شماره مقاله: 6400

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article6400



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

زنان افغانستان در زنجیر خشونت طالبان/ایونا

چهار شنبه27 مرداد 1389


خبرگزاری بین المللی زنان ایران : بررسی ونوشتن درمورد وضعیت زنان درافغانستان کاری ساده و آسان به نظر نمی رسد، چون وضعیت زنان به ویژه وضعیت زنان جوان درخانواده های افغانی بی نهایت دردناک است، که شاید دردناک تر از شنیدن حرف های تراژدی باشد، که حال آدم را فضای یأس آلود آن به هم می زند .

به گزارش خبرگزاری ایونا ، هنجارهای سنتی و قومی ، آداب و رسوم خانوادگی... همانند کوله باری است که زنان افغانی محکوم به حمل آن هستند و مثل زنجیر هایی فولادین دست وپای آنان را بسته است. وقدم گذاشتن بیرون از دایره عرف وسنت خانواده، بدعت نابخشودنی برای زنان ودختران تلقی می شود.

طالبان مدت پنج سال است که تحت لوای شریعت و اسلام افغانستان را به تصرف خود درآورده است و به نام اسلام زنان را از حقوق واقعی شان محروم کرده است و آنان را از فعالیت های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی باز داشته است. طالبان زنان را از رفتن به بیرون از منزل منع کرده، تا مبادا به ایمان مردان صدمه وارد شود، مثلاً جامعه فاسد شود و اسلام آسیب ببیند.

خداوند خطاب به مردان می فرماید که چشمان تان را از دیدن زنان نامحرم باز دارید و زنان نامحرم را با نگاه غرض آلود نبینید، این هم هدایت خداوند است تا زنان با خیال آسوده و آرام به کارهای روزمره خود و فعالیت های اجتماعی بپردازند و ابتکارات و خلاقیت های خود را به نمایش بگذارند.

زن این موجود عظیم که تداوم دهنده ی نسل انسان در کره ی خاکی است به واسطه طالبان در افغانستان از تمامی حقوق و آزادی های شان محروم شد. طالبان به نام دین و با ادعاهای دروغین شان اساسی ترین حقوق و مزایایی سیاسی و اجتماعی زنان را از آنان گرفتند.

در دین مبین اسلام بر تساوی حقوقی مرد و زن تأکید شده است و اولین پیامش (اقرأ) و به تعقیب آن (الذی علم باالقلم) است یعنی دینی که با خواندن ونوشتن نازل می شود و انسان ها را به دانایی، علم، آموختن، بصیرت و آگاهی بشارت می دهند اما جریان متحجر و تاریک اندیش طالبان نه تنها از اصول و آموزه های ارزشمند دین مبین اسلام سر پیچی کرده اند بلکه دین خدا را ابزاری برای تحقق آمال و خواسته های شوم شان قرارُ داده و به جای توسعه و گسترش زمینه های آموزشی و تعلیمی؛ جهل و نادانی را در جامعه نهادینه ساختند و با سرکوب قلم و خواندن مکانهای علمی و دانشگاه ها را برروی زنان مسدود و با اعمال ناروا و غیر انسانی مراکز آموزشی را به آتش کشیده به همین ترتیب حق فعالیت های سیاسی و اجتماعی را از زنان سلب و آنان را در خانه ها محبوس کردند.

طالبان با آموزه های غلطشان به آسیب های اجتماعی زنان در افغانستان دامن زده و ازدواج های اجباری، خرید و فروش زنان و دختران را در افغانستان عامل شوند.

حال چه بايد کرد؟ چگونه مي توان حقوق زنان را در افغانستان تامین کرد؟

خشونتهای خانوادگي بي داد مي کند. زنان اغلب به بيماريهای رواني دچار اند، ضرب و شتم و انواع ظلم هابر آنها انجام مي شود. خود سوزی، خود کشي، فرار از خانه و جدايي، راههای هستند که از سوی زنان مظلوم افغانستان به هزاران مورد تجربه شده است. با اين وجود رسيدگي به امور زنان وظيفه ای کيست؟ چگونه قانون رعايت و اجرامي شود؟ زنان نيمی از جامعه را تشکيل مي دهند، اما در جامعه افغاني به اين نيم پیکر اجتماع توجه لازم نمي شود. زنان همچنان مظلوم هستند و حقوق آنها به شدت نقض مي گردد. موضوع زن و خانواده يک نمونه از مواردی است که نقض آشکار حقوق زنان را در جامعه ای افغاني نشان مي دهد، ولي دهها مورد ديگر وجود دارد که بيانگر نقض حقوق زنان مي باشند.

با توجه به مادۀ ۲۲ قانون اساسی کشور که "هر نوع تبعیض و امتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است، اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابر قانون دارای حقوق مساوی می باشند." اکنون سهم زنان افغانستان در ادارات دولتی، رسانه های همگانی، فعالیت های اجتماعی و سیاسی و ... چشمگیر است؛ کوتاه این که امروزه زنان در پرتو رهنمود قانون اساسی توانسته اند به حقوق مدنی و سیاسی و امتیازات اجتماعی شان برسند ...

ولی وزارتخانه های امور زنان، اطلاعات و فرهنگ، عدليه و سازمانهای حقوق بشر در اين زمينه راهکارهایی اندیشیده اند:

1) آگاهي اجتماعي و بالا بردن سطح فکری و دانش مردم: برای آوردن تغييرات و اصلاحات فرهنگي بايد آگاهي و سطح بینش مردم را بالا برد. موثرترين و سريعترين نقش را در اين زمينه رسانه های جمعي مانند تلويزيون، راديو، جراید...، مي توانند ايفا کنند. در اينجا يک چالش وجود دارد که زنان خودشان در رسانه های افغاني هنوز نقش کمتری و نسبت به مردان دارند. و اگرتعداد کمی هستند نقش موثری ندارند. لذا نياز به همکاری مردان آگاه و بشر دوست است که مسووليت اخلاقي، وجداني، ايماني و انساني خودشان را برای دفاع از حقوق زنان که بخش مهمي از حقوق بشر است، انجام دهند. همچنين حضور گسترده ی خود زنان در رسانه ها مي تواند به اين امر کمک کند.

2) آموزشگاه ها: مراکز آموزشي اعم از مدارس، دانشگاه ها و مراکز علمی نقش مهمي را در بالابردن سطح فکری جامعه در رابطه با حقوق زنان و نهادينه شدن آن دارند..

3) وظيفه دولت: دولت بايد قانون را اجرا کند. البته اين به آن معني نيست که دولت افغانستان در رابطه با تامين حقوق زنان کاری را انجام نداده است، مسلما کارهای مثبتی را با حمايت جامعه بين المللي انجام داده است، اما روند کارها خيلي آهسته و در بعضي موارد محوری نبوده است.

4) نقش نهادهای مدني، سازمانهای غير دولتي و فرهنگيان جامعه: فرهنگيان و روشنفکران و نهادهای مدني و اجتماعي مي توانند نقش مثبتي را در آگاهي اجتماعي واحیای حقوق زنان داشته باشند.

ولی با تمامی این تدابیر کارشنانسان مسائل زنان و کارشناسان بین المللی از آینده زنان افغان نگران هستند. مهمترين نگراني و چالش در بهبودی اوضاع زنان، آمدن دوباره طالبان است. دولت و جامعه جهاني در کنفرانس لندن الحاق طالبان را به دولت افغانستان خوش آمد گفتند و باب مذاکره و مفاهمه را بطور رسمي و علني باز نمودند. يکي از مهمترين سووال ها مي تواند موضوع زنان باشد که با آمدن طالبان و گروههای همفکر آن حقوق آنها چه خواهد شد؟ متاسفانه زنان در مذاکره با طالبان هيچ نقشي را ندارند و از طرف زنان مرداني تصميم مي گيرند که ممکن است حقوق زنان برای شان مهم نباشد.

در مذاکره با طالبان موضوع حقوق بشر و حقوق زنان بايد يک اصل از اصول مذاکره باشد و نماينده ای زنان در هيئت مذاکره کننده حضور داشته باشد. مذاکرات بطور مخفي طوري که تا حالا بوده است، نباشد و مردم در جريان گفتگوها از طريق رسانه های جمعي قرار گيرند.

برگرفته و ترجمه شده از سایت ملتقی الکوادر

ایونا