شماره مقاله: 6172

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article6172



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

سلام به دختر همسايه جرمي سنگين تر است تا متلك پراكني به او /نجوا

پنج شنبه10 تیر 1389


استفاده ابزاري از نام دين پس از انقلاب تنها به همين ورطه محدود نمي شود، اينگونه استفاده از نام دين در بخشي از جامعه حتي دين گريزي را به همراه دارد و نوجوان بزرگ شده در اين نسل نخستين ديواري را كه در مقابل خود مي بيند ديوار جداسازي جنسيتي است، مصرف بالاي مواد آرايشي و سن پايين استفاده كنندگان از آن در ميان دختران اين مرز و بوم از سويي و متلك پراني بخشي از پسران كه مي خواهند صدايشان را از فراز اين ديوارهاي بتني نامرئي بدان سو برسانند، چون سلام به دختر همسايه جرمي سنگين تر است تا متلك پراكني به او

انقلاب كه شد، تنها ديكتاتور پيشين نبود كه عوض شد بلكه برخي بيل و تيشه برداشتند تا هر چه در اين مرز و بوم وجود داشت را ريشه كن كنند، منظورم تنها آن تيشه هايي نيست كه تخت جمشيد و پاسارگاد را هدف قرار داد، بلكه تيشه هايي بودند كه ضربات كاري تر بر پيكره اين سرزمين وارد كردند، به عنوان نمونه مي توان از تيشه بدستاني نام برد كه با تفكرات بيمارشان به جان زير ساخت هاي فرهنگي افتادند.
زمان زيادي از انقلاب گذشته بود كه متولد شدم اما روند طي شده و جريان ضربات پي در پي وارد آمده به فرهنگ و به خصوص فرهنگِ زندگيِ اجتماعي در اين مرز و بوم وارد مي شد چنان آشكار بود كه نيازي به حضور از ابتداي ماجرا نبود تا بتواني عمق آن را درك كني، روندي كه در ادامه يافتنش بسياري از كساني كه اين روزها معترض نتايج حاصل از اين روند هستند، دخيل بوده اند.

تصور مي كنم زمان زيادي از 22 بهمن 57 نگذشته بود كه زنان و دختراني كه در بخش اعظم اقدامات ضد رژيم پهلوي شركت داشتند، با رويه اي كه روي ديگر كشف حجاب رضاخاني بود روبرو شدند و اين بار اجبار در پوشش بود، مقاومت ها هيچ سودي نداشت، زنان معترض به واسطه استفاده ابرازي به قدرت رسيدگان از دين خانه نشين شدند، حكومت تا جايي پيش رفت كه مي توان در فيلم هاي تلويزيوني ساخته شده در آن سالها پاسداران را ديد كه به كندوكاو چگونگي روابط زن و مردي كه در خيابان در كنار هم راه مي روند مي پردازند و البته فضاسازي رواني اي كه به كودكان متولد آن سالها مي آموخت پس از سن مدرسه جنسيت مقابل و سوال در مورد آن همچون كبريت، آتش، پريز برق و ... خطرناك است، پايگاههاي بسيج محلات، انجمن هاي اسلامي مناطق و ساير كانون هاي فرهنگي! – اسلامي نيز كم كم دست به كار شدند و كلاسها و جلسات بررسي روابط دختر و پسر هر روز در يك كوي يا برزن برگزار مي شد، تا نوجواني كه هنوز مفهوم جنسيت را به درستي درك نكرده با مفهوم نگاه شهواني آشنا شود، نوجواني كه در دوران صميمت همراه با فشارهاي جنگ بزرگ شده و تربيت مملو از پاكي و صميميت و سادگي آن دوران را در ذهن دارد در برابر تصورات زن يا مرد ميان سالي كه تجربه دوران شاه را در مورد بي بند و باري هاي لجام گسيخته دارد و عملكردي بخشي از جامعه در آن دوران را به روابط و عملكرد كل جامعه بسط مي دهد قرار مي گيرد و از اين زن يا مرد مي شنود كه بايد از روابط با جنس مقابل به جز ازدواج دوري كرد، هر چه از رابطه مي شنود برابر با روابط شهواني است و در اينگونه بررسي ها امكان روابط سالم به حد صفر پايين ارزيابي مي شود و از آموزه هاي ديني در اين مورد تنها "زنان مزرعه مردانند" مورد قرار مي گيرد و كسي هم جرات نمي كند بپرسد كه چگونه است پدران و مادرانمان 12 سال تحصيل مقدماتي خود را در كلاسهاي مختلط مدارس زمان طاقوت در محيطي دوستانه و با روابطي صميمي طي كردند ولي به جز اندكي محدود هيچ يك وارد حيطه روابط شهواني نشدند؟ نوجوانان در زير فشار رواني اينگونه سيستم اموزشي اي بزرگ شده و تيشه هايي كه بنيان هاي اجتماعي اين مرز و بوم را هدف قرار داده اند به كار خود ادامه مي دهند و شكاف ميان دو نيمه جمعيتي گسترش مي يابد و صاحبان آن تفكر بيمار به جاي اصلاح امور دست به تشديد آن مي زنند، پارك هاي تك جنسيتي احداث مي شد، دانشگاهها جداسازي جنسيتي مي شوند، سخن از جداسازي جنسيتي معابر نيز در برخي محافل به گوش مي خورد، دادگاهها اجازه مي يابند به افراد متمول اجازه چند همسري دهند، بر درب و ديوار شهر نهادهاي اسلامي از نان مي خواهند خود را به مانند كالاهايي چون مرواريد و زر و مانند آن از مردان دور نگاه دارند كه مبادا دزديده نشوند!!! و خلاصه همه جا پر مي شود از ديوارهاي بتني نامرئي جدا سازي جنسيتي.

استفاده ابزاري از نام دين پس از انقلاب تنها به همين ورطه محدود نمي شود، اينگونه استفاده از نام دين در بخشي از جامعه حتي دين گريزي را به همراه دارد و نوجوان بزرگ شده در اين نسل نخستين ديواري را كه در مقابل خود مي بيند ديوار جداسازي جنسيتي است، مصرف بالاي مواد آرايشي و سن پايين استفاده كنندگان از آن در ميان دختران اين مرز و بوم از سويي و متلك پراني بخشي از پسران كه مي خواهند صدايشان را از فراز اين ديوارهاي بتني نامرئي بدان سو برسانند، چون سلام به دختر همسايه جرمي سنگين تر است تا متلك پراكني به او

بر سر درب كوچه دوباره پارچه نوشته اي نصب كرده اند، انگار كلاسي ديگر در نهي روابط دختر و پسر مي خواهد برگزار شود، از سر كوچه كه رد مي شوي نوجواني را مي بيني كه از روابط جنسي خود براي دوستانش مي گويد، انساني مونث رد مي شود و متلكي پرانده مي شود، اگر بگذريم از آن دختركي كه از اين متلك به واسطه اينكه مورد توجه قرار گرفته! خوشنود هم مي شود، يك سوال باقي مي ماند و و اينكه پدران و مادران ناخشنود از وضعيت جاري در سالهايي كه سياست هاي رسمي تيشه به ريشه روابط سالم و طبيعي جاري ميان زن و مرد در جامعه مي زد و چنين وضعيتي را كه شايد هنوز هم گستردگي اش زياد نباشد، ايجاد مي كرد، كجا بودند؟

نجوا