|
به کمپین می پیوندم، وقتی که کیهان می نویسد / ساسان آقاییدو شنبه6 فروردین 1386 ه چند دلیل شخصی و غیر شخصی منتقد "کمپین یک میلیون امضا و تغییر برای برابری" بودم،نه از برای این که قوانین ما به سود زنان است یا مسئله ی زن در ایران «پیش پا افتاده» محسوب می شود و مهم نیست که هر دو انگاره از پایه و بن نادرستند.شاید یکی از دلایلش این بود که نباید برای اعاده ی حقوق بشر که هم زنان و هم مردان را در بر می گیرد،دست به کار "تفکیک" می شدیم و شاید به این دلیل که گمان دارم؛اگر در راه حقوق بشر چون یک پیمان جمعی بکوشیم،مسئله ی زنان نیز حل دنی است.این "شایدها و بایدها" مرزی بود میان من و دوستان بی شمار و فعال در کمپین اما خوب هرگز هم نه در نقد آن گفتم و نه نوشتم چه،هر کوششی در راه اعاده ی حقوق از دست رفته ی هر ایرانی جدای از هدفی که دارد،سودمند و قابل احترام است. اما با این سلسله ناسزاگویی هایی که "کیهان" علیه فعالان زن و کمپین به راه انداخت اگر برای هر ذهن منصف و عقل سلیمی تردید حاصل نشود،آن ذهن بیمار و آن عقل مست است.همه می دانیم که کیهان،"صدای رسانه ای کیست" و چه زمان از کوره در می رود.این بی شک استدلالی قطعی و حتمی و بارها آزموده شده است که کیهان وقتی دست به کار ناسزاگوی و تخریب همه جانبه شخصی یا جریانی می شود که حاکمیت نسبت به فعالیت های آن "احساس خطر" می کند.در ایران با این خیل مردم بی تفاوت و این سنبه ی پر زور اقتدارگرایی این احساس خطر و بیم حاکمیت آسان به دست نمی آید.توتالیترها که در این دو سال نیز بر درجه ی آسودگی خیال شان با در اختیار گرفتن همه ی ارکان دولتی افزوده شده،به سهولت نگران نمی شوند.آن ها نیک می دانند که مردم ایران بی تفاوت تر از هر زمان دیگری هستند،هم چنان قدرت بسیج توده ها را در دست دارند،پتانسیل جریان های منتقد بیش از گذشته تحلیل رفته و اپوزیسیون و آلترناتیو نیز یا اساسن وجود ندارد و یا در گیر و دار ده ها گرایش به شدت کم رنگ و بی رقم است.این چنین در راس هرم ساختار سیاسی ایران از نظرگاه داخلی(و نه در بعد جهانی) از چه چیزی باید نگران باشند؟از چند وبلاگ و از چند سایت،از چند منتقد که هر کدام هم با دیگری مشکل دارند و یا از چند کانال ماهواره ای فارسی زبان بدون محتوا؟شاید اگر تب و تاب ستون اخبار ویژه ی کیهان چند وقتی خوابیده بود،یکی از دلایلش همین باشد که حاکمیت خیالی آسوده دارد و نگران چیزی نیست که بخواهد آن را تخریب کند. به این ترتیب همه ی ما یک "دست مریزاد" به زنان بدهکاریم.آن ها نه تنها در سه سال گذشته یک جریان هماهنگ و معترض و منتقد را بدون گسست به وجود آوردند که اینک بدل به "مسئله حاکمیت" شده اند.فعالیت های کمپین،توتالیترها را نگران کرده و چه عجبا که این نگرانی در کیهان بروز یابد و متجلی شود.کیهان عمومن ارزان خود را خرج نمی کند.حاکمیت آن قدر روزنامه و نشریه و بولتن فحاش دیگر دارد که بسیار سخیف تر و رکیک تر همین کار را انجام می دهند اما وقتی که کیهان می نویسد،ماجرا چیز دیگری است.کیهان زمانی پروژه ی یک جریان را می گشاید که آن جریان "اصول قرمزرنگ" حاکمت را به سخره گیرد،دارای بعد اجتماعی و رسانه ای شود،بتواند توجه بخشی از افکار عمومی را به سمت خود بچرخاند،نخبگان آن را همراهی کنند یا دست کم نسبت به آن واکنش انتقادآمیز بروز ندهند و از همه مهم تر این جریان متحد باشد و طول یابد.زنان با رسیدن به چنین فاکتورهایی توانسته اند نگرانی و خشم حاکمیت را برانگیزنند تا یک بار دیگر "ابزار قادر" آن برای تخریب یک جریان،این بار علیه زنان فعال شود. کیهان به گمانم این روزها به همه ی ما نشان می دهد که چه انتخابی درست است حتا اگر منتقد کمپین بوده یا هستیم.هنگامی جریانی می تواند با استمرار،چنین خشم توتالیترها را بیانگیزد و خواب آرام آن ها را آشفته سازد،جای تردیدی برای همراهی با آن جریان باقی نیست.من به کمپین تغییر برای برابری می پیوندم و با افتخار امضای خود را به امضای زنان و مردانی می افزایم،آن ها که با تلاش آرام و پیوسته و کوشش پیگیر در این وانفسای امروزین،کاری کردند که دیگر جریان های سیاسی و اجتماعی داخل و خارج کشور از آن ناتوانند.همراهی با این زنان و مردان یک وظیفه است. |