شماره مقاله: 6265

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article6265



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

خانه امن کجاست؟/ سیما ش

چهار شنبه6 مرداد 1389


وقتی از خانه به قصد خرید خارج شدم، لیست خرید روزانه را از کیف در آوردم و در حال نگاه کردن به آن بودم که ناگهان صدای جیغ و فریاد زنی و همهمه ی مردم در آن طرف کوچه نظرم را جلب کرد. به سرعت خودم را به آنجا رساندم. شاید دیدن این ماجرا بیشتر شبیه به دیدن فیلمهای وحشتناک هالیوودی بود، مردی قوی هیکل که دستی معلول نیز داشت، موهای پریشان زنی لاغر با جثه ای کوچک را دور مچ دست سالمش پیچانده بود و چون گربه ای گرسنه که به دنبال گنجشک باران خورده ای که کناری کز کرده و بی راه فرار است، سر زن را محکم به دیواره بلوار وسط خیابان می کوبید.خون از تمام سر صورت زن فواره می زد، هیچ کس به خود جرات نزدیک شدن به زن را نمی داد. وقتی دلیلش را پرسیدم همه متفق القول از عواقب کار می ترسیدند و می گفتند مرد بیمار روانی است و ممکن است موجب آزار و اذیت همسایه ها شود.
این زن ، همسر دوم مرد بود. زن اول به خاطر این آزار ها از او طلاق گرفته بود و زن دوم که دختری کم سن و سال از روستای دور افتاده ای بود. بدون دانستن این خصوصیات و شاید به خاطر فقر مالی خانواده و کم کردن یک نان خور از خانواده، تن به ازدواج داه بود. با فریاد های من و چند زن دیگر، مردان که به تماشا نشسته بودند، جرات کردند و زن را از مرد نجات دادند. وقتی می خواستند زن را از آنجا دور کنند با گریه و شیون می گفت که می خواهد برگردد به خانه، چون در غیر این صورت مرد حتمن فرزند شیرخوارش را خواهد کشت...!

راستی این خشونت ناشی از چیست؟ از عدم آگاهی جامعه؟ نبود قانون تاثیر گذار؟ تبعیض جنسیتی؟ نبود انجمن های حامی زنان و خانه های امن ؟ راستی تا کی باید نشست و ناظر ماند؟