شماره مقاله: 5232

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article5232



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

تا رفع حجاب اجباری/ جنس مخالف

سه شنبه1 دی 1388


روز ملی قم

جنس مخالف - چقدر ما از مرحله پرت بودیم. تمام مسیر رفت به قم می گفتیم کاش مراسم در تهران برگزار می شد و ان وقت ملت چه می کردند. ولی دیدیم قمی ها خیلی باحالتر از تهرانی ها بودند. واقعن عجیب بود این تندترین شعارهایی بود که من در تمام این مدت شنیده بودم و آن هم از دهان چه کسانی! زنان چادری که فقط دو تا چشمشان به زور دیده می شد، بلندتر از همه و خشمگین تر از همه شعار می دادند.

یک خانم بسیار محجبه در حالی که عکس منتظری در دستش بود در حاشیه راهپیمایی حرکت می کرد و به بسیجی هایی که عکس خامنه ای دستشان بود و ما را نظاره می کردند می گفت"ای رهبر آزاده تجاوز هم آزاده؟" تقریبن نیم ساعت پشت سرش بودم و او از این کار خسته نمی شد. یکی از آن طرفی ها به عکس چروک و کمی پاره منتظری در دستش اشاره کرد و گفت این چه عکسیه؟ چرا پاره اش کردی؟ و او جواب داد این اشکال ندارد ولی شما عکس خمینی را پاره کردید.
قیافه و رفتار و حتا بوی تجمع قم کاملن با تهران فرق داشت. بوی عطر مشهدی، قیافه های مذهبی و تعداد افراد طبقات پایین خیلی بیشتر از تجمعات تهران بود. مذهبی ها گلویشان را پاره می کردند وقتی می گفتند "ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم" یا "این ماه ماه خونه کار یزید تمومه"

آدمها از همه شهر ها آمده بودند. بعد از تجمع خسته و کوفته و گرسنه نشسته بودیم که یک خانواده که با کلی بار و بندیل کنار ماشینشان داشتند غذا می خوردند و معلوم بود از راه دوری آمده اند برایمان نان تافتون و ماست محلی آوردند، آی چسبید! داشتیم ازشان تشکر و خداحافظی می کردیم گفتند عاشورا یادتان نرود.

یک آخوند بسیار باحال و با شخصیت هم دیدیم. می گفت ما در ایران به یک رنسانس احتیاج داریم!!!!!!!!!! بعد دعوتمان کرد خانه اش و گفت من امروز می خواهم عده ای از عزاداران را مهمان کنم. گفتیم سید جان ما یک اتوبوسیم ها! گفت اشکال نداره چه بهتر. داشتیم باهاش حرف می زدیم که گاردی ها به طرف مردم حمله کردند .آخونده گفت :" می خواهند مردم را بترسانند ولی خدا در قران می گوید آنها بیشتر از شما می ترسند.ما هم می ترسیم ولی آنها بیشتر می ترسند".
خلاصه دوز آخوند و چادری تجمع زیاد بود و کسانی که در تجمعات تهران بهشان می گوییم بسیجی و اطلاعاتی (از نظر تیپ و قیافه) ولی تندترین شعارها را می دادند. کلن قمی ها خیلی خوشحال بودند امروز و حال می کردند که همچین تجمعی توانستند راه بیاندازند.طفلکی ها آرزو به دل مانده بودند، دمشان گرم! تهرانی های بی حال کم آمده بودند، اغلب خود قمی ها و نجف آبادی ها بودند.