|
زندانیان سکوت /محبوبه کرمیيكشنبه8 شهریور 1388 بیش از سه ماه است که از انتخا بات میگذرد وما هنوزمنتظر شنیدن خبر آزادی دوستان در بندمان هستیم . ما هر روز صبح با روشن کردن کامپیوتر وجستجو در سایتهای خبری وایمیلها نه تنها خبر آزادی دوستان را نمی شنویم بلکه هر روز با خبر شهادت مظلومانه یکی دیگر از هموطنان مواجه می شویم . شرکت در مراسم خاکسپاری وختم وچهلم شهدا نیز به آسانی میسر نیست وجز در مواردی معدود با تحت فشار قرار گرفتن خانواده شهدا مراسم تحت کنترل های شدید امنیتی برگزار میشود. این روزها خبر بر خورد نا مناسب بابازداشت شدگان اضطراب ونگرانیهایمان را چند برابر کرده است . شیوای عزیزم این روزها که تو در بین ما نیستی نزدیک سالگرد کمپین است اما باور کن که هیچ کدام از بچه ها مراسم کمپین راامسال با شادی شروع نخواهند کرد چون امسال در حالی به استقبال سومین سالگرد کمپین می رویم که تعدادی از دوستان ما در بندبوده وتعدادی از جوانان کشورمان به خاک خون کشیده شده اند وهنوز بسیاری از هموطنان ما سیاه پوش عزیزانشان هستند. سال گذشته نزدیک سالگرد کمپین 70روز بود که من در زندان بودم وبه دوستانم مدام سفارش می کردم که امسال حتما مراسم سالگرد کمپین را با شکوه بر گزار کنید ومن نیز در زندان همراه هم بندی هایم مراسم سالگرد کمپین را بر گزار خواهم کرد ولی من 2 روز مانده به سالگرد کمپین آزاد شدم ودوستانم تصمیم داشتند که سومین سالگرد کمپین را با جشن آزادی من ادغام کنند که متاسفانه برادران وزارت اطلاعات مانع ازبرگزاری آن شدند . شیوا جان اگر تو نیز در 5 شهریور زندان بودی آنروز را با کمپین شروع کن وبه هم سلولی هایت کمپین را معرفی کن واز اهداف وخواستهای کمپین بگو. شیوای عزیزم نمی خواهم تو را به بردباری دعوت کنم چون مطمئن هستم که صبورتر وبردبارتر از آن هستی که فکرش را می کنم . در خبر ها شنیدم که چند روز پیش با مادر عزیزت دیداری داشته ای واو گفت که روحیه شیوا بسیار خوب است |