شماره مقاله: 49

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article49



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

اولین امضا /سخن ازآزادي ناتمام است

وبلاگ سخن ازآزادي ناتمام است

شنبه11 شهریور 1385


امروز من اولین بروشور و دفترچه رو تو مترو به یه خانم که استاد دانشگاه بود دادم. وقتی داشتم براش در مورد این طرح توضیح می دادم خانم های دیگه هم گوش می دادند و سوال می پرسیدند. با چیزهایی که تو دفترچه نوشته شده بود موافق بودند و قوانین رو برای زنان تبعیض آمیز می دونستند. اولین امضا ام رو من از مترو آغاز کردم. می دونم که محیط مترو و واگن خانم ها در مترو قابلیت این رو داره که خیلی امضا بتونم جمع کنم.
سعی کردم به هیچ عنوان نظرات و جهت گیری های خودم رو دخالت ندم. نشستم رو صندلی و یه دفترچه درآوردم و شروع کردم به خوندن. بعد از چند دقیقه این خانم که استاد دانشگاه هم بود شروع کرد به سوال کردند و حتی اظهار تمایل کرد برای همکاری و جمع آوری امضا. شروع کردم به توضیح دادن طرح که دیدم خانم های کنارم هم کم کم دارند اظهار نظر می کنند و رأی به تبعیض آمیز بودن این قوانین می دن.
فکر می کنم جمع آوری یک میلیون امضا اگر همه دست به دست هم بدیم کار زیاد سختی نباشه. فقط لازمه فکر کنیم به اینکه ببینیم از کجا می تونیم شروع کنیم. کجا قابلیت پرداختن داره. تازه این خانم می گفت خواهر من دانشجوی دکترای جامعه شناسیه و من با خودم فکر کردم اگر این طوری چهره به چهره نیرو جذب بشه چه قدر می تونه کمک کنه. فرض کنید این خانم بروشور رو می گذاره توی کیفش و فردا به دوستان و همکارانش نشون می ده و امکان داره اونها هم علاقمند بشن. تازه اظهار می کرد این طرح خیلی خوبیه و چه قدر روی اون خوب کار شده. کلی هم آرزوی موفقیت برای کمپین کرد.

درسته که همه ناراحت بودند برای اینکه مراسم کمپین برگزار نشد اما امروز وقتی اولین امضا ام رو می گرفتم توی دلم لبخند زدم. احساس کردم ناامیدی رو باید فعلا فراموش کرد و از همین حالا باید شروع کرد.

http://dakhmeha.blogspot.com/2006_08_01_dakhmeha_archive.html#115677675902692571