|
شوربختی زنان در گوشه ای دیگر از جهان/عباس شکریجمعه6 فروردین 1389 شهروند: هر ساله روز هشت مارس را همه ی کسانی که به برابری حقوق زنان و مردان باور دارند، به عنوان روز جهانی زن، جشن می گیرند و برای رفع تبعیض، جلوگیری از خشونت، برابری حقوق زن و مرد و ... به سخنرانی، برنامه های تئاتری، شعرخوانی، و حتی رقص می پردازند که زبان مشترک همه ی ملل جهان است و با حرکت اندام، اندیشه های مترقیِ برابری و عدالت خواهانه را به نمایش می گذارند. امسال اما به خاطر وضعیت خاصی که در ایران وجود دارد، بیشتر از سال های پیش مسایل زنان نه تنها مورد توجه هواداران حقوق بشر، فعالان جنبش زنان و بخشی از همرزمان جنبش سبز بود، که رسانه های جهانی هم از پرداختن به بی حقوقی زنان ایرانی دریغ نکردند و در بیشتر رسانه هایی که به طور معمول در این روز در مورد حقوق زنان ویژه نامه ای منتشر می کنند، مشکلات و مسایل زن ایرانی و بویژه موضوع سنگسار را مورد توجه قرار داده بودند. پرداختن به مسایل زنان ایرانی، هم وظیفه ی قلم به دستان ایرانی است و هم وظیفه ای بر دوش فعالان حقوق زنان و حقوق بشر در عرصه ی بین المللی که باید فقط به روز هشت مارس هم اکتفا نشود. پس چنانچه از رسانه های بین المللی توقع داریم که به مشکلات زن ایرانی توجه داشته باشند، باید رسانه های ایرانی یادشان باشد که همین انتظار از آنها در مورد زنان دیگر کشورها می رود. آیا در این مورد به اندازه ی کافی کار کرده ایم و دشواری هایی که زنان سایر کشورها با آن مواجه و درگیر هستند را به عرصه ی بین المللی کشانده ایم یا تنها نظاره گر بوده ایم و حداکثر گزارشی از آن تهیه و منتشر کرده ایم؟ نویسنده ی این سطور حداقل در سال جاری سه مقاله در مورد زنان منتشر کرده که دوتای آن مربوط به زنان دیگر ملل بوده تا ایرانیان را از بی حقوقی زنان سایر کشورها آگاه کند که این مقاله هم وضعیت اسف بار زنان در سه کشور را به نمایش می گذارد. به باور من روز هشت مارس را باید به سرآغاز مبارزات همه جانبه علیه بی حقوقی زنان تبدیل کرد و طی سال هم چنانچه جنبش زنان در ایران مدام با به کارگیری شیوه های گوناگون در پی کسب گام به گام حقوق خویش است، برای اجرای کنوانسیون های بین المللی از سوی دولت های گوناگون که پیمان نامه های جهانی را امضا می کنند، اما از اجرای آن سر باز می زنند، تلاشی مشترک انجام شود. این ممکن نیست مگر توجه زنان دنیا را به بی حقوقی زنان کشورهای جهان سوم و در حال توسعه و حتی در بعضی از کشورهای توسعه یافته جلب کرد تا برای رفع این تبعیض برنامه های مشترک جهانی طراحی شود. نگاهی به خواست زنان در عرصه ی بین المللی نشان می دهد که در هر کشوری بنا به میزان بی حقوقی یا توانمندی جنبش زنان در کسب حقوق خویش، خواسته های گوناگونی مطرح می شود. چیزی که حتما درست است و باید که چنین هم باشد، اما اگر برنامه ی عمومی و جهانی برای رفع تبعیض از دیگر زنان سایر کشورها هم وجود داشته باشد، در کنار خواست خاص خود در منطقه ی محل زندگی شان، حتما در قطع نامه ها و یا دیدارهای سازمان های مدافع حقوق زنان، با مقامات دولتی، به بی حقوقی بخشی از زنان در گوشه گوشه ی جهان توجه و به مسئولان دولتی گوشزد می شود و از دولت های محل زندگی شان که دولت ملی شان نیز هست خواهند خواست که بر دولت هایی که پیمان نامه های بین المللی را رعایت نمی کنند و آن را نقض می کنند، فشار بیاورند تا بی حقوقی خواهران شان برای ابد ادامه پیدا نکند. امید که مبارزه برای برابری حقوق زنان و مردان و رفع تبعیض و هر نوع خشونت علیه زنان به میدان های جهانی راه پیدا کند تا هر چه زودتر شاهد عدالت و برابری همه ی انسان ها باشیم. ناپدید شدن روزافزون زنان مورد ناپدید شدن روزافزون دختران در سراسر آسیا موضوعی است که هر روز ابعاد آن افزون تر از روز پیش می شود. در هند تکنولوژی جدید موجب شده است که جنین دختران ناخواسته خیلی راحت تر سقط شوند. در گزارشی که برنامه ی توسعه ی سازمان ملل تهیه کرده است، اضافه شده است که از شرکت زنان در بازار کار جلوگیری می شود، قوانین کافی و لازمی که بتواند از زنان در برابر خشونت دفاع کند یا اصلا وجود ندارد یا اگر هست، اجرا نمی شود، به طور مداوم دختران بیشتری «ناپدید» می شوند ـ چیزی که منتهی می شود به دشواری های جمعیت شناختی در خیلی از کشورها، دختران ندیده گرفته می شوند چنین سیستم گزینشی از جنین، ضرورتا منتهی به چالش جمعیت شناسانه ای می شود و باید برای جلوگیری کردن از آن جهان و بویژه سازمان ملل کاری کند. نگاهی به سایر کشورهای منطقه، مثلا چین هم همین دشواری را نشان می دهد. در چین به دلیل قانون تک فرزندی که هیچ کس حق ندارد بیش از یک فرزند داشته باشد، مردانی که دست شان به دهن شان می رسد و از امکان مالی لازم برخوردارند، همسران شان را برای تعیین جنس جنین، به خارج از چین می برند و اگر دختر باشد، در همان جا سقط می شود. به هند برگردیم که طی سه سال اقامت در آنجا، وقتی از مردم می پرسیدم که چرا بخش زیادی از جامعه تمایلی به داشتن دختر ندارد؟ پاسخ می شنیدم که در هند تربیت و بزرگ کردن دختر پرهزینه تر از پسران است. چرا که وقتی از همه ی هزینه های آموزشی و تربیتی چشم پوشی کنیم، زمان ازدواج باید خانواده ی دختر جهیزیه و مهریه سنگینی به خانواده ی پسر پرداخت کند که همین موضوع باری است بر دوش خانواده هایی که دختر دارند و امکان مالی زیادی هم برای ادای دین مهریه و جهیزیه ندارند. اگر به آمار خودکشی زنان در هند مراجعه کنید، هر ساله بیش از پنجاه هزار زن؛ باسواد و تحصیل کرده در حد بالا تا بیسواد، خودکشی می کنند که بیشترشان هم متأسفانه خودسوزی می کنند. علت این کار هم آزارهایی است که فامیل مرد برای پرداخت جهیزیه و مهریه به زن روا می دارند. از دست رفتن منابع مهم من زن بدی هستم جمله ی «من زن بدی هستم» را یکی از زنان کره ی جنوبی به نام "هوانگ میونگ اون" در یک صفحه تبلیغی گفته است. این جمله حکایت از وضعیت دشواری است که زنان کره ی جنوبی در آن به سر می برند. زنانی که کار می کنند و بی حقوقی هم چون سایه آنها را همراهی می کند. به گزارش روزنامه ی واشنگتن پست، سئول، خانم "هوانگ میونگ اون" زنی است سی و هشت ساله، بازرگان و مادر پسری شش ساله. او می نویسد: "این امکان هست که من کارمند خوبی باشم، اما برای خانواده ام ناموفق ام. در چشم آنان، من عروس بدی هستم، همسر بدی هم، و از همه بدتر، مادر بدی نیز می باشم. " «هوانگ» این سرخوردگی و یأس را در پاییز سال گذشته منتشر کرد: "ما برای این که بتوانیم وظایف مان در خانه را به خوبی و چنانچه شایسته است انجام دهیم، شدیدتر کار می کنیم و هم زمان کسب درآمد هم می کنیم، پس چرا مدام ما را متهم به خودخواهی می کنند و مسئولیت ناپذیری؟" کمتر شرکت کره ای پیدا می شود که قوانین را در مورد زنان بچه دار رعایت کند. براساس قوانین کره، سیستمی وجود دارد که طبق آن پدر و مادر یک سال حق استفاده از مرخصی زایمان دارند، اما تحقیقات نشان می دهد که به علت فشارهای نالازم کارفرماها، سبب شده که کمتر خانواده ای از این حق مسلم خود استفاده کند. در سال 2009، در کشوری که بیش از 49 میلیون نفر جمعیت دارد، تنها 35 هزار نفر از این حق قانونی خود استفاده کرده اند. علت این کار معلوم است که هر چقدر مرخصی زایمان طولانی تر شود، احتمال بازگشت به کار کمتر می شود. نتیجه ی چنین رفتاری این است که بیشتر زنان کره ای زمان ازدواج را به بالای بیست و هشت سال برده اند و رغبتی به بچه دار شدن ندارند. تعداد دختران مجرد بین بیست و سی سال مدام در حال بیشتر شدن است. براساس آمار سازمان بهداشت جهانی، کشور کره برای سومین سال پیاپی کمترین میزان تولد را داشته است. البته نرخ کاهش جمعیت که نتیجه ی زاد و ولد کمتر است، در بیشتر کشورهای آسیایی و منطقه ی اقیانوس آرام مصداق دارد. خانم «هوتانگ» در پایان می گوید: "کوتاه سخن، در کره ی جنوبی ساعات کار طاقت فرسا است که بین ده تا دوازده ساعت می باشد و در چنین شرایطی اگر زنی بیش از همسرش دستمزد دریافت کند، باید مواظب باشد که غرور و جلال شوهر خدشه دار نشود. البته علاوه بر این و از همه مهمتر این که مادرشوهر راضی باشد. تجاوز وحشیانه به حقوق زنان برمه زنانی که مدیریت امور روستاهای برمه را به عهده دارند (بخوان کدخدای روستا)، به طور سیستماتیک و وحشیانه در معرض خشونت و تجاوز می باشند. یک گزارش جدید پرده از قتل، مصلوب کردن و تجاوز دسته جمعی زنان در روستاهای برمه بر می دارد. گزارش "گام زدن میان نوک تیز چاقوها Walking among sharp knives" که توسط سازمان زنان کارن ”Karen” تهیه شده است برای اولین بار پرده از خشونت لجام گسیخته علیه کدخدایان روستاها که زنان می باشند، بر می دارد. براساس این گزارش، سازمان زنان کارن، از شورای امنیت سازمان ملل خواسته اند که کمیسیونی جهت بررسی و کشف حقیقت به روستاهای شرق برمه بفرستد. یکی از نهادهای غیردولتی نروژ به نام "کمک های ضروری کلیسا" در تهیه این گزارش و کمک به بهبود وضعیت زنان منطقه، با سازمان زنان کارن همکاری کرده و در بیشتر روستاها محل هایی دایر کرده به نام «خانه ی امن زنان» که در آنجا زنان از مشاوره ی مجانی برخوردار می باشند و با شبکه ی اجتماعی مرتبط و از آنها در برابر خشونت حمایت می شود. محتوای این گزارش نشان می دهد که زن بودن و زندگی کردن در آن منطقه چقدر دشوار است. خانم "آنه کریستین سیدنس" مسئول بخش بین الملل نهاد غیردولتی نروژی می گوید: "مسأله مهم در کشورهایی مثل برمه این است که مقامات رسمی اولا ظرفیت کافی برای رسیدگی به خشونت علیه زنان را ندارند و اگر هم این ظرفیت باشد، آنها تمایلی به رفع خشونت علیه زنان و محکوم کردن کسانی که مرتکب خشونت و تجاوز علیه زنان می شوند، ندارند. " مقامات وزارت خارجه نروژ اکنون از شورای امنیت خواسته اند تا در حمایت از حقوق بشر، خشونت لجام گسیخته علیه زنان در برمه را بررسی کند و واکنش مناسبی بروز دهد. اخبار موثق از برمه حاکی از آن است که نظامیان دیکتاتور که حکومت این کشور را در دست دارند، خود نیز کمیسیون انتخابات که قرار است سال جاری انجام شود را انتصاب کرده اند و ماده ی قانونی واحدی به پارلمان فرستاده اند و به تصویب هم رسیده که طبق آن؛ زنانی که همسرشان خارجی بوده یا هست، حق کاندید شدن در انتخابات را ندارند. این ماده قانونی راه را برای حضور بخشی از زنان و بویژه خانم "آنگ سان سوکی" برنده ی جایزه ی صلح نوبل که سال ها است در حبس خانگی به سر می برد، می بندد، چرا که همسرش اهل بریتانیا بوده است و در سال 1999 به علت بیماری سرطان درگذشته است. حق کاندید شدن در انتخابات سال جاری از رهبر آزادی خواه این کشور و صدها زن دیگری که در مبارزات دموکراسی خواهانه ی کشور شرکت دارند، سلب می شود. این همه در حالی است که فقر و بی خانمانی دامن میلیون ها مرد و زن اهل برمه را گرفته و علاوه بر خشونت درون چهاردیواری خانه علیه زنان، دستگاه های سازمان دهی شده ی دولت هم خشونت علیه زنان را نه تنها مهار نمی کنند که هر روز بر میزان آن می افزایند. * عباس شکری نویسنده و مترجم آزاد در اسلو ـ نروژ و از همکاران شهروند در اروپاست که بویژه اتفاقات آن بخش از اروپا را پوشش می دهد. |