شماره مقاله: 512

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article512



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

كمپينى براى عدالت خواهى / مصاحبه با خدیجه مقدم

چهار شنبه8 فروردین 1386


مریم انصاری:

شش ماه براى دادن بيلان از يك حركت اجتماعي زمان كوتاهي است. اما كمپين يك ميليون امضا با چنان سرعتى جلو رفت و فعالان اين كمپين به دستاوردهايى رسيده اند كه حتى براى سازماندهندگان آنهم قابل تصور نبود. گفتگويى با خديجه مقدم فعال زنان و از طراحان كمپين.

گفتگو با خانم مقدم از مهمترین هدفهاى کمپین شروع شد. یعنی گرفتن یک میلیون امضا و از آنهم مهمتر بردن آگاهی به میان زنان به منظور بسیج آنها در راه تغییر قوانین تبعیض‌آمیز. با گذشت ۶ماه کمپین در رسيدن به اين دو هدف تا چه اندازه موفق بوده؟

خديجه مقدم كه از پايه گذاران كمپين يك ميليونى است، معقتد است كه كمپين در حد ۶ماه ما به به اهدافش خیلی نزدیک شده.

"بخاطر اینکه خیلی‌ها به کمپین پیوسته‌ و به این آگاهی رسیده‌اند که تا تلاش نکنند نمی‌توانند در تعیین سرنوشت خودشان شرکت داشته باشند و سهیم باشند. این در واقع جذب نیروها به کمپین و واقعا مشتاقانه و عاشقانه همراه شدن با کمپین نشان می‌دهد که ما از لحاظ رشد آگاهی‌ها خیلی موفق بودیم. بطوریکه روز به روز حتا نیروهایی که در مجلس و دولت و دوستان نواندیش دینی، گروههای مختلف NGOها و احزاب اخباری داریم که می‌بینیم روز به روز دارند به این کمپین می‌پیوندند و خودشان هم تلاش می‌کنند به رشد آگاهی‌شان و هم به جمع‌آوری امضا تا یک تغییراتی صورت بگیرد در زمینه‌ی قانونی."

به گفته خانم مقدم تعداد امضاهاى جمع‌آوری شده در فروردین ماه اعلام خواهد شد.

چون قرار براین بود که بيلان امضاها هر ۶ماه اعلام شود. او ميگويد:

"من فکر می کنم با توجه به اینکه در تهران و بسیاری از شهرهای ما و حتا در روزهای امضا مشغول جمع‌آوری امضا هستند و امضا جمع کرده‌اند، ما با یک بسیجی بتوانیم این امضاها را به یک کمیته هدایت کنیم که بشود اینها را استخراج کرد و تعداد امضاها را اعلام کرد، آنموقع تازه می‌توانیم بگوییم که در جمع‌آوری امضا هم چقدر موفق بوده‌ایم. ولی من الان از لحاظ رشد آگاهی‌ها واقعا کمپین را موفق ارزیابی می‌کنم و هیچ تصورش را هم نمی‌کردم که در عرض ۶ماه بتواند کمپین اینقدر درست و اصولی، متمدنانه و مدنی پیش برود و این همه مسایل و مشکلات مختلف زنان را به موضوع روز تبدیل بکند و این حد باعث همبستگی حتا گروههای مختلف زنان بشود."

به جرات ميشود گفت كه كمپين يك ميليون امضا به منظور تغيير قوانين تبعيض آميز در قبال زنان يكى از موفق ترين حركتهاى اجتماعى اين دوره بوده، اگر نگوييم كه موفق ترين آنها در اين مرحله جنبش زنان. براستى دليل موفقیت بزرگ كمپين يك ميليون امضا چه ميتواند باشد؟

خانم مقدم معقتد است كه يكى از مهتمرين دلايل آن استقلال کمپین حول يكسرى مطالبات مشترک زنان است. مقدم:

" ببینید NGOها و احزاب یک اساسنامه و مرامنامه و هیات امنا و هیات مدیره‌ای دارند. ولی کمپین‌ها، این حرکاتهای جمعی از یک نقطه‌ای شروع می‌شوند و تا یک نقطه‌ای ادامه پیدا می‌کنند و هرکسی با هر نوع تفکری می‌تواند به این کمپین بپیوندند، حتا، می‌تواند تمام مطالباتی را که فرض کنیم من به آن اعتقاد دارم که باید تغییر بکند، ممکن است یکنفر دوتا از این مطالبات اولویتش نباشد یا اصلا با آنها موافق نباشد، ولی در مجموع به کمپین می‌پیوندند. اینکه خواست تمام زنان حتا می‌توانم بگویم مردم، خواست اکثریت مردم است که قوانین تغییر بکند، چون تغییر این قوانین به نفع خانواده است، وقتی با آموزش و بحث و گفتگو این جمع‌آوری امضا صورت می‌گیرد، خب فرصتی هست که مردم متوجه بشوند که تغییر این قوانین چه تاثیری در زندگی‌شان خواهد داشت و مسلما همراه خواهند شد."

اگر بخواهيم جمعبندى از سخنان خانم خديجه مقدم بدهيم ميشود دلايل موفقيت كمپين را اينطور خلاصه كرد: مشخص بودن مطالباتش، استقلال در هدف و انجام وظايفش،

"سوم هم برای اینکه گنجایش پذیرش همه کسی را دارد، و چهارمین‌اش هم این است که یک حرکت سیال و افقی هست و رهبری ندارد. یعنی هرکسی که وارد کمپین می‌شود خودش یک رهبر است."

به اين معنا كه هركس هرچقدر که می‌تواند، هر چقدر که می‌خواهد و امکاناتش اجازه می‌دهد، می‌تواند فعالیت بکند! مقدم:

" و این یک شور و نشاطی در بچه‌های جوان در جوانهای ما بوجود آورده که اصلا این ایده از طرف آنها مطرح شده بود، بخاطر اینکه افقی هست و در واقع شاید یکنفری که امروز وارد کمپین بشود، دوماه بعد آنقدر فعالیت‌هایش زیاد بشود که حتا در زمینه‌ی... در واقع از لحاظ نوشتاری آنقدر فعالیتش زیاد بشود که بقیه او را طرف مشورت قرار بدهند. یعنی یک همفکری و مشورت بوجود دارد که نه از بالا به پایین، بلکه از پایین به بالاست. یک حرکتی‌ست که من خودم با اینکه ۴۰ سال در فعالیت‌های اجتماعی سابقه دارم هیچوقت ندیدم و فکر می‌کنم رمز موفقیت‌اش هم در همین دمکراتیک بودنش هست در همین شفاف بودنش هست و در این ظرفیتی‌ست که دارد. ظرفیت پذیرش همه را دارد."

كمپين يك ميليون امضا بى ترديد تجربيات زيادى را در طول دوره كوتاه عمر خود براى جنبش زنان به ارمغان آورده. اعضايش آموزش داده اند و آموزش گرفته اند. آنها پخته تر شده اند و راه روش برخورد با مشكلات عديده را ياد گرفته اند.

" به نظر من بزرگترین تجربه‌ای که ما از این کمپین بدست آوردیم، این است که می‌شود یک پروژه‌ای به این عظمت را با بودجه‌ و با همین پاکتهای کوچک خودمان بصورت مردمی انجام داد ، بدون وابستگی به هیچ سازمانی و بدون هیچ امیدی به کمکهای مالی بین‌المللی و دولتی. این بزرگترین تجربه‌ای بود که به نظر من NGOهای ما باید درس بگیرند از این کمپین که می‌شود طرحهایی به این عظمت را انجام داد، بدون اینکه بودجه‌ای داشته باشیم. البته اگر بودجه‌ای وجود داشته باشد خیلی خوب است، ولی ما اصلا از اول اعلام کردیم که از هیچ سازمان دولتی، غیردولتی و بین‌المللی بودجه‌ای دریافت نخواهیم کرد. و من خودم باورم نمی‌شد که کمپین بتواند باهمین بودجه‌های ناچیز خودمان به این قشنگی و به این بزرگی به حرکت خودش ادامه بدهد و روز به روز رشد بکند."

تجربه‌ی دیگری که خیلی اهمیت دارد ارتباط گرفتن با مردم است. به عقيده خديجه مقدم این ارتباط دوطرفه هست.

"یعنی کلا ارتباط و آموزش یک فرایند دوطرفه هست. بهرحال این خودش تجربه‌ی بزرگی بود که جوانهای ما که همیشه در پی تغییر هستند، بدانند که این تغییرات باید از بطن جامعه بجوشد. یعنی باید رفت هزینه کرد، هزینه گذاشت، با مردم ارتباط برقرار گرفت و درد و رنج مردم و درد رنج زنان را از خودشان پرسید، از خودشان بدست آورد و از آنطرف هم زنهایی که هیچگونه امکاناتی نداشتند، هیچگونه دسترسی نداشتند به کسانیکه قوانین تبعیض‌آمیز بر زنان را اینقدر خوب بتوانند توضیح بدهند و آنها را مجاب بکنند به اینکه شما هم می‌توانید سهمی داشته باشید در تغییر این قوانین، این امر یکی از تجربه‌های خیلی خیلی خوبی‌ست که هم جوانهای ما و هم کسانیکه با آنها بصورت چهره‌به‌چهره ارتباط برقرار شد و الان جزو اعضای کمپین هستند بدست آورد."

با اين حال کمپین کمبودهایی هم دارد و با مشكلات زيادى بايد دست و پنجه نرم كند؟ خانم مقدم ميگويد كمبودها بسياراست. بويژه در زمينه امكانات براى گذاشتن سمينارها، كارگاه هاي آموزشى، نداشتن فضاهاي عمومى.

"ما مجبوریم خانه به خانه و کوچه به کوچه حرکت بکنیم که البته به این حرکت هم اعتقاد داریم. اگر ما امکاناتی داشته باشیم که در تمام فرهنگسراها، چون این یک کار فرهنگی‌ست، در تمام خانه‌های فرهنگ محله، در محلات زنان و مردان را جمع بکنیم و جوانها را جمع بکنیم و این مسایل قوانین تعبیض در زندگی‌شان را توضیح بدهیم، مسلما آنها خواهان تغییر این قوانین می‌شوند و در واقع به آگاهی‌های جامعه کمک کردیم."

اما محدوديتهاى كار كمپين تنها به اين موارد خلاصه نميشود.

قسمت دوم:

"هيچكس نمی‌تواند بگويد من مخالف عدالت هستم! حرکت كمپين آنقدر عدالتخواهانه است، آنقدر مدنی، مسالمت‌آمیز و ریشه‌ای است که هیچ کس، هیچ قاضی‌ای و هیچ رییس دادگاهی وقتی ما می‌رویم و برایشان توضیح می‌دهیم، نمی‌تواند چیزی بگوید و با آن مخالفت كند!"

گفتگويى با خانم خديجه مقدم درباره هدفها و دستاوردهاى كمپين يك ميليون امضا.

بخش دوم

در روزهاى آخر سال ۸۵ جمعبندى از كار كمپين يك ميليون امضا براى حقوق برابر را آغاز كرديم، به تجربيات آن، موفقيت‌هاى آن و آموزش‌هاى آن پرداختيم. در اين قسمت به جنبه ديگرى از كار كمپين می‌پردازيم. ساختار كمپين، محدوديتها و موانعى كه برسر راه آن قرار دارد. و صد البته تاثيرات آن بر جامعه، تشويق و گسترش روح عدالتخواهى!

با ساختار كمپين شروع می‌كنيم و بعد به سراغ بقيه سرتيترها می‌رويم. آیا کمپین هیچگونه سلسله مراتب هرمی ندارد؟ اين يكى از مسايل مهم و دائما مورد بحث كمپين بوده و هست. استقبال دختران جوان و به قول فعالان كمپين نسل پنجمى‌ها برخورد به نقش اين نيرو را الزامى كرده. وقتى هركس به قدر توانش، فعاليت می‌كند، به همان اندازه هم مسئوليت برعهده می‌گيرد و شانس تعيين مسير را دارد؟ نقش تجربه و آگاهى در اين ميان چه می‌شود؟

خديجه مقدم فعال زنان و از پايه‌گذاران كمپين تاكيد می‌كند كه ساختار كمپين هرمى نيست اما از آنجا كه كار كمپين تنها جمع‌آورى امضا نيست، بلكه هدف مهمترش دادن آگاهى است، پس نقش آموزش در آن تعيين كننده است. او در مورد چگونگى شروع كار كمپين و ارتقاء آن چنين توضيح می‌دهد:

"ما در ابتدا، وقتی این ایده‌ی کمپین مطرح شد و رویش کار کردیم بسرعت به این نتیجه رسیدیم که باید یک کمیته‌هایی را در حد بضاعت خودمان تشکیل بدهیم. کمیته آموزش، روابط عمومی انتشارات، رسانه، مستندسازی، مالی و اخیرا هم کمیته‌ی مادران را تشکیل دادیم. این کمیته‌ها روز به روز در واقع شعاع بیشتری از دوستانی که به کمپین پیوستند را دربرگرفت و الان من می‌توانم بگویم کمیته‌‌ی آموزشی ما که روز اول ۵نفر بودیم، الان ۵تا گروه ۱۰ نفره یا ۱۰ گروه ۳نفره هستند. تعداد زیادی هستند که دارند به این کمیته‌های آموزشی می‌پیوندند. ما شیوه‌ی کار آموزشی‌مان این است که در آموزش‌هایمان بصورت چهره‌ به چهره و گروهی هست. کسانیکه به آموزش‌های چهره به چهره می‌خواهند مشغول بشوند و بپردازند، حتما باید در کارگاه‌های آموزشی شرکت کنند."

کارگاه‌های آموزشی از سه بخش تشکیل می‌شوند. كسانى كه اهداف کمپین را بطور ریز توضیح می‌دهند. گروهى كه قوانین تبعیض‌آمیز را توضيح می‌دهند كه اينكار عمدتا بوسیله‌ی زنان حقوقدان فعال در كمپين آموزش داده می‌شود. بخش سوم مهارتهای آموزشی و ارتباطی است. خديجه مقدم:

"مهارتهای ارتباطی را ما همه نیاز داریم و همیشه از این موضوع غافل هستیم و باید بیشتر رویش کار بکنیم. در واقع یک بخش عمده‌ی فعالیت چهره به چهره‌ی ما مربوط می‌شود به این مهارت ارتباطی ما که چگونه ما وارد یک بحث گفتگو بشویم که نتیجه‌ی موثر و نتیجه‌ای که می‌خواهیم از آن بگیریم."

او در مورد کارگاه‌های آموزشی در تهران و شهرستانها می‌گويد:

" بعضی از شهرستانها از ما دعوت می‌کنند و ما می‌رویم برایشان کارگاه برگزار می‌کنیم. بعضی دوستان از شهرستانها می‌آیند تهران و در کارگاهها شرکت می‌کنند و خودشان می‌روند آنجا کارگاه تشکیل می‌دهند. ساختار همه شهرها مثل هم نیست. مثلا تهران شايد ۷ تا کمیته داشته باشد ولی بهرحال کمیته‌ها را هر گروهی از زنان که از شهرهای مختلف دورهم جمع می‌شوند و می‌خواهند که در راستای کمپین فعالیت بکنند، خودشان تشخیص می‌دهند."

در بعضی از شهرها اصلا کمیته‌ای بنام کمپین وجود ندارد، ولی NGOهای مختلف در راستاى كمپين کار می‌کنند. كه به گفته خانم مقدم فعاليت خوبى هم دارند:

"هم آگاهی می‌دهند، هم می‌آموزند و هم امضا جمع می‌کنند. و در مقابل بعضی از شهرستانهای ما کمیته‌های مختلفی دارند، آموزش و انتشارات و بخصوص آموزش و انتشارات و روابط عمومی خیلی اهمیت دارد در جاهایی که بصورت تشکیل کمیته‌ها دارند فعالیت می‌کنند. در هرحال ساختار كمپين بهیچ عنوان هرمی نیست. یعنی اگر من عضو کمیته آموزش هستم،‌ خیلی از کسانیکه در کارگاهها بودند خیلی بیشتر آموختم تا اینکه آموزش دادم. روزبه روز خود ما قویتر می‌شویم، برای اینکه واقعا هرچقدر بیشتر پیش می‌رود با افرادی آشنا می‌شویم که خیلی قویتر از ما هستند و آنها می‌توانند به کمیته‌ی آموزش ما کمک کنند، کمااینکه الان دارند می‌کنند."

در این ۶ماه چه تحولی در میان خود فعالان جنبش زنان که پایه‌گزار و طراح این کمپین بوده‌اند، بوقوع پیوسته؟ خديجه مقدم بر اين نظر است كه در بين فعالان كمپين نوعى ظرفيت سازى شده. اين ظرفيت سازى تنها به رشد تك، تك افراد كميپن خلاصه نمی‌شود.

خديجه مقدم: "یعنی خیلی راحت می‌توانیم برویم و با کسانی که در زمینه‌های دیگر دارند فعالیت می‌کنند ارتباط برقرار کنیم و آنها را هم تشویق کنیم که به کمپین بپیوندند. یعنی از آموزش دادن به مردم، ارتباط با مردم، تماس با مردم گرفته، تا تماس با افراد و سازمانهای مختلف."

او به ايجاد ارتباط با زنان مجلس هفتم اشاره می‌كند و گفتگويى كه با آنها داشته:

"اینطور که از صحبت‌های خانمها برمی‌آمد، در همین مجلس با همین ظرفیت هم می‌شود، نمی‌دانم چه تعداد، ولی می‌شود تغییراتی در قوانین تبعیض‌آمیز ایجاد کرد. ولی ما امیدواریم بدون اینکه آموزشمان را کمرنگ بکنیم، بسرعت امضاهایمان را جمع بکنیم و به مجلس بدهیم. حالا کدام مجلس این افتخار را نصیب خودش می‌کند که این قوانین را تغییر بدهد، ما نمی‌دانیم. بهرحال این افتخار می‌توانست نصیب آن مجلسی بشود که درک بکند خواسته‌های زنان خواسته‌های همه‌ی مردم است و باعث توسعه‌ی جامعه و یک زندگی پایدار و باعث تقویت خانواده‌ی پایدار بشود."

او در مورد اهميت فعاليت زنان كمپين و ارتباط مطالبات زنان با توسعه جامعه مثالى می‌زند.

"کسانیکه به کمپین پیوسته‌اند بسیاری زنانی هستند که کم‌سوادند و هیچ اطلاعی از حقوق زنان نداشتند. حتا اولین بار وقتی دوستان ما می‌خواستند با بعضی‌ها صحبت کنند که ما می‌خواهیم در مورد حقوق زنان صحبت کنیم، فکر می‌کردند ما می‌خواهیم راجع به درآمد زنان صحبت کنیم. یعنی این مسئله اینقدر در بین توده‌ی زنان نرفته بود. آنها راجع به حقوق زنان تازه دارند می‌شنوند."

در خاتمه نگاهى هم داشته باشيم به مشكلات فعالان كمپين. كار براى كمپين هزينه هم دارد. آنها با مقاومت، ممانعت و مخالفت‌هاى بسيار روبرو هستند. برخى از آنها طعم دستگيرى و زندان را هم چشيده‌اند. برخوردهاى توهين‌آميز و خشن نيز استثناء نيست. ولى زنان كمپين براى اين هم فكرى كرده‌اند.

"ما یک کمیته مادران تشکیل داده‌ایم که این کمیته مادران معمولا بچه‌هایی که در حین جمع‌آوری امضا یا در حین بحث و گفتگو دچار مشکل می‌شوند، پشتیبانی می‌کند از بچه‌ها و می‌رویم. تا حالا هم موفق بودیم. ما (مادرها) یک وظیفه‌ای را برای خودمان تعیین کردیم که بچه‌های ما در حین جمع‌آوری امضا و در حین آموزش و درحین بحث گفتگو اگر از طریق نیروهای انتظامی گرفتاری برایشان پیش آمد تلاش کنیم آنها را مجاب کنیم که این حرکت کاملا قانونی، مدنی و مسالمت‌آمیز است و تا حالا هم موفق شدیم و هیچکس تاکنون بخاطر کمپین محکوم نشده و حتا آزادی‌هایشان هم با قید کفالت نبوده، بدون قید کفالت آزاد شده‌اند."

اينكه دخالت مادران در حمايت از جوانترها در بيشتر موارد موفقيت‌آميز است يك دليل قشنگ و انسانى هم دارد:

"و آن اينكه هیچکس نمی‌تواند بگوید من مخالف عدالت هستم. حرکت كمپين آنقدر عدالتخواهانه است، و آنقدر مدنی، مسالمت‌آمیز و ریشه‌ای است که هیچ کس، هیچ قاضی‌ای و هیچ رییس دادگاهی وقتی ما می‌رویم و برایشان توضیح می‌دهیم، نمی‌تواند چیزی بگوید و با آن مخالفت كند!"

صدای آلمان