شماره مقاله: 550

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article550



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

شرکت مردان در جنبش برابری جنسیتی- مشکل یا ضرورت؟ / وبلاگ پویا

سه شنبه21 فروردین 1386


جین رودی می‌نویسد: "در جامعه ای که قوانین و کدهای خشک و ثابتی برای رفتار قابل قبول اجتماعی ِ مرد و زن تعریف شده است،‌ هم مردان و هم زنان از نتایج چنین قوانین و کدهایی رنج می برند".
همانطور که نوشته بودم مشغول ترجمه‌ی مقاله‌ای درباره‌ی شرکت مردان در جنبش حقوق زنان و مبارزه با تبعیض‌های جنسیتی بودم. این ترجمه تمام شد و مقاله که منتشر شد در اینجا هم می‌نویسم.

قبلا هم نوشته بودم که نابرابری‌های جنسیتی یک مسئله‌ی چند بُعدی است که در خیلی از موارد پوشیده عمل می‌کند و با خیلی از باورهای مذهبی یا عادت‌های فرهنگی توجیه می‌شود. شکل‌های دیگر نابرابری مثل نابرابری طبقاتی یا سیاسی بسیار آشکارتر عمل می‌کنند و کمتر مورد اختلاف و مقاومت اجتماعی هستند. تقریبا در همه‌ی کشورها، دولت‌ها برای اینکه تبعیض‌های طبقاتی و نابرابری‌های اقتصادی به حد انفجار نرسند و روند تولید ادامه پیدا کند، قوانین دستمزد و مالیات یا رفاه و بیمه و مثل اینها را اجرا می کنند. نابرابری‌های اقتصادی و تبعیض‌های طبقاتی و سیاسی مورد انتقاد اکثریت افراد جامعه هستند. دیگر کمتر کسی باور دارد که محرومان جامعه بخاطر ماهیت و شخصیت خودشان مورد تبعیض قرار می‌گیرند یا اینکه این تبعیض‌ها به نفع خود آنهاست.

اما در مورد تبعیض‌های جنسیتی به نظر من مسئله خیلی پیچیده‌تر است. تبعیض‌های جنسیتی در تار و پود فرهنگ و باورها می‌نشیند. خیلی از تبعیض‌های جنسیتی مستقیما با عاطفه و احساسات آدم‌ها رابطه دارند. تبعیض جنسیتی هویت و قالب شخصیتی می‌سازد. مثلا در بسیاری از فرهنگ‌ها، نقش تصمیم‌گیرنده‌ی پدر مهربان و فداکار را همه‌ی افراد خانه از زن و مرد با جان و دل می‌پذیرند. پدر مهربان که ریاست خانواده را هم دارد، تصور نمی‌کند که عامل تبعیض جنسیتی است.
در بسیاری موارد از همان موقع تولد، دختر و پسر در کاتگوری خودشان قرار می‌گیرند: زنانه - مردانه که فرهنگ و قوانین جداگانه‌ای برای هر یک از این کاتگوری‌ها وجود دارند. همان مثال معروف "زنی گفتند، مردی گفتند". از رنگ لباس و نوع اسباب بازی بگیر تا رفتار "درست و مقبول" هر کدام بستگی به اینکه دختر یا پسر باشند باید انجام بدهند. یک نمونه: پسر شیطان و جسور و شجاع و دختر مهربان و صبور و اهل مدارا. و وقتی که بزرگتر شدند فرصت‌های پیشرفت شخصی که به صورت نابرابر میان دختران و پسران خانواده تقسیم می‌شود یا وظایفی که در زندگی برای آنها "طبیعی" تلقی می‌شود: مثل زن خانه‌دار و مادر مهربان بچه‌ها و مرد زحمتکش و نان‌آور خانه. در بسیاری از جوامع مثلا در یک شهرستان کوچک و سنتی این کاتگوری‌ها بسیار خشک و بسته عمل می‌کنند و بیرون آمدن از آنها به این سادگی نیست.
تبعیض‌های جنسیتی بصورت قانون (مثل قانون خانواده) در جامعه نهادینه می‌شوند. از یک طرف خود قوانین یا ساختارهای اجتماعی تبعیض‌گزار هستند و از طرف دیگر توسط فرهنگ و اجزای آن مانند باورهای دینی یا رسم و رسوم تقویت می‌شوند.

اینها که بصورت کوتاه نوشتم نشان می‌دهد که در مبارزه برای رفع تبعیض‌ها نمی‌توانیم از کار روی مردان (بعنوان بخشی از مشکل) خودداری کنیم. مردان جامعه نقش اساسی در تقویت نابرابری‌ها دارند و وارد کردن آنها در مبارزه با این تبعیض‌ها، کمک بزرگی به پیشرفت جنبش حقوق زنان می‌کند. البته به یاد داشته باشیم که نقش تبعیض‌آمیز ساختارهای اجتماعی در بیشتر مواقع جدا از خواست و نیت‌های مردان هم عمل می‌کنند. مثلا در جامعه‌ای که زنان حق رای ندارند، این دیگر ربطی ندارد که تک تک مردان با این موافقند یا نه. در اینجا دیگر باید ساختار قانونی را عوض کرد.

بسیاری از مردان هستند که نمی‌خواهند تبعیض‌های جنسیتی را بپذیرند و تلاش برای یک جامعه‌ی بهتر را بدون از میان رفتن این تبعیض‌ها،‌ عملی نمی‌دانند. طبیعی است که اینکه مردان چگونه می‌توانند در این جنبش شرکت فعال داشته باشند جای فکر و بحث دارد. این، بستگی مستقیم به نوع فعالیت و شرایط مکان و زمان دارد. شخصا همیشه فکر کرده‌ام که بخش اصلی و تعیین کننده‌ی مدیریت جنبش برابری جنسیتی باید با خود زنان باشد. به نظر من این‌، هم از نظر فرصت‌های مدیریتی و اجرایی برای زنان ضرورت دارد، هم از نظر هوشیاری و کشف شکل‌های مختلف تبعیض و واکنش به آنها و هم از نظر عملی و ارتباطی با توده‌ی زنان اجتماع. اما در خیلی جاها هم هست که مردان فعال در جنبش می‌توانند ابتکاراتی را مثلا برای کار روی مردان پیشنهاد کنند. از طرف دیگر کارهای فکری و اجرایی بسیاری هم هست که شرکت مردان آگاه که حاضرند قبول مسئولیت کنند، به پیشرفت کار یاری می‌رساند.

از این مسائل کلی‌تر اجتماعی و ساختاری که بگذریم در جاهایی هم هست که مردان بصورت شخصی مستقیما درگیر هستند و کار کردن مستقیم روی آنها و برداشت‌ها و رفتار آنها تقریبا تعیین کننده است. مثلا در موضوع خشونت خانوادگی، درگیر کردن مردان برای قبول مسئولیت خیلی مهم است. اگر در کشور ما NGO های مدنی و زنان اجازه فعالیت آزاد و مداوم داشتند اینها می‌توانستند با همکاری خود مردان، کارگاه‌های آموزشی برای مردان ترتیب بدهند یا در مدارس پسرانه کلاس و نمایش بگذارند و موضوع خشونت خانوادگی را از پشت درهای بسته‌‌ی خانه‌ها رو بیاورند و به بحث بگذارند، یا خیلی از کارهای دیگر مثل آموزش مردان در مورد تبعیض‌های جا افتاده‌ی جنسیتی در جامعه و ضرورت حساسیت روی آنها.

وبلاگ پویا