شماره مقاله: 500

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article500



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

زنان مدرن ، زنان مرتجع / وبلاگ روزنوشت های یک روزنامه نگار

شنبه4 فروردین 1386


سید سراج الدین میردامادی: ر این فیلم از یک سو زنان ایرانی محجبه و با ظواهری ایدئولوژیک که تعدادشان هم زیاد است به دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی و از سوی دیگر زنانی غیر محجبه و البته باز هم ایرانی به نقد عملکرد جمهوری اسلامی در زمینه تساوی حقوق زن و مرد می پردازند و در این میان سایر زنان اروپایی و آسیایی نظاره گر این محاجّه هستند. در میان گروه زنان مسلمان چهرهای شاخصی همچون سهیلا جلودارزاده ، اعظم طالقانی ، محبوبه عباسقلی زاده ، چند نماینده مجلس و استاد دانشگاه نیز دیده می شدند. گروه دوم انتقادات خودشانرا فراتر از آن برده و به اصل اسلام و فقه مربوطه که به زعم ایشان تعدد زوجات و عدم تساوی حقوقی و جزایی را میان زن و مرد تجویز می نماید نیز اعتراض می نمودند.

"زنان مدرن زنان مرتجع " نام فیلم مستندی بود که دیشب در فستیوال هنر در تبعید دیدم. فستیوال هنر در تبعید به همّت آقای جواد دادستان و جمعی از هنرمندان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا چند سالی است که محمل خوبی برای هنرمندان ایرانی که کارهایشان خارج از استانداردهای جمهوری اسلامی است و اجازه به نمایش در آمدن کارهایشان در داخل داده نمی شود فراهم نموده است.

این فیلم حاصل کار خانم جمیله ندایی فیلمسازایرانی مقیم پاریس می باشد و در واقع یک مستند در خصوص وضعیت زن ایرانی است اما این بررسی در خلال به تصویر کشیدن یک مناظره کلامی میان جمعی از زنان ایرانی عضو انجمنهای غیر دولتی در یک اجلاس در شهر پکن در سال 1995 می باشد.

در این فیلم از یک سو زنان ایرانی محجبه و با ظواهری ایدئولوژیک که تعدادشان هم زیاد است به دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی و از سوی دیگر زنانی غیر محجبه و البته باز هم ایرانی به نقد عملکرد جمهوری اسلامی در زمینه تساوی حقوق زن و مرد می پردازند و در این میان سایر زنان اروپایی و آسیایی نظاره گر این محاجّه هستند. در میان گروه زنان مسلمان چهرهای شاخصی همچون سهیلا جلودارزاده ، اعظم طالقانی ، محبوبه عباسقلی زاده ، چند نماینده مجلس و استاد دانشگاه نیز دیده می شدند. گروه دوم انتقادات خودشانرا فراتر از آن برده و به اصل اسلام و فقه مربوطه که به زعم ایشان تعدد زوجات و عدم تساوی حقوقی و جزایی را میان زن و مرد تجویز می نماید نیز اعتراض می نمودند.

سخنان زنان مسلمان نیز بگونه ای انتخاب شده بود که نامبردگان با تعدد زوجات موافقند و از نقض حقوق زنان دفاع می کنند و قائل به تساوی حقوق زن و مرد نیستند و اساساً فیلم ساز سعی داشت در سرتاسر این فیلم القاء نماید که زن مسلمان زن مرتجع و زنان لائیک مدرن هستند و در دفاع از حقوق زنان ، زنان مسلمان نمی توانند به دلیل اعتقاد به اسلام حرف از برابری حقوق زن و مرد بزنند و مثلاً با سنگسار مخالفت کنند یا با تبعیض هایی نظیر حق ارث و شهادت و غیره مخالفت نمایند زیرا این موارد از اسلام مستفاد می شود و مسلمانان در این مبنا گیر دارند و نمی توانند وارد این میدان بشوند.

در این فیلم صرفاً بخشهایی از حرفهای بی ربط و حقیقتاً غیر منطقی زنان مسلمان که اعتراضات زنان لائیک را برخواسته از تبلیغات غربیها می دانستند و یا سخن خانم بسیار محجبه ای که می گفت جمهوری اسلامی برای مشکلات سیاسی و اجتماعی تمام کشورهای دنیا راه حل دارد پخش شد.

پس از نمایش فیلم خانمی که از طرف" انجمن زنان ضد سنگسار" در این فستیوال حاضر شده بود به ایراد سخن پرداخت و القائات فیلمساز را تکرار نمود. جالبتر آنکه این خانم محترمه به دسته بندی زنان در مقطع کنونی پرداخت و گفت: زنانی که در فیلم دیدید امروز تغییر یافته اند. زنان ایدئولوژیک و مسلمان امروز قائل به فمینیزم اسلامی شده اند و در پی قرائتی ملایمتری از اسلام هستند. خانم محبوبه عباسقلی زاده که اتفاقاً در فیلم نیز دیده می شد امروز خود در زندان بسر می برد[جالب آنکه سخنران هیچ اظهار تأسفی از اینکه ایشان در زندان می باشد ننمود] و از سوی دیگر آن دسته از زنان لائیک نیز از مبارزه برای آزادی زنان در سنگر لائیسیته خسته شده اند و به این زنان رفرمیست نزدیک شده اند.

نماینده "انجمن زنان ضد سنگسار" آنگاه به نقد حرکت موسوم به "کمپین یک میلیون امضاء" پرداخت و آنرا منسوب به رژیم جمهوری اسلامی دانست! وی مدعی شد به علت آنکه در کلیات این طرح آمده است که این زنان می خواهند صرفاً در چارچوب اسلام به رفع تبعیض از حقوق زنان بپردازند در نتیجه حرکت ایشان راه به جایی نمی برد و ایشان صرفا ً خواهند توانست در میزان فرو بردن زن و مرد در خاک هنگام سنگسار برابری ایجاد نمایند!! [در فقه جعفری زنان در هنگام رجم تا سینه در خاک و مردان تا کمر در خاک فرو برده می شوند] از این گذشته سخنران مدعی شد این حرکت به دلیل آنکه مورد حمایت جبهه مشارکت که از دید ایشان بخشی از حاکمیت آخوندی هستند می باشد در واقع نقشه جمهوری اسلامی برای به انحراف کشاندن جنبش زنان می باشد. وی در ردّ جبهه مشارکت استدلال بسیار محکمی ارائه نمود و گفت این همان حزبی که زهرا اشراقی نوه خمینی در آن فعالیت می نماید!! ظاهراً دفاع از حقوق زنان ملک طلق این زنان لائیک می باشد و زهرا اشراقی فقط به دلیل آنکه نوه خمینی است و مسلمان و محجبه چنین حقی را ندارد.

سخنران محترمه در پایان از زنان غربی خواست به حمایت از این حرکت زنان در داخل ایران نپردازند و آنرا دسیسه رژیم اسلامی دانست.

اینجانب که معمولاً در جلسات اپوزسیون حاضر می شوم اما کمتر اظهار نظر می نمایم ، اینبار سکوت را جایز نشماردم و احساس کردم زحمات زنان آزاده ای همچون خانمها شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده و سایرین نادیده گرفته شده است و نسبت به سخنان غیر منصفانه این خانم اعتراض نمودم و گفتم : ظاهراً در نگاه شما و خانم ندایی زنان مسلمان نمی توانند مدافع حقوقشان باشند و این تنها شما زنان لائیک هستید که اجازه دارید این پرچم را بر دوش بکشید از سوی دیگر وقتی خانمها سیمین بهبهانی و شیرین عبادی و بسیاری از زنان بزرگ و ارزشمند و آزادی خواه ایرانی که لزوماً هم مسلمانان معتقدی نیستند از این حرکت دفاع کرده اند در نتیجه نمی توان این کمپین را متهم به حکومتی بودن نمود. ضمناً با برداشتی که از سخنان ایشان می شد نمی بایست از زندانی شدن خانم محبوبه عباسقلی زاده و سایر زنان مسلمان فعال در داخل ایران ناراحت بود و حتی ابراز تأسف خشک و خالی نمود.

در پاسخ به اعتراض من خانم مذکور فصل طولانی از معایب این طرح گفت و اضافه نمود که ایشان طی یک بیانیه ای زندانی شدن این خانمها را محکوم کرده اند [ اما اینجا چون فرانسوی ها هم حضور داشتند و مطالب ترجمه می شد قبل از اعتراض من اینکار را نکردند] و نیز تکرار مدعیات خالی از استدلال عقل پسند سابق.

در راه بازگشت به منزل و در حین رانندگی سخت در این فکر فرو رفتم که این بخش از اپوزسیون مدعی لائیسیته که به دلیل اقامت بیش از ربع قرن درغربت دچار توهمّات شده اند در واقع بیشترین خدمت را به جریان فکری احمدی نژاد می نمایند.

جریان راست اقتدارگرا ترجیح می دهد در برابرش یک جریان لائیک و دین ستیز باشد تا یک جریان دموکرات اما در عین حال اسلامگرا و دین باور زیرا این جماعت از واقعیت جامعه ایرانی بدور می باشند و با حرفهای انتزاعی و غیر واقع بینانه احساسات مذهبی مردم مسلمان که بی شک هنوز اکثریت جامعه ایرانی را تشکیل می دهند را تحریک می نمایند و عملاً به دلیل آنکه ایشان خواه نا خواه وابسته به جبهه دموکراسی خواهی می باشند مردم به تقابل با این جریان می رسند و در نتیجه سرکوب ایشان از سوی حاکمیت هم توجیه مردمی پیدا می کند هم توجیه شرعی و احیاناً قانونی.

درست به همین دلیل است که اقتدارگرایان حاکم در قوه قضائیه و دستگاههای امنیتی اطلاعاتی سعی می کنند در روند مهاجرت و یا گریز برخی از فعالان سیاسی و منتقدین و حتی زندانیان سیاسی [و نه امثال شهرام جزایری] تسهیل نمایند و از سوی دیگر مانع بازگشت این دسته از افراد به کشور می شوند زیرا بودن برخی از ایشان در خارج کشور به نفع جریان اقتدارگرا می باشد.

غرق در این افکار بودم که فهمیدم چراغ قرمز تولبیاک را رد کرده ام اما خوشبختانه در آن ساعت از شب پلیسی نبود که برگه نود و یک یورویی جریمه را بدستم بدهد .

وبلاگ روزنوشت های یک روزنامه نگار