|
با نگاهی به طرح استاندارد سازي ازدواج در سازمان ملي جوانان حقوق و مطالبات دختران جوان در کجای برنامه های سازمان ملی جوانان قرار دارند؟ /تا قانون خانواده برابريكشنبه19 اردیبهشت 1389 تا قانون خانواده برابر: در آخرين روزهاي سال 88 ، سازمان ملي جوانان سايتي را راه اندازي كرد تا به فرهنگ سازي در زمينه ارزش هاي جوانان براي ازدواج بپردازد و با برگزاري كلاس هاي آموزشي به منظور تقويت مهارت جوانان براي يك ازدواج آگاهانه، به كساني كه اين دوره ها را با موفقيت طي مي كنند، گواهينامه تخصصي ازدواج اعطاء نمايد. در واقع راه اندازي اين سايت بر اساس ضرورت هاي تشخيص داده شده از سوي سازمان ملي جوانان و با توصيه رئيس جمهوري صورت گرفت. [1] واكنش ها به راه اندازي اين سايت، انتقاداتي از جمله غير ضروري بودن معرفي شاخص هاي ازدواج از سوي اين سازمان، نوع معيارهاي تعيين شده براي انتخاب همسر با هدف رواج مردسالاري در جامعه و مطيع كردن هر چه بيشتر زنان و... بود. [2] البته در ابتداي اين معيارها شرايط عمومي براي دو جنس هم تعيين شده است كه نبايد آنها را از نظر دور داشت؛ شرايطي كه شامل دينداري، عمل صالح، تقوي، ولايي بودن اعم از پيوند عملي با اهل بيت، اطاعت از خداوند، نماز اول وقت، برائت از دشمنان و پيروي از ولايت فقيه هستند. اما در پاسخ به اين اعتراض ها، اولين نكته اي كه بايد اشاره شود، مصوبه شوراي عالي جوانان است كه در تيرماه 1380 و در آغاز دور دوم رياست جمهوري خاتمي به تصويب رسيد. طي اين مصوبه، مركز ملي جوانان به سازمان ملي جوانان تبديل شد و ايجاد فرصت هاي شغلي، حرفه آموزي، امكانات و فضاهاي سالم فرهنگي و تربيتي و فراهم نمودن زمينه هاي تامين مسكن وتشكيل خانواده براي جوانان از طريق دستگاه هاي مربوط و نظارت بر نحوه عملكرد و ارزيابي نتايج فعاليت هاي آنها هدف مهم سازمان ملي جوانان تعيين گرديد كه براي دستيابي به آن نيز وظايف 13 گانه اي براي اين نهاد در نظر گرفته شد. اين وظايف شامل مطالعه وبررسي وضعيت جوانان، بررسي قوانين ومقررات مربوط به آنها، نظارت و ارزيابي بر عملكرد دستگاه هاي دولتي وغيردولتي مسئول در اين زمينه، نظارت بر حسن اجراي مصوبات شوراي عالي جوانان، برنامه ريزي و... است. اگر به فهرست وظايف تعيين شده براي سازمان ملي جوانان نگاهي دقيقتر بيندازيم، وظيفه نظارت بر انجام خدمات مشاوره اي، تحصيلي، شغلي، خانوادگي، بهداشت رواني و … جوانان، مطالعه و بررسي به منظور بكارگيري ابزار و شيوه هاي مناسب براي ايجاد مصونيت در جوانان و پيشگيري از ابتلاء به انحرافات نيز از جمله وظايف اين سازمان در نظر گرفته شده است. همچنين در بخش عملكرد برنامهاي هم تشكيل كميسيون هاي تخصصي از جمله ازدواج در كنار كميسيون هاي تعليم و تربيت، اوقات فراغت، امور اجتماعي و سياسي و اشتغال در زمره برنامه هاي اين سازمان تعيين شده است. اشاره به مفاد مصوبه شوراي عالي جوانان از اين منظر داراي اهميت است كه كليه مسائل جوانان اعم از حرفه آموزي و اشتغال تا بحث ازدواج آنها در حوزه هاي نگراني، اهداف و فعاليت سازمان ملي جوانان از همان ابتدا قرار داشته است، يعني از همان بدو تشكيل اين سازمان چشم انداز كلي در نظر گرفته شده براي سامان دهي امور جوانان، ازدواج را نيز در خود جاي داده بود. بنابراين به نظر مي رسد هياهو بر سر اين كه سازمان ملي جوانان اقدام به راه اندازي سايتي براي ارائه آموزش هاي لازم جهت ازدواج به جوانان كرده است، يا كلاس هاي آموزشي با ارائه گواهينامه براي جوانان برگزار مي كند، چندان موجه نيست. در حالي كه همين سازمان در دوران رياست جمهوري خاتمي به طرح ها و برنامه هايي براي افزايش مشاركت سياسي و اجتماعي جوانان مي پرداخت كه كاملا با برنامه هاي كلان دولت اصلاحات منطبق بود. دولت اصلاحات با شعار توسعه سياسي بر سركار آمد كه اتفاقا بسياري از حاميانش را نيز جوانان تشكيل مي دادند. لذا، طبيعي است كه براي تحقق اين شعار نيز مشاركت جوانان، فعال كردن و حمايت از سازمان هاي غيردولتي جوانان، زمينه سازي براي حضور اجتماعي و سياسي آنها و نيز رشد و تقويت جامعه مدني در دستور كار قرار بگيرد؛ صرفنظر از اين كه چقدر در اين مسير موفق بوده است يا خير. لازم به ذكر است كه در همان مصوبه شوراي عالي جوانان به طرح هاي ويژه اي مانند مشاركت جوانان در سازندگي (طرح همياران جوان)، مشاركت جوانان از طريق سازمان هاي غير دولتي جوانان، حمايت و توسعه مراكز خدمات مشاوره اي و طرح ايجاد و توسعه مراكز اطلاع رساني جوانان اشاره شده و اجراي چند طرح سازمان ملي جوانان هم از جمله طرح گفتگو و مشاوره ملي جوانان و طرح شناسايي و ساماندهي نخبگان جوان مورد تأكيد قرار گرفته است. [3] در همين دوران اين برنامه ها نه تنها در اين سازمان مورد تقويت قرار گرفت كه حتي در شهرداري ها نيز به انواع گوناگون از جمله تشكيل كانون هاي جوانان به اجرا درآمد. اين نگاه در حوزه زنان نيز اعمال شد و به دليل سياست هاي دولت، تعداد 55 سازمان غيردولتي از سال 1376 تا پايان 1383 به 470 سازمان رسيد. يعني رشدي معادل 754 درصد. [4] در حالی که با روي كار آمدن دولت نهم كه مهمترين برنامه اش اجراي عدالت و برنامه هاي اقتصادي براي از ميان بردن فقر بوده است، اين برنامه ها كنار گذاشته شد و با اتخاذ ديدگاه هاي امنيتي سازمان هاي غيردولتي و جامعه مدني نوظهور، نهادهاي دست اندركارٍ براندازي نرم معرفي شدند. به طور مثال معاون اجتماعي وزارت كشور با يادآوري اصل دهم قانون اساسي و مديريت سازمان هاي غيردولتي اظهار داشت: اگر سازمان هاي غيردولتي مديريت نشوند، تبديل به تهديد مي شوند. [5] بنابراين سازمان ملي جوانان نيز در طول و عرض سياست هاي كلي تعيين شده از سوي رئيس جمهور وقت حركت كرد و بيشتر بر ازدواج جوانان متمركز شد تا توسعه مدني و سياسي آنها. لذا راه اندازي سايت آموزش ازدواج به جوانان دقيقا در چارچوب سياست هاي دولت فعلي قرار دارد. براي اثبات اين موضوع كافي است تنها نگاهي به سايت سازمان ملي جوانان بيندازيم كه به جاي اخبار مربوط به فعاليت سازمان هاي غيردولتي جوانان يا آموزش هاي مربوط به توانمندسازي آنها، خبرهاي جشنواره زوج خوشبخت ايراني، تصاويرنمايشگاه ملزومات ازدواج يا گزارش همايش غزه را در سرتيتر مطالب سايت مي بينيم. اما به نظر من آنچه در اين ميان بيش از همه قابل انتقاد و اعتراض است، معيارهاي تعيين همسر است كه در سايت سازمان ملي جوانان درج شده است؛ بر اساس اين معيارها براي اخذ گواهينامه ازدواج از سوي جوانان، راهكارهاي افزایش ازدواجهای بههنگام،آگاهانه و پایدار در بین جوانان، ارتقای مهارتهای ارتباطی و اجتماعی جوانان و افزایش آگاهیهای مربوط به ازدواج ، توانمندسازی جوانان در مورد مسائل مربوط به دوران پیش از ازدواج، حین ازدواج، دوران عقد و دوران پس از ازدواج بر اساس آموزههای دینی و اصول روانشناختی آموزش داده مي شود. در ميان سرفصل هاي آموزشي، مشخصات و رفتارهاي مطلوب زنان و مردان جوان براي ازدواج درج شده است: براين اساس مرداني شايسته ازدواج هستند كه از قدرت، چهارشانگي و توان دفاعي برخوردار باشند. علاوه بر شروط عمومي كه در فوق هم ذكر شد؛ مردي كه مي خواهد ازدواج كند بايد غيرت، پاكيزگي، پارسايي، سخاوتمندي، دست و دلبازي و سلامت جنسي داشته باشد، نسبت به پدر و مادر خود نيكو كار باشد و با زن و فرزند نيز خوشرفتار باشد و از آنها حمايت كند. همچنين اين مرد بايد قدرت، چهارشانگي، شهرت اجتماعي، توان دفاعي و پاكي چشم و فكر و عمل داشته و قادر به تامين نفقه زن و فرزندان خود باشد. معيارهاي زنان شايسته ازدواج نیز، تناسب اندام، ظرافت مو و ابرو و ظرافت صداست. اين زنان علاوه بر عفت و پاكدامني بايد داراي جمال و زيبايي باشند. البته زنان با ايمان و خداشناس، زنان سادات، زنان باكره، و زنان كممهريه براي ازدواج در اولويت قرار گرفته اند و گفته شده زني شايسته ازدواج است كه در مقابل شوهر خود متواضع و فروتن باشد ودر مقابل شوهر، خود را بيارايد وبا مرداني غير از شوهر خود احساس بيگانگي داشته باشد و در برابر آنها وقار به خرج دهد. ضمن اين كه زن بايد از شوهر خود حرف شنويي داشته باشد و از او فرمانبرداري كند. در اختيار شوهر بودن در خلوت، سهلگيري، نرمخويي، حافظ حيثيت شوهر بودن در غياب او، عيبپوش بودن و دوشيزه بودن از ديگر خصوصيات زنان مناسب ازدواج تشخيص داده شده است. صفت ديگر آرامش نيافتن زن تا زمان جلب رضايت شوهر در هنگام عصبانيت اوست. در نهايت تأكيد شده كه زنان نازا، كثيف، لجباز و نافرمان و سركش نسبت به شوهرشايستگي همسري مردان را ندارند. اگرچه شايد در بدو امر، تعيين اين معيارها توسط سازمان ملي جوانان فعلي چندان عجيب نباشد. معيارهايي كه در وهله اول بر زيبا و باكره بودن، فرمانبرداري و البته اطاعت بي چون و چراي زن از مرد تأكيد مي كند. چرا كه تنها با بررسي كلي اقدامات و برنامه هاي دولت نهم از همان ابتداي تشكيل در رابطه با زنان كه در دولت دهم نيز ادامه يافته، مي توان به روشني عدم وجود نگاه برابري جنسي را در همه آنها يافت. نمي توان فراموش كرد كه آقاي احمدي نژاد در همان اولين روزهاي رياست جمهوري، در همايش زنان و دولت اسلامي نهم محوري ترين نقش زنان را مادر بودن توصيف كرد و اظهار داشت: بقاي جامعه به پيشرفت اقتصادي صرف نيست بلكه به ايفاي نقش محوري مادري است. [6] اين گفته ها زنگ خطر را نه تنها براي فعالان زن كه عموم زنان جامعه به صدا درآورد. پس از آن نام مركز مشاركت زنان به مركز امور زنان و خانواده تغيير يافت، فعالان سازمان هاي غيردولتي زنان با اتهامات جاسوسي و براندازي خانه نشين شدند [7]، لايحه كاهش ساعات كاري زنان با مهم دانستن وظايف خانه داري آنها تنظيم شد و دولت رسما با فيلتر كردن سايت هاي زنان، توقيف مجله زنان [8] و بازداشت فعالان زن، به تضعيف فعاليت بخشي از نهادهاي جامعه مدني پرداخت كه تلاش مي كردند تا آگاهي عمومي جامعه و توده مردم را نسبت به حقوق زنان را افزايش داده و حساس كنند. اين برنامه ها به نوعي افول تلاش هاي تازه آغاز شده اي بود كه در دوران خاتمي با وجود فضاي آزاد نسبي اين دوران، براي بازتعريف نقش زنان با اعمال ديدگاه برابري جنسيتي صورت مي گرفت. سپس علني كردن اين سياست ها در عرصه عمومي با اجراي طرح هاي امنيت اجتماعي و ضرب و شتم زنان و دختران جوان در خيابان شدت يافت و طرح سهميه بندي جنسيتي براي دانشگاه ها در دستور كار قرار گرفت. اگرچه طرح امنيت اجتماعي را مي توان در قالب يك ديدگاه حقوق بشري، نقض حق تعيين پوشش كه يكي از مصاديق آزادي بيان افراد است، تفسير كرد اما چهره ديگر آن اعمال سياست هاي بدني است. سياست هايي كه بر پايه نگاه ايدئولوژيك نسبت به جسم و بدن زنان، با تبلور بخشيدن اين ديدگاه ها در عرصه عمومي و نهادينه كردن آنها به اجرا درآمد. پس سازمان ملي جوانان هم در درون اين اهداف و برنامه ها گام مي بردارد. معيارهاي تعيين همسر كاملا در چارچوب سياست هاي دولت نهم و دهم قرار دارد. هنگامي كه لايحه حمايت از خانواده با هدف تسهيل ازدواج مجدد مردان از سوي همين دولت تنظيم مي شود و با جهت گيري هاي خاص در مجلس شوراي اسلامي در مراحل تصويب قرار مي گيرد، چطور مي توان انتظار داشت سازمان ملي جوانان شرايط برابري را براي ازدواج تعيين كند؟ در اين وضعيت طبيعي است كه زن بايستي تا هنگامي كه عصبانيت همسر خود را تسكين ندهد، آرامشي نداشته باشد چه اين كه تلاش براي فرونشاندن خشم همسر بسيار بهتر از گرفتار شدن در بلاي ازدواج موقت يا چندهمسري مرد است. به نظر، اين اقدام سازمان ملي جوانان نيز، همچون تكه اي است كه پازل سياست گذاري هاي دولت نهم و دهم را در ارتباط با مسائل زنان و البته جوانان اعم از دختر و پسر تكميل مي كند. اگر كمي تأمل كنيم سياست برنامه ريزي شده و يكپارچه اي از سوي دولت طراحي شده كه ما هر روز بيش تر از قبل شاهد تكميل شدن قطعات آن هستيم. دولت هر روز با برنامه ها و طرح هاي مختلف براي خانه نشيني زنان كه مي توانند بخشي از نيروي كار مولد كشور باشند، تلاش مي كند. اين تلاش ها دو نتيجه مهم دارد. تثبيت و نهادينه كردن نگرش هاي مردسالارانه از طريق سركوب خواست هاي زنان و فراغت دولت از هرگونه برنامه ريزي در مورد ايجاد فرصت هاي برابر براي آنها. همچنين به جاي تشويق جوانان به ورود در حوزه فعاليت هاي مدني و اجتماعي كه طي آن احتمال ايجاد و تقويت يك نيروي بازدارنده، نظارتي و اهرم فشار بر دولت وجود دارد، سازمان ملي جوانان نيز به اجراي برنامه هاي آموزش ازدواج به جوانان مي پردازد. در حالي كه تعداد بي شماري از وزارتخانه ها و سازمان هاي دولتي، بانك ها، شهرداري ها، خيريه ها و ... براي تشويق به ازدواج، اعطاي وام و تسهيلات مالي و..فعاليت مي كنند. اگرچه اخيرا طرح هاي آموزشي و مشاوره اي نيز به اين برنامه ها افزوده شده، اما واقعا مفاد و ماهيت اين مطالب آموزشي چيست؟ آيا تاكنون بررسي شده است كه مراكز متعدد تأسيس شده براي آشنايي و ازدواج جوانان – يا به عبارتي همان بنگاه هاي همسريابي- چطور در راستاي تشويق به ازدواج فعاليت مي كنند؟ چه دركي از شرايط جديد اجتماعي، مطالبات نوين جوانان و يا اصلا تغيير در ماهيت و نگرش نسبت به روابط زن و مرد در ديدگاه نسل جديد وجود دارد؟ بنابراين سوال اصلي اين است كه چرا اين سازمان به جاي آموزش جوانان براساس معيارهايي كه بيشتر نمايانگر ديدگاه سنتي، كليشه اي، نابرابر و مردسالارانه نسبت به ازدواج است، معيارهايي كه بر فرودستي زنان تأكيد دارد، نگرش جوانان را به امر ازدواج، كيفيت رابطه با جنس مخالف از ديدگاه آنها و خواست ها و مطالبات جديد از يكديگر را در همان چارچوب ازدواج مورد بررسي قرار نمي دهد؟ چرا مطالعه نمي كند كه دلايل واقعي افزايش سن ازدواج در ميان جوانان يا افزايش آمار طلاق چيست؟ اساسا صرفنظر از كاستي هاي شديد موجود در اين معيارها، چرا در ميان همين شاخص ها، تحصيل يا كفايت عقلاني زن در نظر گرفته نشده است. آيا دست اندركاران اين طرح مي خواهند بگويند كه كفايت عقلاني زن لازم نيست چرا كه تنها زيبايي و مطيع بودن او بسنده است؟ آيا اين امر به معني توهين و تحقير نيمي از جمعيت جوان كشور تلقي نمي شود؟ از همه مهمتر اين كه آيا منظور اين سازمان از جوانان تنها مردان 19 تا 30 ساله اند؟ آيا نيازهاي دختران جوان كه در قالب اين گروه سني قرار مي گيرند، در نظر گرفته شده است يا اين كه جوانان تنها پسران جوان هستند؟ پس دختران جوان، نيازها، دلمشغولي ها و حقوق برابر آنها كجاي برنامه هاي سازمان ملي جوانان قرار مي گيرد؟ گفتني است مركز امور مشاركت زنان در دوران رياست جمهوري خاتمي تحقيقي در زمينه مطالبات زنان انجام داد كه بر اساس نتايج آن، ازدواج اولويت سوم دختران جوان از سوي آنها تعيين شده بود. به علاوه آيا هيچ بررسي در مورد مطالبات دختران ايراني حتي در زمينه ازدواج و نگرش های آنها صورت گرفته است؟ به علاوه در شرايطي كه ما با آمار بالاي دختران و پسران جوان تحصيلكرده دانشگاهي روبروئيم كه معيارهاي سنتي را براي ازدواج بر نمي تابند، چرا تلاش نمي شود تا با آموزش صحيح در مورد احترام به يكديگر به عنوان يك انسان برابر، داراي حق انتخاب، و درك متقابل از نيازها و مطالبات يكديگر براي حفظ و مراقبت از ازدواج تلاش شود؟ به عنوان يكي از دختران عضو اين گروه سني، بسيار خشنود مي شوم اگر متوليان سازمان ملي جوانان به اين سوالات پاسخ دهند. نهايتا به نظر مي رسد آنچه بيشتر مورد نياز جوانان ايراني اعم از زن و مرد است، افزايش آگاهي در مورد حقوق برابر شهروندي، برابري و تقويت روحيه مشاركت سياسي و اجتماعي و البته درك متقابل يكديگر در قالب روابط برابر انساني است، تا هم زن و هم مرد به عنوان يك انسان كنش گر فعال در همه امور زندگي فردي، اجتماعي و سياسي پرورش يافته، دست به انتخاب زده و نقش بازي كنند.همچنان كه در فوق هم ذكر شد، نهادهاي بي شماري در امر زمينه سازي براي ازدواج جوانان فعاليت مي كنند. در اين شرايط چه تفاوتي ميان اين طرح و برنامه هاي به اجرا درآمده در زمينه ازدواج تاكنون دارد؟ نكته آخر اين كه به نظر من نمي توان در اجراي اين برنامه ها، سياست منسجم و كلان دولت را در نظر نگرفت. سياستي كه سازمان ملي جوانان به درستي در كنار وزارت فرهنگ و ارشاد و مركز امور زنان و خانواده براي تحقق آن گام بر مي دارد. سركوب جامعه مدني، از ميان بردن انگيزه و روحيه مشاركت اجتماعي و سياسي به خصوص در ميان دو نيروي مهم تأثيرگذار- زنان و جوانان- و مسدود كردن هر راهي كه بلوغ سياسي و اجتماعي شهروندان را افزايش داده و فرصت نظارت بر رفتارها و تصميمات دولت را امكانپذير مي سازد و مهمتر از همه ناديده گرفتن خواست ها و حقوق برابر دختران جواني كه با افزايش سطح تحصيلات ديگر توان تحمل نگاه تبعيض آميز، توهين و تحقير را به عنوان جنس دوم ندارند. ديدگاهي كه به طور برنامه ريزي شده از سوي دولت به نام ازدواج، خانواده، وظايف خانوادگي، نقش مادري و با هدف الگوسازي درارتباط با خانواده، روابط ميان زن و مرد و ...مبتني بر ديدگاه مردسالارانه و پدرسالارانه دنبال مي شود. يادداشت [1] مصاحبه رئيس سازمان ملي جوانان با خبرگزاري ايلنا، 22اسفند 1388 [2] نصير پور، نائب رئيس كميسيون اجتماعي مجلس خبرگزاري ايلنا، 25 اسفند 1388 [3] مصوبه شوراي عالي جوانان، تيرماه 1380، منبع طرح ساماندهي امور فرهنگي كشور [4] سهيلا بابامرادي، سازمان هاي غيردولتي از آغاز تا امروز، تاريخچه ظهور و تكامل سازمان هاي غيردولتي، نشريه آوا (ويژه تشكل هاي غيردولتي زنان) چاپ مركز امور مشاركت زنان، شماره هفتم، فروردين 1384، ص 19-26 [5] مريم حسين خواه، مروري بر ديدگاه هاي دولت نهم در حوزه زنان؛ اخراج زنان از عرصه عمومي، خبرنامه داخلي مركز فرهنگي زنان، شماره 4، ص 66. [6] خبرگزاري ايرنا، 17 بهمن ما 1384 [7] تعطيلي مركز كارورزي زنان كه مدير آن محبوبه عباسقلي زاده است، تعطيلي انجمن راهي به مدير عاملي شادي صدر، تعطيلي مركز توانمندسازي سازمان هاي غيردولتي به مديريت سهراب رزاقي در اسفند ماه 1385 از سوي دولت از نمونه هاي اخير اين اقدامات است. [8] پايان زنان، مجله شهروند امرزو، سال دوم، شماره 36، 14 بهمن 1386، ص 8. |