|
درود بيكران بر شيرزنان سرزمينمان / سياووش جليليدو شنبه6 فروردین 1386 اگر تاريخ ديروز ميهن مزين به نام قره العين,قمر الملوك وزيري، محترم اسكندري، زينب پاشا و ... بود، امروز نام دست اندركاران كارزار زرين يك ميليون امضا نگين ايران زمين است. چشم داشتيم باد بهار مژده نوروز دهد ولي خبر آورد كه دگر بار دام بي مرام گستردند و مرغان حق گو و دادجو اسير كردند تا شادي جشن سال نو ازكام بدزدند. اما...اين عيد زنجير، اسفند زندان و بند، و نو بهار زار بي ثمر نخواهد بود. زمان سكوت برهوت، نخوت مردانه و چرند، گردنفرازي رجالانه و پر گزند گذشته است. زنان بال هوشياري و آگاهي گشوده اند و ترانه برابري و دادگري از كنج قفس سروده اند. شراره اميد و تلاشتان قفس درهم خواهد شكست. از اين سوي كره خاكي، از وراي اقيانوس هاي اطلس و آرام، آنجا كه آدمي را صرف نظر از جنسيت و نژادش ارج مي نهند، پشتيباني خود را تقديم مي كنيم. مي دانيم كه روزگارتان دشوار است، مي دانيم چه روزهايي را با خستگي و سرخوردگي سر نمي كنيد، اما اميدواريم قلب هاي مردان و زناني كه از اين كنج گيتي براي شما و آرمانتان مي تپد و زمزمه هايي كه در پيشگاه پروردگار داد، ايزد آزادي، و خداي شرمگينانه مبلغي بسيار ناچيز پيوست اين نامه كرده ام. مي دانم كه كار به جايي نخواهد برد اما دانشجو هستم و دستانم بسته... تنها اميدوارم ديوان توهم اين مبلغ اندك را بهانه و سند ارتباط با بيگانه نشمارند كه همياري ايرانيان برون مرزي را نشايد وابستگي به بيگانه دانست كه تنها نشانه ريسمان پر توان يكدلي و هم پيماني ايرانيان سرتاسر گيتي براي تغييري مثبت مي باشد. روزگار عار، دوران كوران و ساعت اسارت به سر خواهد آمد. اطمينان دارم كه به لطف تلاش و خودگذشتگي تان روزي مقام زن را آن گونه كه بايد و شايد ارج خواهند گذاشت، دختران ايران را به چشم انساني كامل خواهندنگريست، و دگر بار آنچه بر زنان بي پناه اين مرز و بوم كه سرگذشتشان را هر روز مي شنويد و برايمان بازگو مي كنيد بر سر مادرهايمان، خواهرهايمان، دخترانمان، همسايگانمان، همكلاسي هايمان و همنوعانمان نخواهد رفت. باشد كه اين نوروز روزي نو براي آزادي، برابري و دادگري به ارمغان آورد. ۲۵ اسفند ۱۳۸۵(۱۶ مارس ۲۰۰۷) |