|
توهم پاکدامنی جنسی و قدرت بخشیدن به فرهنگ تجاوز /کمپین در کالیفرنیاشنبه31 مرداد 1388 در روزهای اخیر اخبار تجاوز به زندانیان دختر و پسر را خواندیم و شنیدیم. می دانیم که تجاوز و آزار جنسی مساله ای نیست که تنها امروز و فقط به عنوان یک اتفاق جداگانه و استثنایی در ایران صورت بگیرد و این عمل در شرایط مختلف و در طول تاریخ برای رسیدن به اهداف متفاوت استفاده شده است. گاه در کشوری مانند کنگو به عنوان سلاح جنگ و برای ایجاد وحشت و خاموش کردن افراد یک محله به کار رفته است، گاه در کوچه پس کوچه های یک شهر برای انتقام جویی از زنی جوان، گاه در اتاق خواب و توسط شوهر و به صورت قانونی و گاه در خلوت خانه ها توسط عضوی از خانواده که قربانی آن کودکی بی پناه بوده است. اکنون (و نه برای بار نخست) تجاوز در کشورمان به عنوان وسیله شکنجه بر علیه زندانیان سیاسی به کار گرفته می شود (مراجعه کنید به مقاله «تجاوز به مثابه یک شکنجه سیستماتیک و راه های پیش رو» نوشته شادی صدر) متن زیر چندین ماه پیش از انتخابات در ایران ترجمه شد و هدف من از ترجمه آن منتقل کردن دیدگاهی از یک فمینیست جوان آمریکایی درباره «فرهنگ» تجاوز در آمریکا بود. اکنون که این ترجمه در شرایط کنونی منتشر می شود ناچار با تجاوز در زندان های ایران پیوند می یابد. طبیعتا شرایط تجاوز در زندان و یا در جنگ با شرایط ذکر شده در این متن متفاوت است و ترجمه نوشته ها و انتقال تجربه های زنانی از بوسنی و یا کنگو بسیار مناسب و مرتبط با شرایط کنونی ایران است (برای مثال فیلم مستند عظیم ترین سکوت ساخته لیسا جکسن درباره تجاوز در کنگو). از سوی دیگر وقتی که مامورین حکومتی مرتکبین این تجاوز سیستماتیک باشند طبیعتا کل حکومت مستقیما مجبور به پاسخگویی است و به گفته خانم شیرین عبادی این اعمال به عنوان مصداق جرم علیه بشریت به شمار می آیند و در دادگاه های بین المللی قابل پیگیری می باشند. با این حال بر این باور هستم که تعرض و تجاوز جنسی در جوامع مختلف چه به عنوان سلاح جنگ یا ابزار شکنجه توسط مامور حکومت انجام شود و چه به عنوان ابزار اعمال قدرت در اتاق خواب و در خانه ها برای ساکت کردن همسر و اعمال تسلط بر زن، همگی از جنس سرکوب و خاموش کردن افراد هستند. شباهت هایی نیز میان دینامیک قدرتی که زنان (یا کودکان و گاه مردان جوان) را در جامعه در خطر تجاوز قرار می دهد با شرایطی که مردان و زنان زندانی تجربه می کنند به چشم می خورد که خود بحث مفصل دیگری است. از سوی دیگر فرهنگ و دیدگاه هایی وجود دارد که افراد را در برابر تجاوز جنسی بی تفاوت می کند و تجاوز را در جامعه تولید، نامرئی، و گاه قابل قبول می سازد و یا فرد مورد تجاوز را مقصر و یا لایق تعرض می نمایاند. بنابراین پرداختن به ابعاد مختلف تجاوز به باز کردن این پیچیدگی های فرهنگی و اجتماعی کمک می کند. به یاد داشته باشیم که پرداختن به تجاوز به عنوان یک مساله حقوق بشری شامل همه انواع آن می گردد چه در زندان ها و چه در اتاق خواب ها و چه در تاکسی و کوچه و خیابان. توهم پاکدامنی جنسی و قدرت بخشیدن به فرهنگ تجاوز جسیکا ولنتی ترجمه روجا بندری تا سال ۲۰۰۸ بر اساس قانون ایالت مریلند اگر زنی در میانه آمیزش تصمیم می گرفت که نمی خواهد به رابطه جنسی ادامه دهد ولی با این وجود مرد قبول نکرده و به زور ادامه می داد، کار وی تجاوز محسوب نمی شد. توجیه این بود که از آنجا که عضو تناسلی مرد وارد بدن زن شده است در حقیقت دیگر ضرراصلی به زن وارد شده و نمی توان آن را جبران کرد. در ایالت فلوریدا مردی که از پایین از زیر دامن یک دختر جوان عکس گرفته بود در دادگاه تبرئه شد زیرا دادگاه اعلام کرد که دختر جوان نباید هنگام پوشیدن دامن، انتظار حفظ حریم خصوصی اش را داشته باشد. در کالیفرنیا نیز در یک پرونده تجاوز جنسی، با وجود این که فیلم تجاوز چندین مرد به دختری جوان (در حال بیهوشی) به هیات ژوری نمایش داده شده بود، هیات ژوری معلق ماند و متهمین را محکوم نکرد. وکیل مدافع این مردان استدلال کرده بود که این دختر نوجوان علاقمند به ساختن یک فیلم پورنو بوده است. تم مشترک میان این داستانها و بسیاری از داستان های مشابه دیگر، افسانه و توهم پاکدامنی جنسی است، افسانه ای که فرهنگ تجاوز را تقویت می کند. افسانه پاکدامنی، دروغی است که می گوید معیار خوبی زن بر اساس رابطه جنسی او تعریف می شود و قطب نمای اخلاقی زنان از بدن آنها جدا شدنی نیست. این افسانه قسمت مهمی از فرهنگ تجاوز است و بر اساس آن، هر ارتباط جنسی که از یک تعریف خاص و اکید (معمولا مردانه و دگرجنس گرا) پیروی نکند با خشونت تنبیه می شود. خشونت نسبت به زنانی که از این تعریف سرپیچی می کنند موضوع تازه ای نیست (و البته افسانه پاکی پیامدهای دیگری به جز خشونت جنسی نیز دارد). ولی ما در حال حاضر در شرایط خاصی در ایالات متحده به سر می بریم. شرایطی که در آن از یک سو فرهنگ محبوب (پاپ کالچر) شدیدا سکسی است و از سوی دیگر یک جنبش محافظه کار مذهبی مصمم بر بازگرداندن نقش های سنتی زنانه و مردانه می باشد. این دو عامل دست به دست هم داده اند که یک عقده باکره-فاحشه مدرن را در این جامعه به وجود آورند. ما در طول روز در مدرسه درس امتناع جنسی* می گیریم و در هنگام شب تبلیغات فیلم «دختران وحشی شده» را در تلویزیون هایمان می بینیم و در این میان زنان هستند که صدمه می بینند. دلیل آن این است که هر دو اینها - آموزش امتناع از رابطه جنسی از سویی و فرهنگ جنسی شده از سوی دیگر- حامل یک پیغام هستند: رابطه جنسی یک زن باید درنهادها توسط آموزش گران، قانونگزاران، و تصمیم گیران رسانه ها تعیین و کنترل شود، نه توسط خود او. و اکثریت قابل ملاحظه نهادها از زنان انتظار دارند که باکره، پاک، و معصوم باشند. البته در عین حال انتظار دارند که ما نمایشی سکسی را بازی کنیم - از لحاظ ظاهری جذاب باشیم وهمیشه آماده برای مصرف - ولی مانند خواننده محبوب بریتنی اسپیرز، چیزی که از زنان انتظار می رود «باکره ای» سکسی است. یعنی پاک باش تا وقتی که من می خواهم. طبیعتا در قلب افسانه پاکدامنی این سوال مطرح است که چه کسی «پاک» محسوب می شود. یک باکره پاک و ایده آل درفرهنگ آمریکا کسی است که جذاب و فریبنده باشد ولی خود تمایل و یا تجربه ای در رابطه جنسی نداشته باشد. این زن پاک معمولا جوان، سفیدپوست، و لاغر اندام است. او یک مشوق ورزشی (چیرلیدر) یا یک پرستار کودک (بیبی سیتر) است، همواره در دسترس و همواره مشتاق به راضی کردن شما. این زن پاک هرگز یک زن رنگی نیست (سیاه پوست و ...) زیرا آنان آنقدر در فرهنگ آمریکا به صورت موجوداتی جنسی ترسیم می گردند که تقریبا هرگز نمی توانند از دید جامعه یک «زن باکره و پاک» انگاشته شوند. همچنین این زن باکره هرگز فقیر یا چاق نیست. هرگز معلول نیست. جایگاه باکره و پاک مختص زنانی است که در الگوی خاصی از این که یک زن جوان باید چه شکلی باشد می گنجند. و البته گزیدن یک نوع زن به عنوان «پاک» طبیعتا به این معنی است که سایر ما ناپاک و آلوده هستیم. و اگر ما «پاک» نباشیم یا نخواهیم که باشیم، به این معنی برداشت می شود که بدن مان برای انجام هر عملی در دسترس است. مثلا قانون مریلند بر این اساس بود که باکره گی زن قابل ترمیم نیست و بر اساس این قانون نتیجه گیری شد که اگر زن قبل از وارد شدن عضو نتاسلی مرد موافق آمیزش باشد ولی بعد از وارد شدن عضو تناسلی این موافقت را پس بگیرد و نخواهد ادامه بدهد، این تجاوز محسوب نمی شود. یعنی لحظه ای که پاکی مان از دست رفت دیگر مهم نیست که چه اتفاقی برایمان بیفتد! همین طور در پرونده تجاوز در کالیفرنیا، تصمیم هیات ژوری تحت تاثیر این ایده متزلزل شد که فرد قربانی لابد خودش این تجاوز را «می خواسته» (یا شاید حقش بوده؟) هم به خاطر سابقه فعالیت جنسی اش و هم این که علاقمند به ساختن یک فیلم پورنو بوده است. افسانه پاکی جنسی، نه تنها خشونت جنسی را نسبت به زنان بر می انگیزد بلکه این خشونت را مورد بخشش قرار می دهد و آن را نامرئی می کند. در عین حال این تنها زنان «ناپاک» نیستند که در معرض این خشونت هستند بلکه افسانه پاکدامنی کسانی که «معصوم» هستند را نیزدر معرض خشونت قرار می دهد. از آنجا که «پاکی» یک ویژگی محبوب است، از آن بتی ساخته می شود و تمایلات جنسی را بر می انگیزد. این تمایل جنسی و بت سازی از پاکدامنی مشخصا برای گروهی که معصوم ترین افراد جامعه محسوب می شوند خطرناک است. این گروه کودکان هستند. در سال 2006 مادران و پدران بسیاری از دیدن یکی از کالاهای مغازه زنجیره ای تارگت خشمگین شدند. این کالا که مختص کودکان بود سینه بند کوچکی بود با یک لایه بالشتی که روی آن عکس شخصیت های کارتونی نقش بسته بود و برای بچه هایی تبلیغ می شد که اندکی بزرگ تر از یک کودک نوپا بودند. در موردی مشابه، سوپرمارکت عظیم وال مارت به فروش لباس زیر دخترانه ای دست زد که جلوی آن نوشته بود «چه کسی به کارت اعتباری احتیاج دارد وقتی....» و طبیعتا عکس العمل مشابهی از مادران و پدران فوران کرد. کارهای بیجا در رابطه با جنسیت دختر ها با نوشته های مسخره روی لباس زیر خاتمه نمی یابد. برای مثال ستون های استریپ تیز برای کودکان در مغازه های اسباب بازی فروخته می شوند، در وبسایت هایی دختران زیر سن بلوغ مدهای زیرپوش زنانه را نمایش می دهند و دختران 7 ساله مجبور به شرکت در «جشن های پاکی» می شوند که در آن به پدرهای خود قول پاکدامنی می دهند. پورنوگرافی عامه پسند هم وارد معرکه شده است: در سال 2006 مجله پلی بوی کتاب لولیتا نوشته ولادیمیر نابوکوو را جزو یکی از 25 سکسی ترین کتابهایی که در تاریخ نوشته شده اند اعلام کرد - کتابی راجع به یک مرد کودک آزار که در شهوت دختر 12 ساله صاحب خانه اش است. من به شخصه از علاقمندان این نویسنده هستم و فکر می کنم لولیتا کتاب بسیاربرجسته ای است - ولی معرفی آن به عنوان یک کتاب جذاب از نظر جنسی به چه معناست؟! آن هم با یک دختر 12 ساله؟ در سال 2007 انجمن روانشناسی آمریکا گزارشی در مورد رسانه ها ارائه داد. بنابر این گزارش تقریبا در همه رسانه های مورد تحقیق زنان جنسی نمایش داده می شوند (سکشوالایز شدن) و در اکثر موارد این جنسی سازی روی زنان جوان متمرکز است. این تحقیق همچنین نشان داد که «جنسی سازی» فقط از طریق رسانه ها صورت نمی گیرد. بلکه خانواده ها، معلمین، و همکلاسی ها نیز به این مساله در حد قابل توجهی دامن می زنند: «مادر و پدر ممکن است به دختران این تفکر را منتقل کنند که حفظ یک ظاهر جذاب مهم ترین هدف یک دختر است. بعضی ممکن است برای کمک به رسیدن دخترشان به این هدف، به وی اجازه جراحی پلاستیک را بدهند یا حتی وی را به آن تشویق کنند. تحقیق نشان می دهد که آموزگاران گاهی دختران را به بازی هایی ترغیب می کنند که در آن دختران نقش یک زن جذاب بالغ را تمرین می کنند و یا بعضی از معلمان بر این باور هستند که دختران با پوست رنگی تمایلات جنسی زیاده از حد دارند و بنابراین احتمال موفقیت درسی آنها کم است. این تحقیق دریافت که همکلاسی های دختر و پسر هردو در جنسی سازی دختران موثر هستند : دختران با کنترل رفتار یکدیگر برای مطابقت با استانداردهای ظاهری لاغری و جذابی، و پسران با تقلیل دختران به یک کالای جنسی و اذیت و آزار جنسی دختران» من این را یک قدم جلوتر می برم. جنسی سازی دختران فقط از طریق اعمال الگوهای زیبایی انجام نمی شود بلکه این جنسی سازی با تقویت کردن نقش های سنتی زنانه و مردانه و گسترش هنجار پاکدامنی نیز شکل می گیرد. به عنوان یک مثال پدیده «جشن های پاکی» را در نظر بگیرید. در این جشن های مجلل پدران و دختران با یکدیگر به یک میهمانی می روند و پس از رقصیدن با پدر و غذا خوردن و پذیرایی، دختران یک تعهد نامه را بلند می خوانند و قول می دهند که تا زمان ازدواج پاکدامن بمانند، آنها نام پدرانشان را به عنوان «نگهبان» باکره گی خویش اعلام می کنند - البته تا زمانی که یک شوهر جای وی را بگیرد. پدران نیز تعهد می کنند که دختران خود را «بپوشانند» و از پاکدامنی آنان محافظت نمایند: «من پدر فلانی، در محضر خداوند تصمیم گرفته ام که به عنوان رییس و محافظ وی، دخترم را در زمینه پاکدامنی پوشش دهم. من در زندگی خودم به عنوان یک مرد، یک شوهر و یک پدر پاک خواهم بود. من مردی درست و با مسوولیت خواهم بود و به عنوان کشیش بزرگ خانه ام دخترم را رهبری و راهنمایی می کنم و برای او دعا می کنم. این پوشش توسط خداوند استفاده می شود تا نسل های بعدی را متاثر کند» من نمی دانم کجای این متن بیشتر مرا به خود می پیچاند، کلمه «پوشاندن» که تداعی کننده زنای با محارم است یا لحن این تعهد که گویی پدرها مالک دخترهایشان هستند. با وجود این که هدف این جشن ها و تعهدنامه ها ترویج پاکدامنی است، همین تمرکز شدید بر روی باکره گی دختر در حقیقت دختران را حتی قبل از این که به سن بلوغ برسند تبدیل به یک شیئ جنسی می کند آنان را در رابطه جنسی شان خلاصه می کند و به این صورت است که افسانه پاکی یک دایره کامل را طی می کند. این که به زنان بگوییم که برای داشتن «اخلاق» باید «پاکدامن» باشند همان نتیجه را دارد که به دختران بگوییم برای این که «جذاب» و لایق محبت باشند باید مانند دختران وحشی «سکسی» شوند. گزینه سوم دنیایی است که در آن زنان خود تصمیم می گیرند که چه نوع رفتار و روابط جنسی (چه خصوصی و چه عمومی) را دوست دارند بنابراین افسانه پاکی جنسی زنان هر روزبه آنان آسیب می رساند، چه از طریق بت ساختن از پاکدامنی، چه از طریق مقصر شناختن قربانیان تجاوز، و... . البته مبارزه با این افسانه و توهم تنها یک قدم برای از بین بردن فرهنگ تجاوز است. ولی اگر ما به عنوان نویسندگان، فعالان، و کسانی که علاقمند به از بین بردن خشونت بر ضد زنان هستند، درک کنیم که توقعاتی که از زنان در زمینه روابط جنسی وجود دارد می تواند موجب تقویت فرهنگی شود که تجاوز را جایز می شمارد، می توانیم با آمادگی بیشتری در راه مبارزه با این فرهنگ قدم بگذاریم. جسیکا ولنتی فوق لیسانس رشته تحقیقات زنان و جنسیت و بنیانگذار و ویرایشگر وبلاگ پر طرفدار فمینیستینگ می باشد. وی چند کتاب در زمینه فمینیسم و علی الخصوص مسایل مربوط به زنان جوان در آمریکا به نگارش درآورده است که آخرین آن کتاب «افسانه پاکدامنی» می باشد * امتناع از رابطه جنسی توسط محافظه کاران مذهبی در آمریکا به عنوان جایگزین درس آموزش روابط جنسی در مدارس تدریس شد. این برنامه در ۱۰ سال گذشته توسط دولت آمریکا از بودجه زیادی (حدود یک میلیارد دلار) برخوردار شد و در طی آن از دادن اطلاعات کامل در زمینه مسایل جنسی و روش های پیشگیری از بیماریها و یا بارداری به دانش آموزان خودداری می شد و در عوض تاکید صرفا بر امتناع از رابطه جنسی بود. تحقیقات مختلف نشان دادند که این کلاس ها موفقیت آمیز نبودند و دولت جدید آمریکا کلاس های جامع آموزش جنسی را جایگزین این کلاس ها می کند http://thegreatestsilence.org/ Yes Means Yes: Visions of female sexual power and a world without rape The Purity Myth: How America’s Obsession with Virginity is Hurting Young Women |