|
فوبیای سیاسی جنبش زنان/قدسی سرمستيكشنبه8 شهریور 1388 qodsi.sarmast.@gmail.com تغییر برای برابری - جنبش اخیر مردم ایران و تحولات سیاسی و پرشتاب این ماه ها عملا گروه های کارگری ، زنان ، قومیتی ، دانشجویی و ... را در معرض برخی پرسش های بنیادین قرار داده است : رابطه ی مطالبات صنفی ، فرهنگی ، جنسیتی ، هویتی و... با جنبش مردمی اخیر چیست ؟ آیا این گروه ها با پافشاری بر مطالبات خود ، باید در موقعیتی هویت جویانه نسبت به جنبش واقع شوند ؟ و از همه مهم تر آیا تاکید بر «پرهیز از رویکرد سیاسی» که تاکنون شعار بسیاری از این گروه ها و به ویژه کمپین یک میلیون امضا بوده است در شرایط فعلی هم قابل دفاع است ؟ حضور پررنگ و مسلط زنان در جنبش اخیر و نقش آفرینی خلاقانه و چشم گیرشان به لحاظ کمی و کیفی عملا ناشی از آن است که از آغاز جنبش تا کنون زنان به عنوان «انسان های برابر» در آن دست به کنش سیاسی زده اند . زنان در این جنبش مردمی ، با پرهیز از مطالبه مداری و مطالبه گرایی هویتی و جنسیتی و با درنوردیدن مرزهای هراس ملی از قوه قهریه ی دولت ، در تقابل آشکار با آن واقع شده و به اعمال خود آگاه حق شهروندی خود پرداختند . در این میان اما گروه های متنوع جنبش زنان که می توان آن را جدی ترین و موثرترین جنبش اجتماعی ایران پیش از انتخابات خرداد 88 ارزیابی کرد ، هم چنان به اتخاذ مواضع غیر سیاسی و جنسیتی اصرار دارند که اصطکاک این رویکرد با اهداف جنبش مردمی اخیر در ماجرای معرفی سه کاندیدای زن کابینه ، به طور جدی خود را نمایان ساخت . در واقع جنبش زنان موضوع کاندیداهای زن کابینه را از بستر جنبش اخیر مورد نقد قرار نداد وگرنه به طور مثال می توانست در اقدامی هماهنگ اعلام کند حتی اگر همه ی وزرای کابینه از میان زنان و حتی از میان فعالان کمپین نیز معرفی می شد ، نه تنها در ماهیت نامشروع و غیر قانونی دولت (از دید جنبش مردمی اخیر) تغییری به وجود نمی آمد ، بلکه نوع مواجهه با آن نیز هم چنان رادیکال و نامشروط باقی می ماند . در این صورت جنبش زنان با این پرسش مواجه نمی شد که اگر چهار سال پیش احمدی نژاد همین زنان را به عنوان کاندیداهای وزارت معرفی می کرد ، انتقادها جز همین هایی بود که امروز مطرح شد؟ پس جنبش مردمی در جریان ، در کدام کنج معادله مستقر می شود ؟ به نظر می رسد آبشخور چنین واکنش هایی را باید در اصرار به عدم اتخاذ رویکرد سیاسی جنبش زنان و تلاش برای مطالبه محورانه و هویت جویانه بودن آن جست که بی تردید در سال های گذشته بسیار مفید و موثر بوده است اما عدم انطباق آن با جریان جنبش اخیر حداقل در زمینه ی فراجنسیتی بودن آشکار است . به این ترتیب جنبش زنان اصولا از رویکرد سیاسی اجتناب می کند در حالی که عملا جنبش مردمی بر مبنای آن درجریان است ؛ به دیگر سخن شاید جنبش زنان برای ورود به ماهیت سیاسی جنبش مردمی باید مدعای نامشروع بودن دولت و کلیه ی اقدامات آن را به عنوان اولویت نسبت به مطالبات جنسیتی بپذیرد . چرا که تا امروز علی رغم حضور موثر و رادیکال اعضا آن ، عملا تعریف ماهوی و خودبسنده ای در جنبش مردمی اخیر نیافته است . این امر در صورت استمرار می تواند امکان ابتلای جنبش زنان به عارضه ی دوری از مردم و مرزبندی با جنبش را افزایش داده و نتایج سال ها فعالیت قدرتمندانه و بی وقفه اش را در معرض ریزش قرار دهد واقعیت آن است یکی از مهم ترین و درخشان ترین ویژگی های جنبش زنان و بالاخص کمپین یک میلیون امضا ساختار افقی موفق آن بوده است که عملا مناسب ترین موضع انطباق با جنبش مردمی اخیر نیز همین نقطه است . جنبش زنان برای حفظ این ساختار افقی هزینه های سنگینی پرداخته و امروز در صورت عدم پرهیز از رویکرد سیاسی می تواند در کنار گروه های دیگر بدون حذف و اعوجاج اهداف تکوینی اش ، بر بستر جنبش مردمی جاری شود و از ساختار موفق افقی خود الگویی مستقر و موثر برای جنبش بسازد . فراموش نکنیم یکی از موثرترین دلایل حضور گسترده ی زنان در این جنبش مردمی ، علاوه بر انباشت مطالبات و مدار فزاینده ی فشارها ومحرومیت های آنان ، ایجاد بافت و زمینه ی مناسب رشد آگاهی در سال های گذشته توسط جنبش زنان بوده است. |