|
گفتوگو با جعفر توفيقي، آخرين وزيرعلوم دولت اصلاحات: تفكيكجنسيتي خروج نخبگان از كشور را سرعت ميبخشدشنبه15 خرداد 1389 طرح تفكيك جنسيتي در دانشگاههاي كشور بيش از آنكه در حد عمل باشد، در حد حرف است، اما وقتي كه وزير علوم دولت دهم دم از اجراي اين طرح ميزند و از بررسي پيشنهادهاي ارائه شده براي ايجاد دانشگاههاي تكجنسيتي خبر ميدهد، بايد باور كرد كه حرفها جدي است. نمونه اجراي طرح تفكيكجنسيتي سالهاي سال است در دانشگاه الزهرا و امام صادق(ع) وجود دارد و شايد علت طرفداري طراحان از اين طرح آن است كه طرح فوق از اختلاط دختر و پسر جلوگيري ميكند درحاليكه اين اختلاط در محيطهاي ديگر نيز وجود دارد و نميتوان تنها دانشگاهها را از اين اختلاط مستثني دانست، در كنار اين موضوعات توان علمي كادر آموزشي و ظرفيت فضاهاي آموزشي خود نشان از آن دارد كه حرفهايي كه قرار است عملي شود، تا چه حد به واقعيت نزديكند. واقعيت اما دورتر از همه اين گفتهها است، اين را تحليلهاي دكتر جعفر توفيقي آخرين وزير علوم دولت اصلاحات،بهروشني نشان ميدهد: تفکیک جنسیتی مسئلهای است که در طول چند سال اخير در حوزههای مختلف مطرح میشود و در دانشگاهها در حوزه بهداشت ودرمان و البته پیش از این نیز در حوزههای دیگر مطرح شد و حتی به اجرا هم در آمد، مسئلهای که امام خمینی (ره) در زمان حیاتشان آن را مطرود اعلام کردند، با اين حال شاهد اين هستيم كه مسئولان آموزشي كشور به دنبال اجرايي كردن اين طرح هستند، به طور كلي منشا ارائه طرحهاي اين چنيني و اصرار بر اجراي آن را چگونه ميبينيد؟ براي بهتر شدن بحث من سعي ميكنم كه اين موضوع را بيشتر باز كنم چرا كه در حال حاضر تعبيرهاي مختلفي از اين امر صورت ميگيرد، اگر تفكيك جنسيتي در دانشگاههاي كشور به معناي تاسيس دانشگاههايي جداگانه باشد، كه اين امر در دانشگاههاي مختلف دنيا وجود دارد اما نه به شكلي كه اكنون مسئولان ما انتظار دارند. ما در كشور به طور محدود از اين دانشگاهها داريم و در اغلب كشورهاي دنيا نيز اين دانشگاهها وجود دارد اما در كشورهاي ديگر اين دانشگاهها مشكل اجباري بودن را ندارد و براي كساني است كه ترجيح ميدهند به اين دانشگاهها بروند. اين شكل دانشگاهها از اين باب نيست كه وقتي در دانشگاهها براي مثال فرهنگ عمومي و ارزشها زير سئوال ميروند اقدام به تاسيس اين دانشگاه بكنند. بلكه فرصتي است براي كساني كه ميخواهند در اين نوع دانشگاه تحصيل كنند و از روي اختيار آنها است و نه از روي اجبار. پس اين بديهي است كه اگر قرار باشد دانشگاههايي به شكل تفكيك جنسيتي و تك جنسيتي فعاليت كنند، بايد اينقدر فرصتهاي برابر در بين دانشگاهها وجود داشته باشد كه دانشجويان از روي يك اراده آزاد و با قدرت اختيار و انتخاب بالا تصميمگيري كنند، نه اينكه ما دانشگاههاي مادر كشور را جدا كنيم و آن وقت بگوييم تقاضاي مردم است. در حال حاضر نگاهي كه از سوي مسئولان كشور به اين قضيه وجود دارد اين است كه باتوجه به معضلات و مشكلاتي كه در دانشگاهها به دليل اختلاط جنسيتي وجود دارد، به دنبال اين كار هستند، شما به صورت كلي اين نگاه را تاييد ميكنيد و نظرتان در اين رابطه چيست؟ اگر تفكيك جنسيتي به همين معنا باشد كه آن را باز كرديم به اين معنا كه در دانشگاهها ديوار در وسط كلاس ايجاد شود نادرست است، چرا كه نگاه به دانشگاهها به سمتي ميرود كه اين محيط ارزشها و فرهنگ عمومي را زير سئوال ميبرد و بر اين اساس بايد اين جداسازي را انجام داد در صورتي كه اين نگاه كاملا غلط است و تجربه ثابت كرده است كه دانشگاهها نسبت به ساير نهادهاي اجتماعي جزء سالمترين محلها بوده است و قطعا بيش از ساير نهادها پاسدار ارزشها است. به نظر من اين نگاه، نگاه مسمومي است چرا كه ما دانشگاهيان را كه همواره از قشرهاي تاثيرگذار جامعه ايران بودند را يك دفعه زير سوال ميبريم و سعي داريم براي آنهايي كه زمينهساز بسياري از ساختهاي اجتماعي مطلوب كشور هستند، مدلي ارائه كنيم. به نظر شما اين نگاه برونگراي فرهنگي و نگاهي كه عدهاي تصور ميكنند كه به نمايندگي از همه مردم امور فرهنگ را اصلاح ميكند ميتواند برخي معضلات فرهنگي موجود در دانشگاهها را حل كند؟ تجربه نشان داده است كه اين نگاه امتحان خوبي براي جريانهاي فكري نبوده است، اين نگرشهاي برونگرا در جامعه باعث تحميل عكسالعملهاي منفي در جامعه ميشوند و نوعي بياعتمادي به مردم و جامعه را القا ميكنند. كساني كه اين طرحها را مطرح ميكنند شايد نميدانند كه مردم و دانشجويان در كنار هم ميتوانند سالم باشند و خود آنها با روشهاي مناسب ديگري به راحتي ميتوانند پاسدار ارزشها و فرهنگ عمومي جامعه باشند و قطعا اين نگاه به دانشجو و قشر علمي، دانشگاهي كشور ميتواند آثار نامطلوبي را داشته باشد. اين طرحها در زمان وزارت من نيز مطرح ميشد اما طرفداري نداشت و اقشار فرهيخته و علمي دانشگاهي كشور با اين قبيل روشها مخالفت ميكردند و اساس پيشفرض اين بحثها را قبول نداشتند. به نظر من براي حفظ ارزشها و پاسداشت فرهنگ عمومي دانشگاه بهترين محل است و براي آن نيازي به تفكيكهاي مكانيكي نيست. همچنين در آن زمان پاسخ ما به اين نگاهها اين بود كه اينها نوعي بياعتمادي به دانشجو و دانشگاهيان است كه دانشگاه نميتواند پاسدار ارزشها باشد و قطعا اين نگاهها نگرشهاي مشابه آن ميتواند در خروج نخبگان از كشور موثر واقع شود كه بارها اعلام كرديم اجراي اين طرح ميتواند نوعي تلاطم فرهنگي را در كشور ايجاد كند. با توجه بر برخي آموزههاي اسلامي اين مسئله را میتوان عمیقتر از آنچه مطرح ميشود ریشهیابی کرد. در حالحاضر موضوع تفکیک جنسیتی توسط بسیاری از مسئولان مطرح میشود. اما آنچه مهم است آن است که اندیشههای امام ره در هیچ یک از این حرفها بارز نیست، نظر شما در اين رابطه چيست؟ و منشا اين بيتوجهي را چه ميدانيد؟ تفکیک جنسیتی در جامعه اسلامی از نظر امام کاملا ملغی بود و ایشان نمیپذیرفتند که معضلات جامعه با این روش حل و فصل شود. این اندیشه امام نشاندهنده آن بود که زنان باید در هر زمینهای در جامعه در کنار مردان باشند و نمیپذیرفتند که با این اقدام بخواهیم مشکلات جامعه را حل كنيم، اما در حالحاضر شاهد هستیم که رفتار و طرز فکر برخی از مسئولان در جامعه به هیچ عنوان منطبق با اندیشههای امام خمینی(ره) نیست و به نظر میرسد که آرمانهای انقلاب ونظام را به کلی فراموش کردهایم در حال حاضر شاهد هستیم که علاقهمندی به امام و اندیشههایش جای خود رابه ایدههایی داده است که حتی در پایه این انقلاب بر آن مبنا چیده نشده است. زن ومرد باید بتوانند در تمامی عرصهها در کنار هم کار کنند و نیاز است که با همکاری و هم فکری هم در تمامی فضاهای اجتماعی اعم از مراکز آموزشی، تجاری، اداری، پژوهشی و...بتوانند جامعه را در کمال آرامش اداره كنند. کسانی که مسئله تفکیک جنسیتی را مطرح میکنند میخواهند چه مشکلی را مطرح كنند. در حال حاضر زن و مرد در کنار هم در تمامی عرصهها کار میکنند و این امکانپذیر نیست که بتوانیم این رویه را مردود اعلام كنيم. با این روش نمیتوان جامعه را مصون نگه داشت این روش نه تنها جامعه را مصون نمیکند بلکه آن را به مخاطره میاندازد در هیچ کجا نتوانستیم با تفکیک جنسیتی مصونیت به وجود آوریم مصونیت با جداسازی تحقق نمییابد. به نظر شما اين اقدامات ميتواند مارا در امر آموزش عالي به عنوان الگويي براي كشورهاي منطقه مطرح كند؟ خير، من تعجب ميكنم برخي مسئولان از الگو شدن ایران برای دیگر کشورهای جهان دم میزنند. میخواهند دیدگاههای ایران را بینالمللی کنند ولی با این اقدامات نمیتوان در این راه موفق بود ما نمیتوانیم با این دیدگاهها برای دنیا الگویی ارائه دهیم. چرا که دنیا باور میکند که ایران برای زنان زمینه رشد و پیشرفت را فراهم نمیکند و محدودیت را وسیلهای برای مصونیت کرده است. |