|
گزارشی از مراسم اهدای جایزه شجاعت به سه روزنامه نگار زنشنبه23 آبان 1388 شبی که دوباره قد کشیدم سودابه فرخ نیا * لوس آنجلس ، چهارشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۰۹، مراسم اهدای جایزهٔ "شجاعت در روزنامه نگاری " به ژیلا بنی یعقوب شبی که دوباره قد کشیدم، چون زنم، چون ایرانی ام و چون با فعال شدن در کمپین یک میلیون امضا شانس همکاری و آشنایی با ژیلا بنی یعقوب را پیدا کردم.روز دوشنبه طبق روال عادی وقتی ایمیلهایم را باز کردم چندین ایمیل با تیتر فارسی بود که از اعضای سایت بالاترین می گیرم. ژیلا هم زیاد مقاله مینویسد و در خواست رای می کند ولی بخصوص در این چند ماه گذشته که خودش از زندان آزاد شده، دائم از دستگیری و زندانی بودن سایرین می نویسد، به خصوص در مورد روز نامه نگاران و بلاگرهایی که بعد از انتخابات دستگیر شدند و خوب مشخصا از درد دوری و نگرانی در مورد همسرش بهمن احمدی امویی می نویسد که بیش از ۴ ماه هست که در زندان اوین به سر میبرد.اما آن روز از ژیلا یک ایمیل با تیتر فوری بود. خیلی نگران شدم، چون امروزها دائم خبر از فقدان عدالت مییاد و نتیجههای سنگین آن. وقتی ایمیل را باز کردم، یک نفس راحت کشیدم. شنیده بودم که ژیلا برندهٔ جایزه "شهامت در مطبوعات" از سازمان بین المللی زنان در رسانههای جمعی (IWMF) شده ولی هنوز به او تبریک نگفته بودم.ژیلا پیامی * * برای آن محفل داشت و افتخار من این بود که آن مطلب را ترجمه کنم و برای دکتر رضا اصلان، نویسنده به نام، بفرستم که آن شب آن را بخواند. اما سعادت من بیشتر شد وقتی که ژیلا درخواست کرد که یکی از اعضای کمپین در کالیفرنیا به عنوان میهمان ژیلا به آن مراسم برود. اطلاعات را از خانم لایزا گرس(Liza Gross) مسوول برنامه که عضو هیئت اجرائی IWMF بود گرفتم. خانم گرس نه تنها از جنبش زنان ایران بسیار تمجید کرد بلکه ابراز بسی نگرانی در مورد وضعیت زندانیان کرد.وقتی رسیدم به سالن، به من گفتند که در کنار تعدادی از هیئت اجرایی خواهم نشست. سالن آشنا بود، برای اینکه چندین ماه پیش در همین سالن کمپین یک میلیون امضا از سازمان فمینیست مجوریتی فاندیشن(FMF) جایزه صلح را گرفته بود و حالا ستارهای از میان خانواده بزرگ کمپین دوباره در همان سالن بابت شهامتش می درخشید.مراسم با خوش آمد گویی خانم لایزا گرس شروع شد و ایشان هم در مورد کمکهای مالی که به این سازمان شده است و هم در مورد پروژههایی که تمام شده و لیست پروژههای در دست صحبت کردند، ویدئویی در مورد تاریخچه ۲۰ سالهٔ IWMF و پروژه پژوهشی که مربوط به توانمندی زنان در ۶۰ کشور دنیا در دست هست را نشان دادند و در انتها گفتند: "ما به خبر نگاران تکیه میکنیم که واقعیتهای دنیایی را که در آن زندگی میکنیم ،به گوش ما برسانند، و در این راه، آنان هزینه های می پردازند. در جایی که رسانه های جمعی "اتاقهای اخبار" را کوچک تر می کنند، دست آورد این خبر نگاران پر ارزش تر از هر زمان دیگر هست." پس از شام، خانم کمبل بران (Campbell Brown) خبرنگار CNN و مجری برنامه با این سخنان برنامه را ادامه داد؛ زنان توانسته اند سقف شیشهای را که محدودشان میکرد ، خرد کنند و چنین جوایزی نشان دهندهٔ آن هست که هنوز مطبوعات آزاد در دنیا محدود و معدود است. ما با نور انداختن بر شهامت افرادی چون چهار برندهٔ محترم امشب، با صدایی بلند خبری را به گوش مهرههای استبداد می رسانیم: "شما می توانید کارشکنی کنید، افراد بیگناه را زندانی کنید، روزنامه ها و مجلهها را ببندید، خانه ها را خراب کنید، انسانها را به خون آغشته کنید، اما اعمال نا بجای شما را بر ملا میکنیم، حتا اگر به قیمت جانمان باشد." در این شب همراه با ژیلا بنی یعقوب، دو خبر نگار دیگر جایزهٔ شهامت را دریافت کردند .ایرینا خلیپ(Iryna Khalip) از بلاروس و اگنس تایل(Agnes Taile) از کشور کامارن. همچنین خانم آمیرا هاس(Amira Hass) جایزهٔ موفقیت در زندگی (Life time Achievment) را دریافت کرد. اول خانم هاس با متنی طنز آمیز با مدعوین صحبت کرد. او بعد از توضیح دادن شرایط زندگی در فلسطین, از این که به نظر او این جایزه را به اشتباه به او داده اند صحبت کرد, چون او نه موفق شده که به اسرائیل بقبولاند که واژه های درستی چون "ملت فلسطین" را قبول کند و نه اینکه از چنین واژه هایی استفاده کند، و نه اینکه او قصد مردن دارد و کار او تمام شده هست. او افزود:" در مورد کار من به اشتباه به عنوان پوشش خبری از فلسطین صحبت می شود، در جایی که من در مورد قدرت طلبی و حکم فرمایی اسرائیل میگویم." سپس، خانم آریانا هافینگتن از هافینگتن پست در مورد شرایط ایران در چند ماههٔ اخیر صحبت کرد و فیلمی در مورد اعتراضات مردم به نتیجهٔ انتخابات ماه ژوئن ۲۰۰۹ نشان داده شد . فیلمی از یکی از دستگیری های ژیلا در خیابانهای تهران دیده می شد. او گفت "شهامت، علم به این است که نباید ترسید، و این علمی است که ژیلا به آن مسلط است". پیام ژیلا سپس توسط آقای دکتررضا اصلان خوانده شد. جایزه را نیز آقای اصلان به نمایندگی از او در یافت کرد. ژیلا در این پیام ضمن تشکر از سازمان بین المللی زنان در رسانههای عمومی (IWMF)، از روزنامه نگاران زندانی در ایران صحبت کرد، بویژه از خبر نگاران زن، هنگامه شهیدی و فریبا پژوه و همینطور همسرش، بهمن احمدی امویی، و این جایزه را به تمامی روزنامه نگاران زندانی اهدا کرد. خواهش او در این پیام از مخاطبانش این بود که از دولت ایران تقاضا کنند که هر چه سریعتر این خبرنگاران بی گناه را آزاد کنند. خانم اگنس تیل که به زبان فرانسه صحبت میک رد، توسط مترجم گفت: "من تمامی بی عدالتی هایی که به من شده و زجرهای بدنی و روحی که به من داده شده را نمی خواهم بازگو کنم چون در ویدیویی که پخش شد کمی دیده اید اما میخواهم یاد آور بشوم که هیچ خبر نگار واقعی در مقابل فشار، ظلم و کشتار مردمش سکوت نمی کند و همیشه بدانید آن چه که ما را نمی کشد، ما را قویتر میکند. " خانم ایرانا خلیپ از این که فکر آزادی در زمان بزرگ شدنش در روسیه، چه احساس مفرحی بوده صحبت کرد و این که در تعجب است که چگونه بلاروس به اسم امنیت محلی به یک دیکتاتوری تبدیل شده است. او گفت، "پرزیدنت بلاروس چنان مطمئن هست که مطبوعات آزاد دشمن دیکتاتوری هست که، در قانون درج کرده که هرگونه سخن منفی در مورد پرزیدنت غیر قانونی هست. او افزود از آنجایی که آزادی انتخاب همزمان با حقوق بشر در بلاروس کشته شد، من چارهای بجز این که شروع به صحبت بکنم نداشتم. خطاب به حضار در سالن که بسیاری خبرنگاران و تهیه کنندگان به نام تلویزیون بودند، او گفت، این را بدانید که اگر تمامی رسانهها و مجلات را در بلاروس ببندند، من از قلهٔ بلند ترین کوه فریاد خواهم زد، خواهش میکنم به صدای من گوش کنید." مشخصا میکروفن، قلم و کیبورد و رایانه تماما ابزاری هستند که به صدای مردم اکو می دهدند ، و من آن شب بیش از همیشه افتخار کردم که زنی چون ژیلا پاسبان ایران زمین هست و صدای کشور مادری ام را در جهان بازتاب می دهد. * سودابه فرخ نیا که از ۲۵ سال پیش در خارج از وطنش ایران زندگی میکند در حرفهٔ حسابرسی مشغول به کار هست و در طی این سالها همواره مشغول به فعالیتهای مدنی و فرهنگی بوده و در دوسال و نیم گذشته فعال حقوق زنان زیر چتر کمپین یک میلیون امضا در جنوب کالیفرنیا بوده است. او اشتیاق بسیار به فرهنگسازی مثبت دارد و در راه رسیدن به فرهنگی فاقد از تبعیض جنسیتی، مذهبی، نژادی و مسلکی می کوشد. **متن پیام کوتاه ژیلا بنی یعقوب به مراسم اهدای جایزه شجاعت در روزنامه نگاری زمانی که خبر اهدای جایزه شجاعت را شنیدم تصور می کردم در چنین روزی به همراه همسر روزنامه نگارم ،بهمن احمدی ، در میان شما خواهم بود.همسری که همواره پشتیبانی قوی برای من در فعالیت های روزنامه نگاری بوده است. اما امروز که این پیام را برای شما می نویسم او بیش از چهارماه است که در زندان اوین است .زندانی معروف که هم زمان با اعتراض های مردمی نسبت به نتایج انتخابت ریاست جمهوری ایران ،تبدیل به زندانی بزرگ برای فعالان اجتماعی و سیاسی و روزنامه نگاران شده است .هم اکنون بیش از سی روزنامه نگار و وبلاگ نویس ایرانی در زندان هستند.روزنامه نگارانی که جرمی ندارند جز انجام فعالیت های حرفه ای شان. دلیل اصلی بازداشت اغلب آنها چیزی نبوده جز پوشش اعتراض های مردم .در واقع آنها می خواستند صدای مردمشان را انعکاس دهند .برخی از آنها فردای انتخابات بازداشت شدند بدون اینکه حتی فرصت گزارش کردن اعتراض های مردمی را پیدا کنند . من امروز ،ضمن سپاس فراوان از بنیاد بین المللی روزنامه نگاران زن که من را سزاوار این جایزه دانسته اند ،می خواهم جایزه ام را به همکاران روزنامه نگارم که در زندان هستند ،تقدیم کنم.در وهله اول به دو زن روزنامه نگار هنگامه شهیدی و فریبا پژوه که در زندان تحت فشار شدید هستند و سپس آن را به همسرمهربانم بهمن احمدی امویی تقدیم می کنم . از تک تک شما می خواهم از جمهوری اسلامی ایران درخواست کنید که فوری به حبس روزنامه نگاران ایرانی بویژه روزنامه نگاران زن پایان دهد. |