شماره مقاله: 4390

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article4390



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

جنبش سبز، نقطه‌ی پایان تاریخ مذکر/مصاحبه با رضا براهنی

دو شنبه5 مرداد 1388


موج سبز: رضا براهنی نیاز به معرفی ندارد. این روزها او نیز با بسیاری از ایرانیان دیگر همراه شده تا فارغ از اختلاف نظرهای متداول و متعارف، به سرکوب فعالان جنبش سبز در ایران اعتراض کنند و صدای ایرانیان را به جهان برسانند. آنچه در ادامه می‌خوانید، مصاحبه‌ی اختصاصی «موج سبز آزادی» با «رضا براهنی» نویسنده‌ی سرشناس ایرانی است که در حاشیه برنامه اعتصاب غذای ایرانیان در نیویورک صورت گرفته است.

شما سال‌ها پیش کتابی نوشتید با نام « تاریخ مذکر». در این کتاب به خوبی نشان دادید که تاریخ ایران، تاریخی است به روایت مردان و تاریخی است مردسالار. امروز و با توجه به وقایع اخیر ایران، با حضور فعال و شجاعتی که زنان ایرانی از خودشان نشان داده‌اند، دیگر بعید به نظر می‌رسد که امکان غلبه‌ی روایتی مردسالار از این جنبش باقی مانده باشد. آیا می‌توان گفت امروز چرخشی به واسطه‌ی زنان صورت گرفته است؟

بدون شک. اتفاقاتی که امروز افتاده است، در جهت راندن تاریخ مذکر و در جهت ایجاد تساوی بین زن و مرد است. و این ایجاد تساوی، یکی از مهمترین مقولاتی است که باعث معکوس کردن تاریخ مذکر که تاریخ برتری مرد بر زن بوده و تصمیم‌گیری نهایی در آن بر عهده‌ی مرد بوده است، خواهد شد. معکوس کردن البته به این معنی نیست که بعد از این همه‌ی تصمیمات را زنان خواهند گرفت، بلکه در میان زن و مرد چنان تساوی‌ای برقرار خواهد شد که به هیچ وجه امکان بازگشت به مراحل قبلی به وجود نخواهد آمد. این مساله‌ی اصلی تفکری است که من وقتی کتاب تاریخ مذکر را که در سال چهل و هشت می‌نوشتم، مد نظر داشتم. هرچند آن وقت کتاب را سانسور کردند، ولی کتاب توسط گروههای مختلف در ایران و در خارج چاپ و خوانده شد.

از طرف دیگر شما همواره به روایت‌های مرکز زدوده توجه خاصی داشته‌اید و از جهان مرکز زدوده حرف زده‌اید. آیا امکان تصویر چنین روایتی از جنبش سبز ایران ممکن است؟

به نظرم یکی از مسائل این جنبش این است که از بیرون مدام مرکز مورد حمله قرار می‌گیرد، در حالی که مرکز همواره برای خودش یک تمرکز قائل است. در این راستا مرکز می‌کوشد تا یا محیط اطرافش را جذب خودش کند و یا به طور کل آن را از بین می‌برد. در حالی که این حرکت‌های در حاشیه که ما امروز می‌بینیم، نه تنها در حال جدا شدن از مرکز هستند، بلکه به قدرت آن تجاوز هم می‌کنند و این نوع حرکت‌های این‌چنینی تنها وسیله‌ی نجات جامعه از تاریخ مذکر، مردزدگی تاریخی و نجات جامعه از ظلم و بیداد است.

اما سوال آخر را می‌خواهم درباره‌ی کانون نویسندگان ایران بپرسم. کانون همیشه در مسائل سیاسی- اجتماعی ایران نقش تاریخی و موثری ایفا کرده است. حتی تا چند سال پیش و در جنبش دوم خرداد هم کانون بسیار فعال بود. آیا کانون نویسندگان ایران به عنوان یکی از نهادهای مستقل و تاثیرگذار بر جامعه، قادر خواهد بود که دوباره دست به ایفای نقشی تاریخی بزند؟

کانون نویسندگان ایران الان هم نقش تاریخی خودش را بازی کرده. می‌بینید که در تمام مسائلی که پیش آمده، کانون نویسندگان ایران موضع گرفته. کانون نویسندگان ایران با وجود داشتن تعدادی نویسنده، منتقد و شاعر از خود گذشته در داخل کشور و همچنین در تعامل و بحث با تعدادی دیگر از شعرا و نویسندگان ایرانی ساکن خارج، همواره در حال طرح مسائل جدید و جریان‌های جدید تفکر بوده است؛ و همه‌ی اینها دنیای جدیدی را به وجود خواهد آورد. نتیجه‌ی این گریز از مرکز عجیب و غریبی که در جامعه ما پیدا شده، کشیدن و جذب همه‌ی این نیروها خواهد بود.

کانون زنان ایرانی