ایشان، در ادامه ی مصاحبه ی خود، اضافه می کنند که: «براى اين كه حواس دنيا از زندانيان سياسى پرت شود، دولت با طرح مسايلى چون دعواى زرگرى بين آقاى مشايى و ساير اصولگرايان، يا مجازات غيرمنطقى براى مجرمين عادى، توجه بين المللى را جلب كرده است. به عنوان مثال بايد بگويم من شخصاً مخالف حكم سنگسار هستم و معتقدم خانم سكينه محمدى پس از اين كه مجازاتش را در زندان متحمل شده بايد بيرون بيايد. اما توجه داشته باشيد كه چگونه يك باره خانم سكينه محمدى تبديل به كمپين بين المللى مى شود و توجه افكار عمومى را به خود جلب مى كند تا حدى كه ما فراموش مى كنيم بر سر زندانيان سياسى چه مى آيد. 17 زندانى سياسى اعتصاب غذا كردند و تا پاى مرگ ايستادند، اما متاسفانه نه در سطح ملى و نه در سطح بين المللى آن گونه كه بايد به اين مسئله توجه نشد؛ چون داستان سكينه محمدى را وزارت اطلاعات به نحوى جلو انداخت كه توجه همگان به آن جلب شود و مسئله ی بزرگتر يعنى زندانيان سياسى اعتصاب كننده را فراموش كنيم.». در این گفته ها، چند نکته ی بسیار با اهمیت وجود دارند و به نظر می رسد که در اينجا خانم عبادی، بدون توجه به برخی ملاحظات حقوقی، و به خصوص حقوق بشری، اظهار نظری کرده اند که بیشتر احساسی ـ سياسی است تا اصولی و حقوقی. برای روشن شدن بحث لازم است که دو موضوع زندانيان سياسی و اعتصاب غذايشان را، از يکسو، و داستان محکوميت به سنگسار سکينه را، از سوی ديگر، نخست از يکديگر جدا ساخته و سپس آنها را رویروی هم قرار دهيم. اين نکته کاملاً درست است که حکومت های دیکتاتوری، و به خصوص حکومتی چون حکومت اسلامی، به طور دایم در صددند تا حواس مردمان را از موضوعی که مطرح است به موضوع دیگری که بطور عادی چندان مطرح نيست جلب يا منحرف کنند. برای چنین حکومتی ماهيت اين موضوع دوم چندان مهم نیست چرا که قصد فقط دروغ گفتن به مردم و شلوغ کردن اوضاع و به هم ریختن ذهنیت مردمان برای جلوگيری از تمرکز آنها بر یک موضوع خاص مطرح است و بس. در واقع، حکومت اسلامی این کار را نه تنها در مورد مسایل داخلی کشور که در سیاست جهانی هم مرتب انجام می دهد. اما این که خانم عبادی می پرسند: «چگونه يك باره خانم سكينه محمدى تبديل به كمپين بين المللى مى شود و توجه افكار عمومى را به خود جلب مى كند تا حدى كه ما فراموش مى كنيم بر سر زندانيان سياسى چه مى آيد؟» دارای گوهر نگران کننده ای است که دوست دارم آن را مستقيماً با خودشان در ميان بگذارم:
- در عين حال، اگر مساله ی زندانیان سیاسی و اعتصاب غذايشان در «سطح ملی» سر و صدایی که شایسته ی آن بوده بپا نکرده شما خوب می دانيد که در اين مورد مردمان گناهی نداشته اند، چرا که در ایران پوشيده در سانسور و خفقان، امکان برپا کردن سر و صدا پيرامون مسایل سیاسی و حقوق بشری و حتی مسایل فرهنگی کمياب است. اما، با این همه، شما اگر در هفته های اخیر سری به سایت ها و وبلاگ ها و صفحات فیس بوک و بالاترین و خلاصه کل رسانه های اینترنتی درون مرزی بیاندازید خواهید دید که در همان «سطح ملی» هم مردم، و به خصوص جوان ها، در حدود امکانات مختصرشان به طور مرتب برای زندانیان سیاسی تلاش خبری و اعتراضی داشته اند. در ارتباط با ایرانیان برون مرزی هم، باز ما در حد امکان مان کارهایی انجام داده ایم، مثل نوشتن پتیشن های مختلف به زبان های متعدد، و يا نوشتن نامه به سازمان های حقوق بشری؛ و اين کار را همواره انجام می دهیم.
- شما، به عنوان یک حقوقدان و به عنوان یک کوشنده ی حقوق بشر، باید به مراتب بیش از من و امثال من بدانید که در چارچوب نگاه حقوقی بین المللی، و به خصوص در چارچوب اعلاميه جهانی حقوق بشر، شکنجه و سنگسار سکینه ی زناکار (و حتی اگر اتهام قاتل بودن او را هم بپذیریم) همانقدر زشت و غیر انسانی است که آزار و شکنجه ی انسان های شریف و مبارزی چون زندانیان سیاسی و نمی توان به لحاظ ناهنجار بودن وضعيت زندانيان سياسی اعتصاب کرده موضوع او را کم اهميت تر و ثانوی دانست.
از نگاه یک زن - شکوه میرزادگی |