شماره مقاله: 5271

مسیر:
صفحه اول > اخبار

لینک مستقیم:
/spip.php?article5271



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

روایت یکی از زنان از روزعاشورا

سه شنبه8 دی 1388


تغییر برای برابری - درگيري هاي يكشنبه (روز عاشورا) به طور وسيعي از ساعت 10 تا بعد از ظهر 15 ادامه داشت. مردم از ابتداي مسير راهپيمايي ميدان امام حسين تا ميدان آزادي حضور داشتند و نيروهاي انتظامي و سپاه مانع به هم پيوستن مردم مي شدند.

بر خلاف تصورعموم كه فكر مي كردند شايد به خاطر روز عاشورا امروز خشونتي نباشد . اما آنقدر برخورد بامردم خشن بود كه فقط با روز سي خرداد قابل مقايسه بود.

از اول صبح كه مردم از متروي امام حسين پياده مي شدند در خيابان مورد ضرب و شتم مامورين سركوب گر قرار مي گرفتند . خانمي كه از مترو پياده شده بود مي گفت : از مترو كه پياده شديم يك مامور سپاه با باتوم چندين بار به پشت سرمان زد.و گفت براي چه به خيابان آمده ايد و ما گفتيم : چرا كه نياييم ؟و دوباره بر سرمان كوبيد.

به طور كل خيابان هاي موازي با انقلاب و آزادي و خيابان هاي ورودي از شمال و جنوب به اين خيابان ها به دليل سركوب شديد در انقلاب و آزادي به مركز تظاهرات تبديل شده بود.

يكي از اصلي ترين مناطق درگيري خيابان انقلاب حد فاصل ولي عصر و ميدان فردوسي به خصوص تقاطع حافظ بود. جايي كه به مردم تيراندازي شد و عده اي كشته و زخمي شدند. همان جايي كه گاردي هاي موتور سوار در محاصره مردم قرار گرفته . وبيش از ده موتور سيكلت به آتش كشيده شد. خشمگين ترين تظاهرات مردم در همين محل صورت گرفت كه بارها پل حافظ ومناطق اطرافش بين مردم و نيروهاي حكومتي دست به دست شد. خودروهاي پارك شده در خيابان هاي فرعي اين منتطقه توسط باتوم مورداصابت قرار گرفته و عده زيادي از مردم دستگير شدند.

منطقه بزرگمهر ومظفر در خيابان ولي عصر بارها تبديل به ميدان زدو خورد مردم و نيروهاي سركوبگر شد.
سطح خيابان ولي عصر از چهارراه تا ميدان ولي عصر پوشيده از سنگ چوب و سطل هاي آتش گرفته زباله بود كه حكايت از ساعت ها جنگ و زدو خورد بود.

خيابان هاي نواب ، رود كي ، آزادي ، اسكندري ، خوش ، كارگر ، وصال ، فلسطين ، حافظ ، ويلا وطالقاني صحنه درگيري ، تظاهرات و دستگيري بود.

از همان ابتداي صبح كه ضربات باتوم بر سرو صورت مردم وارد مي شد ، مشخص بود كه بنا بر خشونت بيشتر با مردم دارند . در چهارراه ولي عصر جاهاي مختلف خون بر روي زمين ريخته شده بود.

در تقاطع هاي خوش (آزادي ) ، حافظ و طالقاني چندين خودرو نيروهاي گارد به آتش كشيده شده بود.
در راه بندان هاي طولاني در مسيرهاي مختلف مردم با بوق هاي ممتد خودروها همراهي خود را با جمعيت معترض نشان مي دادند.

در يكي از مسيرها ظرف هاي نذري كه برروي آن ها شعار مرگ بر دیکتاتور نوشته شده در ميان مردم توزيع مي شد. زن مسنی هم با انگشت خونالودش این شعار را روي ديوار می نوشت .

وسعت جمعيت معترض در منطقه وسيع حد فاصل امام حسين تا آزادي باعث شده بود كه برخي مناطق سي تا چهل دقيقه در تصرف مردم بماند و به طور مكرر صحنه شعار و قدرت نمايي مردم باشد.

برخي ازنيروها به سمت مردم كه فرياد اعتراض سر مي كشيدند هجوم مي آوردندولي با مقاومت و عدم ترس و فرار آن ها با تعجب به ميان تجمع نيروهاي سركوب بازمي گشتند.

آنچه كه امروز را متمايز با روزهاي ديگر مي كرد مقاومت و ايستادگي و درگيري نفر به نفر با نيروهاي سركوب بود.

و اين باعث اتلاف وقت و درگيري نيروها شده و فرصت را به بقيه مردم درنقاط ديگر مي داد كه به تظاهرات ادامه بدهند .به نظر مي رسد كه ادامه اين وضع كار را براي نيروهاي سركوب مشكل خواهد كرد.

به همين دليل حوالي ظهر به بعد موتور سيكلت ها پر تعدادبه خيابان هاي فرعي وارد مي شدند. و به ندرت نيروهاي پياده به خيابان هاي فرعي وارد مي شدند و اين تغيير جديدي در آرايش نيروي مردم بود.
در جاهايي فاصله مردم معترض با نيروهاي سركوب حتي بيش از ده بيست متر هم نمي شد.
درميان جمعيت پيرزني شصت ساله كه باتوم به دست هايش خورده خطاب به نيروهاي يگان ويژه مي گويد اگر صد بار هم كتك بخورم و كشته شوم از گور بلند مي شوم و به خيابان مي آيم و عليه شما شعار مي دهم .