|
خانه امن کجاست؟/ سیما شچهار شنبه6 مرداد 1389 وقتی از خانه به قصد خرید خارج شدم، لیست خرید روزانه را از کیف در آوردم و در حال نگاه کردن به آن بودم که ناگهان صدای جیغ و فریاد زنی و همهمه ی مردم در آن طرف کوچه نظرم را جلب کرد. به سرعت خودم را به آنجا رساندم. شاید دیدن این ماجرا بیشتر شبیه به دیدن فیلمهای وحشتناک هالیوودی بود، مردی قوی هیکل که دستی معلول نیز داشت، موهای پریشان زنی لاغر با جثه ای کوچک را دور مچ دست سالمش پیچانده بود و چون گربه ای گرسنه که به دنبال گنجشک باران خورده ای که کناری کز کرده و بی راه فرار است، سر زن را محکم به دیواره بلوار وسط خیابان می کوبید.خون از تمام سر صورت زن فواره می زد، هیچ کس به خود جرات نزدیک شدن به زن را نمی داد. وقتی دلیلش را پرسیدم همه متفق القول از عواقب کار می ترسیدند و می گفتند مرد بیمار روانی است و ممکن است موجب آزار و اذیت همسایه ها شود. راستی این خشونت ناشی از چیست؟ از عدم آگاهی جامعه؟ نبود قانون تاثیر گذار؟ تبعیض جنسیتی؟ نبود انجمن های حامی زنان و خانه های امن ؟ راستی تا کی باید نشست و ناظر ماند؟ |