|
قصه دو نازنين و كارزار يك ميليون امضا (ونكوور، كانادا)/ سياووش جليلي
يكشنبه2 اردیبهشت 1386 چندی پیش جامعه ایرانیان دانشگاهمان برنامه ای بسیار جالب و موفق ترتیب داده بود (جا دارد از پویا و ديگر دست اندركاران برای این برنامه آموزنده و مفید سپاسگزاری کنم) در مورد حقوق زنان در ایران و محور برنامه هم داستان نازنین فاتحی بود و فیلمی که دو تن از فیلم سازان مستقل ساکن ونکوور ساخته بودند درباره او و نازنین دیگری در این سوی دنیا که تلاش خود را معطوف آزادی خانم فاتحی کرده بود. نازنین فاتحی ۱۷ ساله و دختر برادر ۱۵ ساله اش در پارکی در اطراف کرج توسط افرادی که قصد تجاوز به ایشان را داشته مورد حمله قرار گرفته و نازنین در دفاع از خود یکی از این افراد را به قتل رساند و سپس به همین دلیل به اعدام محکوم گردید. یکی از سخنرانان نازنین افشین جم ملکه زیبایی کانادا بود که برای رهایی نازنین تلاش بی وقفه ای را آغاز کرد و سرانجام هم با جمع آوری پول مورد نیاز( برای وثيقه يا ديه) زمینه رهایی او را فراهم کرد. در پشت در ایستاده بودم و به طوماری كه خواستار آزادی زنان و دخترانی بود كه درایران محکوم به اعدام هستند نگاه می کردم که به یاد کارزار یک میلیون امضا افتادم. با یکی از برگزارکنندان همایش، تارا، موضوع کمپین را در میان گذاشتم و قرار شد چند کلمه ای در مورد آن برای شرکت کنندگان سخن بگویم. برگه های امضایی را که با ایمیل دریافت کرده بودم و چند امضایی هم بر آن نقش بسته بود را در خانه جا گذاشته بودم. بنابراین به کتابخانه دانشگاه مراجعه کردم و چند برگه جمع آوری امضا را پرینت کردم و در کنار طومار دیگر قرار دادم. در مراسم ابتدا فیلم مستندی که توسط مریم نجفی و حسین فاضلی تهیه شده بود و خانم نجفی قسمت هایی از آن را در ایران و نزد خانواده نازنین فاتحی فیلمبرداری کرده بود اکران شد و سپس افشین جم، نگار آزموده، حسین فاضلی و مریم نجفی به سخنرانی پرداختند. البته خانم آزموده کار مرا ساده کرد و بیشتر سخنرانی خود را به معرفی کمپین اختصاص داد. در نهایت هم تارا لطف کرد و اشاره ای داشت به برگه های امضا و با یاری و چابکی او ۱۰-۱۵ امضا همانجا جمع شد. موفق شدم چند امضا دیگر هم با کمک عاطفه جمع کنم. حتی برخی از حاضرین غیر ایرانی هم امضا کردند و رو یم نشد جلویشان را بگیرم. چه بسیار هم بودند هم میهنانمان که سفر به ایران و امکان برخورد را بهانه کرده و از امضا کردن طفره رفتند. برایشان توضیح دادم که نخست آنكه برابری و عدالت بهایی دارد و امضای یک بیانیه کم هزینه ترین راه مبارزه برای تحقق خواسته های زنان است و دوم اینکه هزینه اصلی را زنانی می پردازند که در صف مقدم این کارزار از وقت و نیروی خود مایه می گذارند و آزار و احضار به جان می خرند. امضای شما انشا ا... یکی از یک میلیون امضا می باشد و... اما قانع کردن آنان که جامه ترس- حتی در سایه آسایش و آزادی زندگی در کانادا -بر تن کرده بودند خیلی کارکردی نداشت. اما همچنان بر این باورم که ایرانیان برون مرزی خود به تنهایی می توانند یک میلیون امضا جمع آوری کرده ولی نخست باید از این حالت کرخی، قناعت و ترس بیرون آیند. |