|
هیچ کس با مطالبات زنان مشکلی ندارد جز قدرت طلبان / پریسا کاکاییپنج شنبه16 فروردین 1386 تازه باران زده بود و هوای پاک و سرخوش بهاری، مردم را به بیرون از خانه فرا می خواند. سبزه ها روی ماشین به سمت پارک ها و حومه شهر در حرکت بودند. دختران به رسم، گره بر سبزه می زدند که شاید آرزوهایشان برآورده شود. دختران و پسران کمپین هم قرار بود گره بر سبزه بزنند البته نه سبزه های سفره هفت سین که سبزه های وجود مردم وطنشان تا دست به دست هم خواهان تغییر قوانین نابرابر بشوند. بچه های کمپین یک میلیون امضا با شوق همیشگی و انرژی مضاعف تصمیم گرفتند روز سیزدهم فروردین، به میان مردم در پارک لاله بروند و چهره به چهره، با مردم به گفت و گو بنشینند و از آنها بخواهند تا با امضای خود از کمپین حمایت کنند. رفتند. سخن گفتند و امضا جمع کردند. اما قدرت طلبان که برای حفظ قدرت راهی جز کنترل لحظه به لحظه زندگی مردم ندارند این همدلی و هم سخنی را هم تاب نیاوردند و تعدادی از اعضای کمپین را بازداشت کردند. و بعد از یک شب نگه داشتن در زندان دو تن از آنها را به اوین منتقل کردند. محبوبه حسین زاده و ناهید کشاورز. این بار بهانه چه بود؟ تجمع؟ اقدام علیه امنیت ملی که اتهامی همیشگی ست؟ یا اقدام علیه تبعیض که وسیله ای ست برای سلطه طلبی؟ کمپین، آگاهی بخش اذهان است و گرد و غبار را از تفکراتی که در پس سالها تلقین قوانین تبعیض آمیز رنگ تکرار به خود گرفته اند می زداید. چنین حرکتی برای آنهایی که نگاهی ابزاری به دین دارند و آن را وسیله ای برای توجیه قدرت طلبی خود قرار می دهند، خوشایند نیست. اوج بی منطقی و یک سویه نگریستن به زندگی انسانهایی که خداوند به آنها قدرت اندیشیدن داده و خود را قیم آنها دانستن، راه را بر هر گفت و گو و نقدی می بندد. اینگونه می شود که همه ی منتقدین می شوند اقدام کنندگان علیه امنیت ملی و اوین خانه دومشان می گردد. اما آیا می شود راه خردورزی را با سرکوب بست؟ حق خواهی را شاید بشود اندک زمانی خاموش کرد اما از آنجایی که اندیشیدن تنها چاره ی آدمی برای نجات از هیچ است و هیچ اندیشمندی در پی خوب فهمیدن و خوب دانستن نمی تواند از حقوق خود گذشته و در سایه تبعیضات زندگی کند، این خاموشی ابدی نخواهد بود. فانوسها دست به دست می گردند، لحظه ای در دست من و دمی دیگر در دستان او. راه روشن می ماند. راه روشن خواهد ماند. |