|
مزاحمت جنسی : تجربه زنان در اماکن عمومیسیما حسین زاده شنبه28 آذر 1388 مزاحمت جنسی به عنوان یکی از اشکال خشونت جنسی از دهه 60 میلادی به بعد بصورت واژه ای رایج در جوامع غربی مطرح شد. این نوع مزاحمت به شکل¬های مختلف و در هر نوع محیطی اعم از محیط کار، محیط آموزش، محیط درمانی رخ می دهد. در این مقاله به بررسی تجربه زنان از مزاحمت جنسی در اماکن عمومی چون مراکز خرید، خیابان، پارک، سینما و تمام مکانهایی که انسانها برای انجام امور روزمره و یا گذران اوقات فراغت خود از آنها استفاده می کنند، خواهیم پرداخت. روش بکار رفته دراین تحقیق روش کیفی با تکنیک مصاحبه عمیق و نحوه انتخاب مصاحبه شوندگان با توجه به حساسیت موضوع دسترسی به مصاحبه شوندگان و قبول انجام مصاحبه از سوی زنان انتخاب شده، است. در این پژوهش تلاش شده است که تعریف دقیق از مزاحمت جنسی، انواع مزاحمت جنسی، واکنش های زنان نسبت به مزاحمت جنسی در دوره های مختلف زندگیشان و پیامدهایی که این تجربه می تواند بر روی آنان داشته باشند ارائه شود. مزاحمت جنسی بر روی طیفی از اشکال ساده آن همچون نگاه خیره تا تجاوز جنسی که شدید ترین نوع است تعریف و طبقه بندی شده است. البته آنچه که بیشتر در انجام این پژوهش مد نظر بوده پرداختن به اشکال به ظاهرساده مزاحمت جنسی همچون نگاه خیره، متلک پرانی و لمس لحظه ای اندامهای زنان در اماکن عمومی است که شیوع بیشتری هم دارند. مزاحمت جنسی در این اشکال به دلیل شیوع بیشترمشروعیت نیز پیدا کرده است. در حین انجام مصاحبه ها و از لابلای صحبت های زنان به این نتیجه رسیدیم که با توجه به نوع تربیت خانوادگی و نحوه آموزشی که زنان مورد نظرداشتند مزاحمت جنسی به عنوان مسأله ای ناپسند و زشت که نباید درباره آن صحبت شود در نظرگرفته می شود و انواع تجربیات از مزاحمت جنسی در زندگی زنان جزء لایه های پنهان زندگی به شمار می آید. شایان ذکر است که هیچ گونه آمار یا گزارش رسمی درباره فراوانی و انواع مزاحمت جنسی از جانب نهادهای مسؤل ارائه نشده است. تنها گاهی اوقات آمارهای مقطعی و محدودی از سوی برخی نهادها منتشر می شود . به عنوان مثال شورای فرهنگی اجتماعی زنان با تحلیل اخبار روزنامه های مردادماه سال 1385 گزارشی را منتشر کرد که در آن خشونت و مزاحمت جنسی علیه زنان را بعنوان بیشترین آسیب های اجتماعی تحمیل شده بر زنان معرفی کرد. بدیهی است که آن چه در روزنامهها و مجلات در مورد اين خشونت ها ميآيد همه ماجرا نیست. زیرا تنها در مواردی که خشونتها شکل جنایت به خود می گیرد در روزنامه ها انعکاس می یابد در حالیکه آسیب¬های اجتماعی به ظاهرخفیف تری چون مزاحمت جنسی در اماکن عمومی اصلاً گزارش داده نمی شود و بازتاب محدودی در رسانه ها دارد. بدین ترتیب يكي از كاستيهاي نظام اجتماعي ما، نقص نظام اطلاعاتي و آماري درباره اين دسته از آسیب های ياد شده، بنا به دلايلي است که موارد زیر به برخی از این دلایل اشاره دارد. 1- در جامعه ما صحبت از مسائلی که در حوزه روابط جنسی قرار دارد بشدت مذموم است طرح مزاحمت جنسی به عنوان موضوعی که به بدن و امیال جنسی زنان و تعرض مردان به زنان مربوط می شود از این مقوله مستثنی نیست. 2 - بسياري از مردم از ترس آبرو و حيثيتشان از بيان حوادث اجتناب ميكنند. در باره اين دسته از خشونتهاي ياد شده ، ديده شده كه خيليها دوست ندارند با بيان آنچه بر سرشان آمده است نفر اولي باشند كه چنین خشونتی را افشا ميكنند. 3- در جامعه سنتی و مردسالار ایران، زن ، مسئول و موظف به حفظ پاکدامنی خود است و هر گونه تعرض ودست درازی مرد به او در نتیجه رفتار ناشایست و تحریک آمیز زن تفسیر می شود . طبیعی است که در این نوع طرز تلقی زن موجودی بالقوه گناهکار و مجرم شناخته می شود . تعریف مزاحمت جنسی ارائه تعریفی واحد و مشخص از مزاحمت جنسی با دشواری¬هایی همراه است. به نظر می رسد این دشواری از دو جهت قابل تأمل باشد. نخستین ویژگی ، گستردگی دامنه این رفتار است . بدین معنا که رفتارهای متفاوتی از جوکهای جنسی گرفته تا تجاوز جنسی را شامل می شود ، دوم آنکه مزاحمت جنسی رفتاری است غیراخلاقی و ماهیتی ضدارزشی دارد. خصوصیات مزاحمت جنسی را می توان این گونه نام برد. 1- ناخواسته و تحمیلی است. 2- حاکی از وجود روابط نابرابر قدرت بین دو جنس است. 3- همراه با نوعی تبعیض جنسیتی است. 4- وابسته به جنس است بدین معنا که از سوی مردان بعنوان یک گروه بر زنان اعمال می شود و نه برعکس. 5- منجر به پیدایش آسیب های روانی یا جسمی در زنان می شود. 6- رفتاری خشونت آمیز تلقی می شود. در مجموع می توان مزاحمت جنسي را چنین تعریف کرد: پیشنهادات یک طرفه لفظی یا جنسی، متلک پراندن ها، اذيتهاي كلامي و ايما و اشارهاي، تماس های ناخواسته، چشمك زدن، تعقيب كردن که برای شخص مخاطب آزار دهنده باشد و باعث احساس خطر،حقارت، مرعوب شدن وناامنی وی شود از مصادیق مزاحمت جنسی محسوب میشود. مبنای نظری در بخش نظری اصلی ترین نظریه مورد استفاده نظریه ی کاترین مک کینون فمینیست رادیکال، حقوق دان و استاد دانشگاه میشیگان در آمریکاست که سالها درباره مزاحمت جنسی مطالعه کرده است. او مزاحمت جنسی را از اشکال سلطه، ستم و تبعیض جنسیتی علیه زنان در رابطه نابرابر قدرت می داند. دغدغه مک کینون هم مانند دیگر فمینیست های رادیکال، این موضوع را آشکار می کند که چگونه قدرت مردانه در تمام حوزه های زندگی زنان از جمله زندگی شخصی آنها مانند تربیت فرزندان، ازدواج تقویت می شود. این قدرت همچنین در تمام اشکال رفتارهای جنسی خشونت آمیز چون تجاوز، مزاحمت جنسی و هرزه نگاری اعمال و بازتولید می شود. مک کینون مزاحمت جنسي را شكلي از تبعيض جنسي می داند. او مزاحمت جنسي را «تحمیل ناخوشایند خواسته های جنسی در محيطي که رابطه قدرت در آن نابرابر است» می داند.(Mackinnon,1979) در بخش یافته های پژوهش با اشاره به مفاهیم استخراج شده به توضیح و تحلیل موارد مشابه و متفاوت تجربه ها و دیدگاههای زنان در رابطه با مسأله شده است در عین حال که تأثیرات این پدیده بر زنان نیز مورد توجه قرار گرفته است. برای شناخت و ارزیابی جامعه آماری به متغیرهای زمینه ای زیر توجه شد:سن ، تحصیلات، شغل، تحصیلات و شغل والدین، اعتقادات مذهبی، زیبایی چهره، اندام، قد، نوع پوشش، نوع آرایش، وسیله رفت و آمد.در اینجا به بخشی از این یافته ها در ارتباط با نوع پوشش زنان جامعه آماری با توجه با این مساله که داشتن حجاب در اماکن عمومی برای زنان امری اجباری است اشاره می کنم . تحلیل یافته ها نظرات مصاحبه شوندگان درباره اینکه آیا نوع پوشش و آرایش بر مزاحمت جنسی تأثیر دارد یا نه متفاوت بود. بعضی ها مثل نجمه و لیلا معتقد بودند پوشش تأثیر چندان ندارد استدلال آنها این بود که هر دو پوشش را تجربه کرده اند و از این لحاظ تفاوتی را حس نکرده اند. اکرم هم در اظهار نظری مشابه می گوید: فکر نمی کنم تأثیری داشته باشد چون من و دوستانم از طیفهای مختلفی هستیم و همه تجربیات زیادی از مزاحمت جنسی را داشته ایم مضاف بر اینکه خود من هم تا قبل از دانشگاه چادری بودم با وجود این تجربه مزاحمت را داشته ام.» ناهید هم می گوید «من در هر پوشش و آرایشی که بودم این اتفاق برایم افتاده فکر می کنم صرف دختر بودن برای اینکه مورد مزاحمت قرار بگیری کافی باشد»کسانی مثل هنگامه عقیده دیگری دارند. او می گوید:«فکر می کنم اگر در جامعه ما آرایش غلیظ داشته باشی این اتفاق بیشتر برایت می افتد.» در این زمینه نینا می گوید: «با توجه به نظام تعریف شده ای که در ذهن افراد داریم می توان گفت نوع پوشش و آرایش بر میزان مزاحمت تأثیر داره. چون اصولا هر پوشش رفتار خاص خودش را طلب می کند هر چند برای افراد چادری هم مزاحمت پیش می آید مخصوصاً اگر چادر مد روز بپوشند به نظر من پوشش خیلی تأثیر دارد و با توجه به مناطق مختلف پوشش هم باید فرق داشته باشد.» تعدادی از مصاحبه شوندگان هم به این نکته اشاره دارند که نوع پوشش بیشتر از آنکه بر میزان آن تأثیر داشته باشد بر نوع مزاحمت اثر می گذارد.عصمت در این زمینه می گوید:«من چادر می پوشم با اینحال تجربه زیاد داشتم بنابراین فکر می کنم در بودن یا نبودن مزاحمت تأثیری نداره شاید نوعش فرق داشته باشد». ربابه هم با عصمت هم عقیده است«وقتی پوشیده ای یک جور دیگه ممکنه متلک بگویند طوری که یادآوری کنند که امّل هستی!ولی وقتی آرایش داری و لباس تنگ می پوشی طور دیگه بهت نگاه می کنند و ممکنه آزارهایی غیراز متلک ، مثل لمس بدن را هم انجام دهند اما در هر صورت مزاحمت وجود دارد». سیمین هم می گوید «این مسأله بستگی به فرهنگ مردان مزاحم داره کسانی که فرهنگ جنوب شهری دارند ممکنه مزاحم زن چادری هم بشوند اما مردانی که از محیطهای دیگه ای هستند ممکن به این زنها کاری نداشته باشند و سراغ زنهای شیک پوشتر بروند.» در مورد شیوع و گستردگی مساله نیز زنان مورد مصاحبه نظرات جالبی داشتند: . زهرا اين پديده را چنين توصيف كرد كه « چيزي است كه بايد انتظار آنرا داشته باشيد» سخنان لیلا فراگير بودن مزاحمت جنسي را بهتر نشان مي دهد: «آنقدر فراوان است كه تقريبا عادي وطبيعي شده ... فكر نمي كنم آنقدرها هم غير عادي باشد» صحبتهای مبسوط پریوش هم تأییدی بر این مسأله است. او می گوید: «روزانه وقتی که پامو از خونه می زارم بیرون برای خرید برای انجام هر کاری حداقل 10 مورد ممکنه از این مزاحمت ها پیش بیاد که به حدی تعدادش زیاده که به نحوی مجبوریم رد کنیم بره، جامعه ما هم به قدری آشفته و پریشون هست که احتمال هر اتفاقی رو می شه داد. با هر تیپ و هر قیافه ای باشی با یه منظوری به آدم نگاه می کنن یعنی آماده هستن هر لحظه و هر پیشنهادی به آدم بدن، توی تاکسی می شینی، با لباس معمولی خیلی خسته و پریشونی، رنگ پریده هستی می بینی که راننده تاکسی خیلی راحت به آدم پیشنهاد می دهد. یا توی پارک مثلا یه روز تصمیم می گیری یا تنها یا با دوستانت گردش و تفریح کنی، به تفریح سالم و دوستانه ای داشته باشی و تا می شینی مرتب پسرا اکیپ به اکیپ می یان پیشنهاد می دن، متلک می پرونن، خلاصه خیلی از این موارد هست، در کل واقعا زیاده، با نگاهها، با رفتار، حرف زدنها و ...... نوع این حرفا توی مناطق جنوب شهر با زدن رکیک ترین حرفهای جنسی و تماسهای بدنی هست توی این جور مناطق وقتی با یک پوشش ساده سر تا پا مشکی برای انجام کاری می ری بدون اینکه ببینن تو برای چی رفتی اونجا و فقط زن بودنت رو می بینن انقدر آدم رو آزار می دن که آدم از زندگی سیر می شه. تو بالاشهر هم که نوعش متفاوته کمی مودبانه تر پیشنهاد شوم خودشون رو بیان می کنن ولی تو همین مناطق هم مردا با ماشین های مدل بالا برات بوق می زنن و می گن که بیا بالا امشب در خدمت باشیم. فقط کافیه چند دقیقه برای تاکسی وایسی می بینی که چند تا ماشین برات می ایسته.» .متأسفانه در پی انجام مصاحبه ها با زنان مورد پژوهش به این مسأله رسیدیم که مزاحمت جنسی همچون نوعی بیماری ریشه در تمام دوران سنی زنان دوانده و تأثیرات گوناگون و گاه عمیقی بر زندگی آنان گذاشته است.مطلب جالب توجه اینکه با هر زنی که مصاحبه می کردم به طور عجیبی از تجارب بسیار متعدد مزاحمت جنسی یاد می کرد بویژه در اماکن عمومی که نوعی ناامنی شدید روحی و روانی را در میان زنان شایع کرده است به طوری که زنان به دلیل وجود چنین مسأله ای در برنامه ریزی برای انجام کارهای روزمره خود حتماً این مسأله را در نظر می گیرند تا به مشکل خاصی برخورد نکنند.در بین تجربیات زنان مصاحبه شونده اماکن عمومی خاصی همچون آسانسورهای مراکز اداری و تجاری ،پلها و زیر گذرهای عابر پیاده،نمایشگاهها ،بازارهای شلوغ و حتی وسایل نقلیه عمومی مانند اتوبوس،مترو،تاکسی،مینی بوس در اکثر مواقع اماکنی خطرزا برای زنان محسوب می شوند که البته در بین اماکن نامبرده برخی از ساعات شبانه روز همچون هنگام شب احتمال بروز مزاحمت جنسی بالاتر است.اکثر زنان مصاحبه شونده اعتقاد داشتند که هوای تاریک شب به نوعی با ارتکاب به این عمل که نگارنده علاقه دارد از آ به عنوان جرم یاد کند،رابطه دارد و به گفته یکی از مصاحبه شوندگان ، مردان با تاریک شدن هوا جسارت بیشتری در ایجاد مزاحمت جنسی پیدا می کنند. بخش دیگری از این کار به موضوع واکنش زنان نسبت به مزاحمت جنسی اختصاص داده شده است که به دو نوع واکنشهای انفعالی و عمل گرایانه تقسیم بندی شده است . بحث واکنش نسبت به مزاحمت جنسی به نظر می رسد ، می تواند محصول عوامل زیادی همچون آگاهی جنسیتی زنان،نوع جامعه پذیری آنان،میزان اعتماد به نفس زنان،سن زنان و حتی در پاره ای موارد تأهل و تجرد آنان نیز باشد. در این پژوهش متأسفانه بیشتر واکنشهایی که از سوی زنان در هنگام بروز مزاحمت جنسی صورت گرفته است واکنشهای انفعالی بودند که به نظر می رسد هنوز رفتارهای کلیشه ای نقش جنسیتی در این مسأله تأثیر خاصی دارد.زنان مصاحبه شونده معمولاً از ترس ادعای متقابل مزاحم یا از دست دادن آبرو و حیثیت خود سعی می کنند مزاحمت جنسی را نادیده بگیرند که این مسأله به نظر می رسد به نوعی باعث تداوم مزاحمت جنسی و ارتکاب آن از سوی مردان می شود.در مورد واکنشهای انفعالی زنان در بستر جامعه مردسالار تحلیلهای بسیاری می توان داشت از جمله اینکه زنان در اکثر مواقع از ترس طرز برخورد اطرافیان و یا حتی فرد مزاحم در مقابل مزاحمت جنسی دست به واکنش می زنند و در واقع از نقطه نظر ساختار مردسالارانه چندین طرزبرخورد در نوع واکنش زنان نسبت به مزاحمت جنسی وجود دارد به عبارت دیگر مردان می گویند: • «زنان مي گويند نه اما منظورشان بله است.» مزاحمين اغلب بحث مي كنند كه زنان به طور ذاتی اين نياز و خواسته را دارند كه به برقراری رابطه هرچند در خیابان تمایل دارند و باید مجبور شوند . آنها مي گويند زنان نمي دانند چه مي خواهند و اين خيال پردازي و کلیشه جنسیتی در ميان مردان جامعه ما بسياررایج است که زنان از حربه ناز و کرشمه برای شکار مردان استفاده می کنند. مزاحمان جنسي دائماً در این توهم به سر می برند كه زنان در خفا توجهي را كه از سوي مزاحم به ايشان مي شود دوست دارند مزاحمان اغلب اين عذر را مي آورند كه «من او را بهتر از خودش مي شناسم ». • « آن زن مقاومت نکرد پس خود او مقصر است» فعالان حقوق زنان ، چالش طولاني و سختي داشتند تا مقامات قانوني را متقاعد كنند كه به اين دليل زنان با متجاوزان منازعه نمي كنند كه مي ترسند در صورت مقاومت كشته شوند . متجاوزان از اين تصور در مقاومت بعنوان يك حجت استفاده كرده تا ادعا كنند • «زنان دروغ مي گويند» مردان مزاحم اغلب زنی را که مورد مزاحمت قرار گرفته است متهم به دروغ گويي مي كنند آنها وانمود مي كنند كه او مايل به همراهي بود ه ، اما بعدا داستانش را عوض كرده است. مزاحمان در مواردیکه کار به شکایت رسمی می کشد اغلب این بحث را به میان می کشند كه زنان در مورد مزاحمت جنسي دروغ مي گويند تا مردي را كه خوششان نمي آيد به دردسر بياندازند. |