|
ما همه یک نداییمسه شنبه13 مرداد 1388 تغییر برای برابری - قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران با حضور پررنگ زنان در ستادهای انتخاباتی و همچنین خیابانها مواجه شدیم فضای باز تبلیغاتی که در ایران ایجاد شده بود شور و هیجانی خاص را در زنان و مردانی ایجاد کرده بود اخبار، عکس ها، فیلم ها و روایات مردم این و اقعیات را به خوبی بیان می کنند بعد از انتخابات هم زنان باز در این صحنه حضور پررنگی داشتند و در تجمعات شرکت می کردند، شعار می دادند، دستگیر شدند و حتی به شهادت رسیدند. حضور جنبش های اجتماعی و کمپین یک میلیون امضا در این انتخابات بیانگر همدلی و همراهی آنها با مردم بود و اینکه جدا از این مردم و خواسته های آنها نیستند و خواسته های کمپین یک میلیون امضا و خواسته های مردمی در هم تنیده شده است. در اینجا گفتگوی یکی از فعالان کمپین را با چند تن از زنان را درباره علت حضورشان در حرکت ها و تأثیرجنبش های اجتماعی را براین حرکت ها می خوانیم . *شما چرا در این تجمعات شرکت کردید؟ و آیا اولین بار بود که در این تجمعات حضور داشتید؟ *آیا با کمپین یک میلیون امضا آشنایی دارید؟
صد در صد تأثیر گذار بودند. قبل از انتخابات حضور کمپین خیلی نمود داشت و پررنگ بود اما بعد از انتخابات این حضورکمتر شد . مرتب کمپینی ها را می دیدم که امضا جمع می کنند یا شعارهای زن = مرد هست دربین زنان می دیدم یا اعلامیه هایی مانند از بین بردن تبعیض و امثال این شعارها. قبل از انتخابات و تبلیغات انتخاباتی و در این چند سال کمپین یک میلیون امضاء حرکت دسته جمعی و علنی را بین مردم برده بود الان موجی شکل گرفته که حرکت دسته جمعی در کل جامعه را ایجاد کرده مردم. با توجه به توانایی هایی که دارند در این حرکتها حضور دارند مثلا فردی با قلمش، فردی با حضورش و.... این جنبش که اسمش اصطلاحا جنبش سبز است شکل گرفته و تنها طرفداران آقای موسوی و کروبی نیستند بلکه زنان و مردان زیادی هستند که در جنبش های اجتماعی فعال و یا با خواسته های آنها آشنا بوده اند و حتی برخی از اصولگرایان میانه رو نیز در این حرکت هستند و حتی فرزندانشان در این راه شهید شدند. *آیا فعالین کمپین یک میلیون امضاء و جنبش های اجتماعی می توانند همچنان تأثیر گذار باشد؟ زینب 24 ساله دانشجو بله من تا به حال در تجمعی شرکت نکرده بودم قبلا هم هرگز رأی نداده بودم اما امسال شور و هیجان دیگری برای انتخابات داشتم فکر می کردم می توانم تأثیر گذار باشم و یک تاریخ موثری را برای کشورم رقم بزنم، قبل از انتخابات در یکی از ستادهای آقای موسوی حضور داشتم و فعالیت تبلیغاتی با دوستانم انجام می دادیم. مچ بند سبز می بستیم و سر کلاس و خیابان عکس و بروشور پخش می کردیم اما وقتی نتایج انتخابات اعلام شد شوکه شدم و حالم خیلی بد شد نمی توانستم باور کنم که با ما این کار را کرده باشند و احساسات و حق و حقوق ما را نادیده گرفتند. اوایل در تجمعات آرام حضور داشتم و از اینکه می دیدم مردم با اتحاد و همدلی خوشون حضور دارند خیلی امیدوار شدم اما چون تنها فرزند خانواده هستم و مادرم خیلی نگران بود دیگر به من اجازه نداد از خانه خارج شوم و در اتاقم را به رویم قفل می کرد خیلی گریه می کردم اما مادرم راضی نمی شد در را باز کند و مرتب مواظبم بود تا اینکه صدای الله اکبر مردم را که شنیدم سرم را از پنجره اتاقم که در طبقه چهارم بود بیرون می آوردم و تا آخرین لحظه فریاد الله اکبر سر می دادم. این کار تنها دلخوشی ام شده بود تا اینکه این صداها کمتر شد و می ترسم صداها را خفه کنند.
نه آشنایی ندارم البته اخبار دستگیری یک عده از فعالین را از برنامه های ماهواره ای می دیدم اما علاقه ای به پیگیری نداشتم تنها علاقه ی من تاریخ بود. یک عده از زنان را قبل از انتخابات می دیدم که در خیابانها و ستادهای تبلیغاتی و یا جلسه های سخنرانی با در دست داشتن اعلامیه ها و پلاکاردهایی که در آن از حقوق زنان نوشته شده بود و یا در رابطه با طرح بومی گزینی دختران و دانشجویان ستاره دار چیزهایی را می دیدم اما بعد از انتخابات کمتر دیدم.
همانقدر که در قبل از انتخابات تبلیغاتشان را می دیدیم و خواسته هایشان را مطرح می کردند امروز هم به نظر من باید زنان حضور داشته باشند و خواسته های خودشان را مطرح کنند اما در کنار مردم باید خواسته های مردم را هم مورد حمایت قرار بدهند. اینها از همدیگر جدا نیستند. باید برای احقاق حقوق مردم چه زن و چه مرد تلاش کنند و از هیچ کمکی دریغ نکنند. الان تعدادی از دختران و پسران هم بیگناه کشته شدند شاید اگر مادرم به من اجازه می داد بروم من هم جزء آنها بودم چرا که جدا از آنها نیستم. بقیه افراد هم باید این خواسته را داشته باشند خواسته های حقوقی زنان با خواسته های اجتماعی مردم با هم محقق می شود. نباید دست از تلاش برداریم و لااقل کمترین کاری که می توانیم انجام دهیم همدردی با خانواده های این شهدا هست نباید بگذاریم یادشان از دلهایمان برود. |