|
تجربه ای از حضور ما در شهر به مناسبت 8 مارسجمعه21 اسفند 1388 تغییر برای برابری- امروز هشت مارس روز جهاني زن است. با توجه به فشارهاي ماه هاي اخير و بگيرو ببندهاي مستمر تصميم گرفتيم این بار با بروشور هاي اعتراض به لایحه ی خانواده و دفترچه هاي كمپين و كپي هايي از كتاب حقوق متهم به زبان ساده ( ابوالفتاح سلطاني ، مهنازپراكند) و دستبند با آرم كمپين به ميان مردم برويم و اين روز را گرامي بداريم . کارمان را از چند موسسه زبان و دفتر كاري شروع کردیم، به آنها اين روز را تبريك گفتيم؛ عده اي با تعجب نگاه مي كردند و مي پرسيدند روز زن ؟ اين چه روزي است؟ دختر جواني گفت : يعني روز مادراست ؟ زن جواني پرسيد اين كارها فايده اي هم دارد ؟ ديگري پرسيد حقوق متهم به چه درد ما مي خورد ؟ كه با توضيحات مختصرو اشاره به دفترچه كمپين به سوال هايشان جواب داديم. به راه خود ادامه داديم و در این بین به فروشگاه ها سري زديم. وارد مغازه اي زنانه شديم كه دختران جوانی در آن مشغول كار بودند. روز زن را به آنها تبريك گفتيم و دستبندها را به آنها هديه داديم، با اشتياق به مچ هاي خود بستند و وسوالاتي در ارتباط با لايحه خانواده كردند. می پرسیدند مگر اين لايحه مسكوت نشده اين قضيه هنوز ادامه دارد ؟ پاسخ های ما باعث تعجبشان بود. جالب تر اين كه با دادن نشانی چند نفر از دوستانشان از ما خواستند به آنها هم بروشور بدهيم. وقتی به آدرس هایی که گفته بودند سر زدیم، متوجه شديم كه آنها كمپين را مي شناسند و اطلاعاتي هم از جنبش زنان و مسائل حقوقي دارند، با این حال دفترچه های حقوق متهم برایشان بسیار جالب بود، به ما گفتند: "مطمئن باشيد ما كپي هاي زيادي از اين دفترچه به دوستانمان خواهیم داد." به مطب چند پزشك زنان مراجعه كرديم. آنها با آغوش باز روز زن را به ما تبريك گفتند و قول دادند كه با تكثير دفترچه ها حداقل براي پنجاه نفر اطلاع رساني كنند. دربين راه به دختران و زنان جوان روز زن راتبريك مي گفتيم. زنانی که گاهي با افسوس، گاهي باتعجب و گاهي با خوشحالي تبریک ما را پاسخ می گفتند. وقتی برگه ها و بروشورهایمان تمام شد، به مغازه اي مراجعه كرديم تا دوباره کپی بگیریم. دفترچه حقوق متهم را به جواني كه مشغول كار بود داديم كه گفت : "اين به چه دردي مي خورد ؟" وقتي توضيح مختصري داديم گفت :"من به اين چيزها كاري ندارم از صبح تا شب كار ميكنم وسرم به كارخودم گرم است." به اوگفتيم فكر مي كني در طول زندگي يك باربه دادگاه يا دادسرا مراجعه نخواهي كرد؟ اگرازحقوق خود مطلع نباشي حتما دچار مشكل خواهي شد. در ضمن توضیحات ما دوستش هم از راه رسید، با شنیدن حرف های ما گفت: "راست مي گوييد ما بايد با حقوق خودمان آشنا باشیم." به هر حال او هم به سهم خودش تعدادی كپي اضافي به ما داد. به چند دختر دانش آموز كه جزوه ها را داديم با حسرت گفتند:"واقعا ما هشت مارس را از كجا باید بشناسيم ما ماهواره نداريم و تلويزيون هم که چيزي در اين رابطه نمي گويد." هشت مارسمان را با جشن کوچکی که با خوردن بستنی برای خودمان گرفتیم به پایان بردیم. |