شماره مقاله: 5409

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article5409



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

برای او که اولین کلاس درس برابری را به من آموخت/ جمشید آیین دار

چهار شنبه14 بهمن 1388


سه سال پیش بود که من همراه جمعی از دوستانم به کارگاهی به نام تغییر قوانین تبعیض آمیز رفتم و برای اولین بار با او آشنا شدم. بخش یادآوری تجربه های امضا را برای من و دوستانم توضیح می داد. از او نپرسیدم اسمش چیست و کیست؟ فقط چهره اش در خاطرم ماند. پس از آن کارگاه و پیوستن به یاران کمپین یک میلیون امضا، من به همراه دوستانی که تازه با آنها آشنا شده بودم و با همکاری یکدیگر کارگاههایی را برگزار کردیم و من این آموزگارم را هیچ وقت فراموش نکرده بودم. روزی او را در مراسمی دیدم و چه سریع او شاگردش را پس از مدتها شناخت و چه شادمانه برقی در چشمانش داشت از این که یکی از داوطلبان آموزش دیده خود را می بیند. او سمیه رشیدی بود.

زندان نامیست که مدتهاست ذهن و فکر ما را به خود مشغول کرده و اکنون سمیه در زندان است.

آموزگار من در زندان است. اندیشه و تفکر برابر من در زندان است. سمیه در زندان است. یار و یاران من در زندانند. ما همه در زندانیم.

من شاگرد همان سمیه هستم که برابری را درسم داد. آن که هیچ سیاست و نیرنگی در کارش نبود جز این که در مکتب برابری به انسانهای جامعه اش آگاهی دهد. من آزادی آن چشمان شادمانه را می خواهم.

من آزادی سمیه را می خواهم.