شماره مقاله: 4384

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article4384



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

خانم پرتقال..../شهاب الدین شیخی

يكشنبه4 مرداد 1388


دلم هوای تسبیحات باران و

سجاده گشودن پرتقال را

می خواهد

گمان مبر این انار ِ پاشیده بر کنار و پیشانی خیابان

طعم خون را از چشمان دختری

از یاد برده است

کتاب های مقدس را

فرو بیاور در آغوش ام

به اندوه و کوری ِ خفاش ها فکر کنی

یا از نفس های بریده ی زنی پیر

در ضربه ضربه های باتوم هایی سبز

و اکنون آغوشی که از نمازِِِ ِ پستان های ات مقدس تر

فردا را لبریز پنجره خواهد کرد

سلام خانم پرتقال !

شما شناسنامه ای ولگرد را

در فایل های دیلیت شده ی اداره ای بین المللی

پرینت نگرفته اید

برای سرزمینی بو گندو........

چای ای تلخ

زیر یک درخت زالزالک

بر پاسپورت های" س ک س" و "ن م ا ز"

نریخته است؟

بر روسری مادری پسر مرده....

سلام خانم پرتقال !

ببخشید دیگر

یادم نمی آید آخرین نامه ی عاشقانه مان

در گریه های سوخته ی کدام گاز اشک آور

خیس خورده است.

ببخشید خانم پرتقال !

من مُردم.

نه از جنس خودم ،نه از جنس شما