شماره مقاله: 4107

مسیر:
صفحه اول > سایت نوشته ها

لینک مستقیم:
/spip.php?article4107



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

در گفت و گو با مهوش شیخ الاسلامی

طناب دار بر گردن زنان

روزآنلاین

شنبه19 اردیبهشت 1388


مارينا فورتي دختر 22 ساله به دليل جرمي که در زماني که زير سن قانوني بود مرتکب شده بود، به اعدام محکوم شد. يکي از قضات ‏اين حکم را به حالت تعليق در آورد اما قاضي ديگر دستور اجراي حکم را داد. بدون اينکه وکيل را در جريان بگذارند و ‏والدينش هم چند دقسقه قبل از مرگ دخترشان تلفني با او حرف زدند و در جريان اعدامش قرار گرفتند. ‏ مارينا فورتي دختر 22 ساله به دليل جرمي که در زماني که زير سن قانوني بود مرتکب شده بود، به اعدام محکوم شد.

يکي از قضات ‏اين حکم را به حالت تعليق در آورد اما قاضي ديگر دستور اجراي حکم را داد. بدون اينکه وکيل را در جريان بگذارند و ‏والدينش هم چند دقسقه قبل از مرگ دخترشان تلفني با او حرف زدند و در جريان اعدامش قرار گرفتند. "محکومان در ‏آغوش مرگ در تهران" عنوان فيلم مستندي در اين باره است. کارگردان فيلم درباره فيلمش با ما گفتگو کرده است.‏ همه چيز حول محور زندگي دختر جواني مي گذرد که محکوم به مرگ شده است. و زنان ديگري مثل او که در انتظار ‏اجراي حکم اعدامشان هستند.

اين يک فيلم داستاني نيست، يک فيلم مستند است که مهوش شيخ الاسلامي، کارگردان ‏ايراني، در زندان اوين در تهران فيلمبرداري کرده است. زندان اوين زندان مشهوري است که "ميزبان" چند نسل از ‏زندانيان سياسي از دوران شاه، مخالفان، روزنامه نگاران و اخيرا وبلاگ نويس ها و در هفته هاي اخير روزنامه نگار ‏ايراني- آمريکايي، رکسانا صابري بوده است.‏ مهوش شيخ الاسلامي مي گويد:"نه سال پيش درباره دختر جواني به نام فاحته خواندم که به دليل کشتن يک مرد که ‏مامور اطلاعات بود،به اعدام محکوم شده بود". مهوش شيخ الاسلامي که اخيرا در ايتاليا ملاقاتش کرديم در ادامه مي ‏گويد: "از آنچه در روزنامه نوشته شده بود چنين به نظر مي رسيد که او مشخصا براي دفاع از خود دست به چنين ‏کاري زده است و به نظر عجيب آمد که او را به مرگ محکوم کرده باشند. به همين دليل به زندان رفتم و وکيلش را پيدا ‏کردم تا داستان فاخته را بهتر بفهمم. يک گروه از وکلا دفاع از او را به عهده گرفته بودند و هرچه بيشتر مي گذشت، ‏کارشان برايم جالب تر مي شد.

بعد از پنج سال که پرونده را دنبال کردم به من اجازه داده شد به دادگاه بروم و در جلسه ‏دادگاه شرکت کنم. و در آن زمان بود که به فکر ساختن اين فيلم مستند افتادم. بايد به زندان مي رفتم و داستان اين زن را ‏مي فهميدم".‏ مهوش شيخ الاسلامي با کمي تاخير به فيلم سازي مستند روي آورد. او فارغ التحصيل دانشکده هنرهاي زيبا قبل از ‏انقلاب است و در مدرسه فيلم سازي لندن تحصيل کرده است و از سال 1975 بعنوان تهيه کننده با کارگردانان مطرح ‏همکاري کرده است. در اواسط سال هاي 90 تصميم مي گيرد به تنهايي کار کند و مي گويد: "مي خواستم به حقيقت ‏بپردازم و مستند بسازم".‏ شيخ الاسلامي توضيح مي دهد که ورود به زندان اوين 6 ماه کار اداري دارد اما بعد همه نوع اجازه اي به من داده شد. ‏آخر سر با دوربين به زندان رفتم. روز اول مهم ترين روز بود.شوکه شده بودم. بعد از سي سال فيلم سازي فکر مي ‏کردم که همه چيز را مي دانم و همه چيز را تجربه کرده ام اما حقيقت نداشت.

از او پرسيدم که چطور با محکومان به ‏مرگ مصاحبه کرده است؟ او مي گويد: "در آغاز دلشان نمي خواست که با من حتي حرف بزنند. به بسياري از آنان ‏وعده کمک داده شده بود که بي نتيجه مانده بود و به همه چيز شک داشتند. از من مي پرسيدند چرا مي خواهي اين چيز ‏ها را بداني؟ خلاصه روز اول حتي دوربين را هم روشن نکردم و فقط حرف زديم. از او، از من از همه چيز.

روز دوم ‏تعدادي دلشان خواست که با من صحبت کنند. من مشخصا به آنها گفته بودم که هيچ قولي نمي دهم و نه براي بازجويي و ‏نه براي قضاوت کردن درباره کسي به آنجا رفته ام: فقط مي خواهم داستان آنها را بدانم چون در انتظار اجراي حکمشان ‏هستند. و عاقبت به من اطمينان کردند".‏ اين شد که مستند شيخ الاسلامي متولد شد و در سال 2005 به پايان رسيد. عنوان فيلم " ماده 61" است که به يکي از ‏مواد محازات اسلامي در جمهوري اسلامي ايران مربوط مي شود. در اين ماده آمده است: "اگر کسي در دفاع از جان، ‏ناموس خود و ديگري، در برابر تجاوز فعلي يا احتمالي اقدام کند، نه محکوم و نه مجازات مي شود".

اين همان موردي ‏است که در مورد فاخته صدق مي کرد که در مقابل دوربين توضيح داد که چگونه آن مرد او را زنداني کرده بود و مي ‏خواست به او تجاوز کند که او به همه قدرتش به سر او ضربه مي زند و باعث مرگش مي شود و او فقط قصد داشته ‏است که از تجاوز مرد جلوگيري کند. در گروه 26 نفري محکومان، فاخته تنها کسي نيست که براي دفاع از خودش ‏مرتکب قتل شده است: هفت نفر از آنان محکوم به اعدام و بقسه به زندان هاي طولاني بين 25 تا 30 سال شده اند. ‏داستان به شکل عجيبي ساده است. شيخ الاسلامي مي گويد:« از آنها درباره دوران کودکي، نحوه تربيت، کارهايي که ‏انجام مي دادند تا روزي که مرتکب قتل شدند، سووال کردم. پيج روز فرصت داشتم تا از صبح ال شب فيلمبرداري کنم ‏و بعد اين فرصت به پايان مي رسيد.

آنقدر با آنها وفق داده شده بودم که هر کس که فيلم را مي بيند متوجه حضور ‏دوربين نمي شود». اين حقيقت دارد: دوربين کاملا ساکن است و بيننده صورت هاي مخدوش شده را مي بيند، زناني که ‏در اتاقي نشسته اند و داستان شان را روايت مي کنند: يکي با لحني صحبت مي کند که انگار داستانش را براي هزارم ‏تعريف مي کند، يکي همه چيز را با جزئيات توضيح مي دهد، هم سلولي هايي که درباره هم صحبت مي کنند. و شايد ‏همين سادگي روايت است که آن را جالب مي کند. دست اندازي يک مرد به خود آنها يا به دخترانشان، تجاوز، عدم ‏امکان درخواست کمک که بر مي گردد به يک قاعده سنتي که زنان نبايد باعث آبروريزي بشوند. به هر حال همه قتل ها ‏براي دفاع از از خود يا ديگري بوده است که در بسياري از موارد بي نتيجه مانده است. ‏ داستان هايي که در مقابل دوربين شيخ الاسلامي روايت شدند ما را به ياد دلارا دارابي مي اندازند که در سن 22 سالگي ‏به دليل جرمي که معلوم نيست در 17 سالگي مرتکب شده بود، اعدام مي شود.

شيخ الاسلامي درباره دوران بعد از پايان ‏فيلم مي گويد: "بسياري از اين زنان با من دوست شدند و از زندان به من تلفن مي کنند، بعضي از آنان مي خواهند که ‏من به کودکانشان کمک کنم تا به مدرسه بروند. يکي از آنان آزاد شده و کار پيدا کرده است. مادري که شوهرش را به ‏دليل اينکه قصد داشت به دخترش تجاوز کند به قتل رسانده بود، چندي پيش اعدام شد". اين ها داستان هايي معمولي است ‏که دائما تکرار مي شود.‏

منبع: ايل مانيفستو 3 مه‏