|
حقوق زنان و موانع پیش روپنج شنبه10 خرداد 1386 زنان مدتهاست که برای احقاق حق خود تلاش میکنند. اما این تلاش ها بصورت مقطعی و نه پیوسته بوده است. بدون شک هر بار این تلاشها به دلایلی متوقف میشد. مقاله حاضر این این موانع را به صورت کلی و بطور خلاصه بررسی کرده است. آنلاين بنگريد : مشقهای من حقوق زن از جمله مواردی است که در یکصد سال اخیر از طرف جامعه زنان مورد بحث قرار گرفته است. زنان در مقاطعی همچون انقلاب مشروطه و تحریم تنباکو توانستند بسیار تأثیرگذار باشند. اما این تأثیرگذاری به علت تغییرات ناگهانی سیاسی کشور که باعث میشد ناگاه وزنه قدرت در سمتی دیگر قرار گیرد، از بین می رفت. در نتیجه زنان نتوانستند خواستهای خود را بصورت مستمر دنبال کنند و از صحنه سیاسی و فرهنگی کشور حذف شدند. با این وجود، زنان ایرانی هر زمان که مجالی یافتند، خواستهای خود را پیگیری کردند. در خرداد سالهای 84 و 85 و فروردین 86 شاهد آن بودیم که فعالین زن تجمعاتی برگزار کردند و در این تجمعات خواستار ایجاد شرایط برابر با مردان و تغییر بعضی از قوانین مانند طلاق، حضانت فرزندان، تابعیت فرزند از طرف مادر، ارث، ازدواج دختران، سنگسار، تعدد زوجات برای مردان، دیه و ... شدند که البته تا کنون به نتیجه مطلوب نرسیده است. چندی پیش در تهران با حضور فعالین زن و تعدادی از اعضای کانون وکلا، کمیسیونی تحت عنوان کمیسیون حقیقت یاب برای سنگسار تشکیل شد که پس از مدتی، این کمیسیون خواستار توقف مجازات سنگسار و اعدام و لغو کلیه احکام صادره در این مورد شد. با توجه به برگزاری کمیسیونها و نشستهای مختلف می توان نتیجه گرفت که زنان جامعه مصرانه خواهان تغییر قوانین تبعیض آمیز هستند. پس از تجمع 22 خرداد 85 – که منجر به ذستگیری عده ای از زنان شد – کمپین یک میلیون امضا شهرت یافت. پس از شهرت یافتن این کمپین، فعالین زن بیش از پیش بر دستیابی به حقوق خود اصرار ورزیدند و پس از دستگیری چند تن از آنان در تجمع اخیر نیز از موضعشان عقب نشینی نکردند. بدست آوردن آزادی و برابری برای زنان امری مسلم است. اما در راه رسیدن به این هدف چند مانع اساسی وجود دارد. مانع دوم، باور خود زنان می باشد. شاید هنوز بسیاری از زنان ایران باور نکرده اند که می توانند مستقل زندگی کنند و روی پای خود بایستند. بسیاری از دختران دم بخت امروز، نگران ازدواج خویش هستند. دختران دوست دارن که مردانشان قوی، با جذبه، پر ابهت و ... باشند تا بتوانند به او تکیه کنند. در واقع دختران و زنان به مردانشان به دیده تکیه گاه می نگرند که این خود نشان از ضعف شدید آنان در شناخت خویش است. همچنین زنان بسیاری هستند که با تمام شرایط شوهرانشان کنار می آیند و برای رفاه حال مرد از بسیاری از حقوق اساسی خود چشم پوشی می کنند و این را به حساب فداکاری و انعطاف پذیری خود می گذارند. در حالیکه به عقیده نگارنده، با عرض معذرت، این فداکاریها فقط از حماقت آنان سرچشمه می گیرد. متأسفانه این خود کم بینی ها به آموزه های قدیمی آنان باز می گردد و همچنین ریشه در باورهای آنها که گاهاً مذهبی نیز هست، دارد. مانع اساسی سوم این است که زنان هیچ نماینده ای در حاکمیت ندارند. عدم حضور زنان در موضع قدرت باعث می شود که تأثیر گذاری آنان به نحو چشمگیری کاهش یافته و دشواریهای زیادی برای آنان بوجود آید. چند زن هم که در مجلس یا بخش معاونت دولت هستند را نادیده بگیرید. زیرا آنها از متعصب ترین مردان هم ضد زن تر هستند. چهارمین مانع اساسی مربوط به پراکندگی زنان می شود. زنان دارای پراکندگی زیادی هستند و همانند دانشجویان یا کارگران به صنف خاصی مربوط نمی شوند و همچنین دارای هیچ سازمان یا ارگان مشخصی هم نیستند. نداشتن ارگان باعث می شود که آنها برای رسیدن به اهدافشان از قدرت اجرایی لازم برخوردار نباشند و با وجودی که به نظر می رسد اکثریت زنان و مردان از ستمی که بر زنان می رود آگاهند، اما بدلیل نبود سازمان مشخص برای زنان، احساس می کنند که توانایی تغییر شرایط موجود را ندارند. با دستگیری چند نفر از فعالین کمپین یک میلیون امضا در تجمع اخیر، باز هم اسم این کمپین بر سر زبانها افتاده است. بطور قطع، هر چه شرکت مردم در این کمپین بیشتر باشد و این حرکت زودتر به نتیجه برسد، نشاندهنده این خواهد بود که تعداد زیادی از بدنه جامعه تقاضای تغییر قوانین موجود را دارند و قوانین فعلی را پاسخگوی نیاز جامعه امروز نمی دانند. در هر حال، تغییر قوانین مربوط به زنان کار بزرگیست و یکی از نیازهای اصلی جامعه امروز به شمار می رود. اما باید همیشه توجه کرد و دقت داشت که در انتخاب هدف و راه اشتباه نکرد. چرا که هر اشتباهی ممکن است جنبش زنان را بیش از پیش به عقب بیاندازد و چه بسا باعث شود که جنبش تا سالها به محاق رود. |