شماره مقاله: 55

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article55



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

بهانه کمپین یک میلیون امضا... /هستيا انديش

مازیار سمیعی

چهار شنبه15 شهریور 1385


حيات اجتماعي بشر معاصر به شكل وسيعي تحت تاثير دو نظام ضد انساني سرمايه داري و مردسالاري قرار دارد، دو نظامي كه به طور تاريخي مكمل يكديگر بوده و هستند. در دستگاه سود محور، در دستگاه مرد سالار، در دستگاه نژاد برتر و در هر شكلي از سازمان اجتماعي كه اساس آن انسان نيست ناگزير مبارزه براي رهايي و تحقق حيات اجتماعي انساني شكل خواهد گرفت. (البته مرد سرمايه دار آريايي قطعاً فردي است از جامعه انساني، اما روشن است كه در اين نوشتار مقصود از انسان نه فرد، يا جمع جبري افراد، بلكه انسان نوعي است.)
يك سيستم ضدانساني با اعمال نظم مورد نظر خود صفات گوناگون آدمي را بدل به برچسب هايي مي كند كه جايگزين هويت انساني قرباني مي شوند: رعيت، سياه، ضعيفه، عمله، ديوانه، نجس، دهاتي و... . اين سيستم، طبقه بندي انجام گرفته را درست و طبيعي جلوه مي دهد، با سازمان دادن به نهادهاي آموزش، خانواده، هنر و فرهنگ، و تمام امكانات ممكن هژموني را در فضاي گفتماني از آن خود مي كند، تلاش مي كند به همه بقبولاند كه شرايط عادي و نظم ساخته و پرداخته او بهترين نظام ها است. حتي آن هنگام كه بربريتش به شكلي عريان عليه انسان عمل مي كند دستگاه آن را همچون شري ناگزير مي نماياند و هر تلاشي براي بهبود را پيشاپيش شكست خورده. همه بايد و بايد نقش هاي محوله را انجام دهند و چنان چه كسي جسارت كرد از ايفاي نقش خود سر باز زند، انواع مكانيسم هاي طرد و نهي و نفي او را عقوبت خواهند داد.
با اين همه آدميان با ستمي كه بر آنان روا داشته مي شود مي ستيزند و از دل شكاف هاي اجتماعي گوناگون، جنبش هاي اجتماعي سر بر مي آورند تا به شرايط غير انساني خاتمه دهند؛ اما پيكار آنان گاه (و شايد اغلب) معطوف به ستم ويژه خودشان است و به اين ترتيب برچسب هايي كه جانشين آحاد انساني جامعه بودند، پرچم جنبش هايي جدا از هم خواهند شد. اگر چه چنين مبارزه اي بهترين وضع در چارچوب شرايط كنوني رقم خواهد زد، اما چنين مبارزه اي، اين بهترين وضع را در چارچوب شرايط كنوني رقم خواهد زد! و نخواهد توانست گامي از آن فراتر نهد چرا كه «هيچ يك از اشكال بردگي در هم شكسته نمي شود مگر آن كه تمام اشكال بردگي در هم شكسته شود» و اين گونه است كه نبايد سياه بود تا با آپارتايد مبارزه كرد، نبايد كارگر بود تا بر ستم طبقاتي برآشفت و نبايد زن بود تا براي زنان حقوقي برابر با مردان طلب كرد.
اين آخري، يعني خواست برابري جنسیتی شايد آنقدر براي ما بديهي باشد كه تلاش براي آن تلاشي پيش پا افتاده به نظر برسد اما در ميانه شب، جدال براي اثبات روشنايي خورشيد هر قدر هم ابتدايي تلاشي است بر حق!