|
تا رفع حجاب اجباری/ جنس مخالفسه شنبه1 دی 1388 روز ملی قم جنس مخالف - چقدر ما از مرحله پرت بودیم. تمام مسیر رفت به قم می گفتیم کاش مراسم در تهران برگزار می شد و ان وقت ملت چه می کردند. ولی دیدیم قمی ها خیلی باحالتر از تهرانی ها بودند. واقعن عجیب بود این تندترین شعارهایی بود که من در تمام این مدت شنیده بودم و آن هم از دهان چه کسانی! زنان چادری که فقط دو تا چشمشان به زور دیده می شد، بلندتر از همه و خشمگین تر از همه شعار می دادند. یک خانم بسیار محجبه در حالی که عکس منتظری در دستش بود در حاشیه راهپیمایی حرکت می کرد و به بسیجی هایی که عکس خامنه ای دستشان بود و ما را نظاره می کردند می گفت"ای رهبر آزاده تجاوز هم آزاده؟" تقریبن نیم ساعت پشت سرش بودم و او از این کار خسته نمی شد. یکی از آن طرفی ها به عکس چروک و کمی پاره منتظری در دستش اشاره کرد و گفت این چه عکسیه؟ چرا پاره اش کردی؟ و او جواب داد این اشکال ندارد ولی شما عکس خمینی را پاره کردید. آدمها از همه شهر ها آمده بودند. بعد از تجمع خسته و کوفته و گرسنه نشسته بودیم که یک خانواده که با کلی بار و بندیل کنار ماشینشان داشتند غذا می خوردند و معلوم بود از راه دوری آمده اند برایمان نان تافتون و ماست محلی آوردند، آی چسبید! داشتیم ازشان تشکر و خداحافظی می کردیم گفتند عاشورا یادتان نرود. یک آخوند بسیار باحال و با شخصیت هم دیدیم. می گفت ما در ایران به یک رنسانس احتیاج داریم!!!!!!!!!! بعد دعوتمان کرد خانه اش و گفت من امروز می خواهم عده ای از عزاداران را مهمان کنم. گفتیم سید جان ما یک اتوبوسیم ها! گفت اشکال نداره چه بهتر. داشتیم باهاش حرف می زدیم که گاردی ها به طرف مردم حمله کردند .آخونده گفت :" می خواهند مردم را بترسانند ولی خدا در قران می گوید آنها بیشتر از شما می ترسند.ما هم می ترسیم ولی آنها بیشتر می ترسند". |