شماره مقاله: 523

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article523



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

ما زنان ایران شهروندان درجه دومحسوب می شویم / مصاحبه روزنامه یونگه ولت با ناهید کشاورز

يكشنبه12 فروردین 1386


در ایران ائتلاف وسیعی بر علیه نابرابری قانونی و ستم بر زنان سازمان یافته است . به بهانه خطرخارجی همواره این نابرابری های قانونی توجیه شده است . در این رابطه مصاحبه ای با ناهید کشاورز فعال فیمینیست و عضو مرکزفرهنگی زنان داشته ایم . او همچنین عضو فعال کمپینی است که برای رفع تبعیضات جنسیتی جمع آوری یک میلیون امضا را در دستورفعالیت قرارداده است . کمپینی که بسیاری از مدافعین حقوق زنان را بخود جلب کرده است . ناهید کشاورز در 4 مارس بهمراه 32 زن دیگر در یک هجوم پلیسی دستگیرشد و بعداز48 ساعت با سپردن وثیقه آزاد گردید ( نگاه کنید به گزارش روزنامه در 23 مارس)

یونگه ولت :گروههای متفاوت فیمینیستی اخیرا در ایران یک کمپین یک میلیون امضا برای رفع نابرابری حقوقی مابین زنان ومردان را آغاز کرده اند ، دامنه ی تبعیضات قانونی بطور مشخص شامل چه مواردی می شود؟

دامنه تبعیضات قانونی بین زن و مرد در قوانین مدنی و جزایی ایران بسیار زیاد است. زن با ازدواج بسیاری از حقوق خود مانند تعیین محل زندگی، اجازه سفر و خروج از کشور را از دست می دهد و کار او در بیرون از منزل مشروط به اجازه شوهر می شود.طبق قوانین موجود زن ملزم به تمکین از شوهر است و ریاست خانواده به طور مطلق در اختیار مرد است و مردان می توانند چند همسر داشته باشند. طلاق حق انحصاری مرد است و مرد می تواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق بدهد ولی زن در صورتی می تواند از شوهرش طلاق بگیرد که مواردی همچون بدرفتاری همسر، ندادن نفقه، اعتیاد و زندانی بودن شوهر را اثبات کند .طبق قانون، مادر هیچ وقت نمی تواند سرپرست امور مالی فرزندش باشد و در مورد محل زندگی، اجازه خروج از کشور و حتی مسائل درمانی کودک تصمیم بگیرد.طبق قانون یک دختر در سن 9 سالگی مسئولیت کامل کیفری دارد و اگر مرتکب جرمی شود که مجازات آن اعدام است، دادگاه می تواند او را به اعدام محکوم کند.طبق قانون تابعیت زن ایرانی به فرزندش منتقل نمی شود. این مسئله مشکلات زیادی را برای زنانی که با مردان افغانی ازدواج کرده اند، ایجاد کرده است.چون بچه های آنان ایرانی محسوب نمی شوند و به همین دلیل حق زندگی در ایران را ندارند.میزان دیه زن در قانون، نصف دیه مرد است؛ اگر زن و مردی در خیابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند،طبق قانون خسارتی که به زن می دهند نصف خسارت مرد است.بر اساس قانون پسران دو برابر دختران ارث می برند و زن در صورت داشتن فرزند،یک هشتم از اموال شوهرش را ارث می برد و اگر مرد چند همسر داشته باشد، این یک هشتم بین همه آنها تقسیم می شود و البته زن هیچ گاه از زمین ارث نمی برد. ازدیگر قوانین تبعیض آمیز باید به قانونی اشاره کرد که به مرد اجازه می دهد هرگاه زنش را درهم بستری با مرد دیگری ببیند، می تواند زن را بکشد و قانون او را از مجازات معاف کند. شهادت زن در بسیاری از موارد پذیرفته نمی شود و در صورت پذیرفته شدن، شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است...

- تاثیرات این قوانین بر زندگی زنان چیست ؟

مجموعه این قوانین تبعیض آمیز، زنان را جنس دوم تلقی کرده است. این قوانین باعث می شود که زنان هیچ پشتوانه حقوقی نداشته باشند. قوانین نابرابر، زندگی همه زنان را تحت تاثیر قرار می دهد اما تاثیرشان بر زندگی زنان فرودست و حاشیه ای جامعه بیشتراست. شاید زن طبقه متوسط بتواند به نحوی این قوانین را دور بزند و زندگیش را تغییر دهد ولی زنان فرودست که از آگاهی های حقوقی کمتری نیز برخوردارند، قربانیان قطعی این قوانین هستند. وجود این قوانین باعث می شود، زنان در چرخه خشونت باقی بمانند و راهی برای خروج از آن نیابند. آمار بالای خودکشی و خود سوزی زنان در برخی ازاستان های کشورمان، نشان دهنده ی بن بستی است که این قوانین برای زندگی زنان ایجاد کرده است. این قوانین در حالی در کشور ما در حال اجرا شدن هستند و موقعیت تبعیض آمیز زنان در جامعه را قانونی می کنند،که زنان بیش از 60 درصد پذیرفتگان دانشگاه ها را تشکیل می دهند و تداوم این نابرابری ها هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد.

- چه امید هایی شما بطور مشخص در انجام این کمپین دارید؟ (فکر می کنید فهم و دریافت حکومت ایران تغییر یبدا کند و یا اینکه مسئله بر سر این است که از این طریق خودآگاهی زنان برای خودسازمانیابی حمایت وتقویت گردد؟

مهمترین امید ما در پیشبرد این کمپین، عمومی کردن بحث برابری زن و مرد در جامعه است. این کمپین با روش «چهره به چهره» سعی دارد با گفتگو با زنان و مردان در مکان های عمومی، کوچه و خیابان، تاکسی و مترو و اتوبوس، توجه آنها را به تبعیضات و نابرابری های حقوقی بین زنان و مردان جلب کند. فعالان کمپین، هنگامی که به شهروندان برای امضای بیانیه مراجعه می کنند، دفترچه های کوچکی را که حاوی آگاهی های حقوقی از این قوانین تبعیض آمیز است، به آنان می دهند. بنابراین حتی به کسانی که بیانیه کمپین را امضا نمی کنند، این دفترچه ها داده می شود و به این شکل، حداقلی از آگاهی در جامعه منتشر می شود. هدف مهم کمپین، آگاه کردن زنان از حقوق خودشان است. بسیاری از امضا کنندگان بیانیه، تنها امضا کننده ای منفعل باقی نمانده اند و خود به کنشگر کمپین تبدیل شده اند. بنابراین امید ما این است که این کمپین در روند رشد خود ، بسیاری از زنان و مردان را به کنشگران حقوق زنان تبدیل کند.

از طرف دیگر هیچ حکومتی نمی تواند به خواستهای مردم خود همیشه بی اعتنا باشد. جمع آوری یک میلیون امضا می تواند به دولتمردان نشان دهد که خواست برابری زنان و مردان، تنها خواست تعدادی محدود زن نیست، بلکه زنان و مردان بسیاری خواهان تغییر این قوانین هستند و این قوانین را شایسته جامعه امروز ایران نمی دانند.

- امضا کننده گان آیا وقتی لیست را امضا می کنند نگران هم هستند ؟

بله، به هرحال ما در یک جامعه استبدادی زندگی می کنیم. جامعه ای که یک تخیل نیرومند اجتماعی در آن شکل گرفته است که هرگونه تلاش برای تغییر را ناممکن می داند. کسانی هستند که از امضای بیانیه می ترسند و فکر می کنند که امضای بیانیه می تواند برایشان دردسر ساز باشد. من به عنوان یک فعال کمپین گاه می کوشم، از ضرورت تلاش برای تغییر بگویم و اینکه هزینه وجود این قوانین برای زندگی ما و فرزندانمان خیلی بیشتر است. از شرایطی که این قوانین برای تک تک ما ایجاد کرده است، سخن بگویم و اینکه زندگی روزمره در ایران بسیار خطرناک تر از هزینه مبارزه سیاسی -اجتماعی است.

- آیا لیست را فقط زنان امضا می کنند یا اینکه از مردان هم خواسته می شود که امضا کنند ؟

لیست را هم زنان و هم مردان امضا می کنند. بسیاری از فعالین کمپین را مردان جوانی تشکیل می دهند که به این ضرورت رسیده اند که تداوم نابرابری برای هیچ انسانی نمی تواند، مفید باشد. تجربه من نشان می دهد که بسیاری از مردان نیز نمی توانند مثلا نابرابری دیه زن و مرد یا شهادت زن و مرد را بپذیرند. اینکه دیه یک زن نصف دیه جنین پسری باشد که در شکم حمل می کند، برای بسیاری از مردان، بدون هیچ تحصیلاتی نیز قابل فهم نیست. بسیاری از امضا هایی که من جمع کرده ام متعلق به راننده های تاکسی است.

- تا امروزچه تعداد امضا جمع آوری شده است؟

امضا ها را کمیته مستند سازی جمع ، شمارش و نگهداری می کند و ما اعلام کرده ایم که تا امضا ها به یک میلیون نرسند، از انتشار عمومی آن ها خودداری خواهیم کرد اما یک ماه پیش یکی از اعضای این کمیته، شمارش 50000امضا را اعلام کرد. پنج ما از کار کمپین می گذرد، و دو سه ماه اول کمپین صرف سازماندهی و یافتن داوطلبین کار در کمپین شده است و از طرف دیگر جمع آوری امضا با روش «چهره به چهره» کار ساده ای نیست.

- با وجود تبعیضات زیاد به نظرمی رسد زنان ایران به نسیت زنان دیگر کشورهای منظقه آگاه تر می باشند، علت چیست؟

فکر می کنم برای جواب دادن به این پاسخ باید کمی به تفاوت های تاریخی کشور ما با کشورهای منطقه نگاه کنیم. کشور ما اولین کشور منطقه است که درآغاز قرن بیستم در آن انقلاب مشروطیت صورت گرفت. انقلابی که یکی از درخواست های اصلی اش حکومت قانون و آزادی های سیاسی اجتماعی بود. گرچه این انقلاب، زنان را به عنوان شهروند برابر نپذیرفت اما باعث حضور زنان در عرصه عمومی شد. گروه های کوچکی از زنان به میدان آمدند که خواست اصلی شان دستیابی زنان به آموزش و بعدها حقوق برابر بود. به هرحال از 100 سال پیش زنانی در کشور ما خواهان تغییر وضعیت حقوقی و اجتماعی اشان هستند. و بعد وجود روشنفکرانی که از ایده های مدرن و حقوق شهروندی دفاع می کرده اند. اگر به تاریخ معاصر نگاه کنیم، بسیاری از مردان روشنفکر از تغییر وضعیت زنان دفاع می کنند. اولین کسی که در مجلس اول از حق رای زنان دفاع می کند،نماینده همدان است و ما با مقالات دهخدا مواجهیم که موقعیت زنان را به سوال می کشد. اتفاقا وقتی به تاریخ معاصر نگاه می کنیم، در نیمه اول قرن، مردان بیشتر با جنبش زنان همدلی داشته اند تا در زمان انقلاب57 که خواست های زنان فرعی شمرده می شدند و به بعد از پیروزی انقلاب ضد امپریالیستی و... محول می شدند.

انقلاب 57 نیز با وجودی که دستاورد حقوقی برای زنان نداشت و بی حقوقی را به آنان تحمیل کرد اما در مجموع تغییرات ناخواسته ای را در وضعیت زنان ایجاد کرد. اکنون بیش از هر دوره دیگر در تاریخ معاصر ما، مسئله زنان به مسئله روزتبدیل شده است و هیچ گروه سیاسی نمی تواند خواسته های زنان را نادیده بگیرد. در جامعه ای که 60 درصد دانشجویان را دختران تشکیل می دهد، نمی توان نابرابری بین زن و مرد را توجیه کرد. فکر می کنم در تفاوت حق خواهی زنان ایرانی با زنان منطقه باید به این عوامل جامعه شناختی توجه کرد. فرهنگ متوسط جامعه ایرانی، از موقعیت زنان در ایران فراتر است و این ناهمخوانی فرهنگ عمومی جامعه با وضعیت زنان برا ی اقشار مختلف قابل لمس است. با وجودی که در کشورهای منطقه نیز با بسیاری از تبعیضات بر زنان مواجه هستیم؛ اما کمتر از یک مقاومت گسترده علیه این تبعیض ها صحبت می شود و این ناشی از سطح آگاهی و نیز تفاوت های فرهنگی و تاریخی جامعه ایران با بقیه کشورهای منطقه است. البته من وضعیت زنان ترک را از بقیه زنان منطقه متفاوت می بینم و فکر می کنم وضعیت زنان ما به زنان در کشورترکیه نزدیک تر است.

- کدام گروهها و افراد مبتکر کمپین یک میلیون امضاء بودند ؟

ایده اولیه کمپین را گروه هایی از زنان داشتند که در جلسات مختلف با بقیه گروه ها و فعالان حقوق زنان، توانستند این ایده را به ایده جمعی از زنان تبدیل کنند و در میان افراد صاحب نام و مبارز ایرانی به دنبال حامیانی برای این کمپین باشند. به هر حال این که چه کسانی مبتکر این کمپین بودند، اکنون در میان فعالان کمپین چندان مورد پرسش قرار نمی گیرد. ساخت کمپین نیز ساختی متمرکز نیست. مدل سازماندهی در کمپین ، چندان سلسله مراتبی نیست و بیشتر شبکه ای است. هرکس به میزان تلاشی که برا ی کمپین می کند می تواند، در کمپین مطرح شود، اگر به سایت کمپین نگاه کنیم، بسیاری از نویسندگان این سایت لزوما افراد شناخته شده در جنبش زنان نیستند. در کمپین ما با نسل های گوناگون جنبش زنان روبرو هستیم که البته بیشترین فشار هم بر دوش جوانان زیر 30 سال است. کمپین در روند رشد خود توانسته گروه های مختلف را با خود همراه کند و فعالان کمپین می دانند که کمپین بدون گسترش نمی تواند موفق باشد. بسیاری از بحث ها میان اعضای کمپین از طریق بحث های اینترنتی مطرح می شود که هر کدام از اعضا به صورت برابر می توانند در این بحث ها شرکت کنند و ایده خود را جمعی کنند. مطالبات کمپین روشن است بنابراین هر یک از اعضای کمپین در پیشبرد کمپین و کار آزاد است و به همین دلیل در کمپین ما با روش های خلاقانه ای مواجهیم که به افراد جدید تعلق دارد و نه به اعضای مبتکر کمپین.

- نظرشما در باره اختلافات بین ایران و آمریکا چیست ؟ آیا نگران نیستید که تلاشهای شما مورد بهره برداری قدرت های غربی قرارگیرد؟

من هم مثل بیشتر شهروندان ایرانی نسبت به برخوردهای دولت های آمریکا و ایران نگرانم و از جنگ می ترسم. فکر می کنم هر دوی این دولت ها راهی را در پیش گرفته اند که به نفع ما نیست و متاسفانه در این بازی، توان کنشگر بودن از ما گرفته شده است. همیشه در طول 100 سال اخیر مطالبات ما به بهانه وجود دشمن خارجی و یا وجود مسائل مهم تر، نادیده گرفته شده است. فکر می کنم آنچه که ممکن است باعث وخیم تر شدن اوضاع ایران در روابط بین الملل شود نه تلاش های ما برای بدست اوردن حقوقمان که نقض مستمر حقوق ماست. ما چاره ای به جز تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز و تغییر وضعیت مان نداریم و هر گز فکر نمی کنم که این تلاش ها می تواند باعث شود که قدرت های غربی از آن بهره برداری کنند. ما در زیر فشاریم، کوچکترین اعتراضات ما به خشن ترین اشکال سرکوب می شود. نمونه آن دستگیری 33 تن از ما در روز یکشنبه 13 اسفند در مقابل دادگاه انقلاب بود. ما نیاز به حمایت داریم ولی این حمایت را نه از دولت های غربی که از سازمان های مدافع حقوق زنان و حقوق بشر درخواست می کنیم و اعتقاد داریم که مقوله حقوق بشر، فراتر از این دولت و آن دولت است.

روزنام یونگه