شماره مقاله: 4032

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article4032



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

مريم مالك به زندان اوين منتقل شد

سال نكو

محبوبه كرمي

دو شنبه7 اردیبهشت 1388


چند روزی است که بعداز ظهر ها خیلی دلتنگ مادرم می‌شوم ونمی خواهم باور کنم که دیگر او در کنار من نیست .هر وقت خیلی دلگیر می‌شوم سری به ایمیل‌هایم میزنم ویکی یکی دوستانم با من چت می کنند ومرا به آرامش وصبوری دعوت می کنند .

دیروز هم به محض اینکه ایمیل‌هایم را باز کردم متوجه شدم که دو روز پیش مامورین به خانه پدری مریم رفته ومنزل آنان را تفتیش کرده اند در حالیکه مریم آنروز صبح تازه از بیمارستان مرخص شده بود مادرش به او کمک می‌کند که لباسش را بپوشد .مامورین خانه را مورد تفتیش قرار داده وجزوات وسی دی ها وکتاب‌ها وخیلی چیزهای دیگر را با خود می برند وهر چه مریم می‌گوید این وسایل متعلق به خواهرو برادرانم است قبول نمی کنند .آنها حتی داخل یخچال وکابینت‌ها راهم گشته بودند .

یکی از آن‌ها به مادر مریم می گوید اگر بدانی دخترت چه کارها ئی میکند سر او را میبری ومادر مریم محکم واستوار پاسخ می دهد مگر دخترم چه کار کرده است؟ او ودوستانش می‌خواهند این قوانین تبعیض آمیز تغییر کنند .

این آقایان خبر ندارند که ما اعضای کمپین قبل از اینکه فعالیت خود را شروع کنیم خانواده‌هایمان را از تبعیض آمیز بودن این قوانین مطلع کرده وآنها نیز با ما همراه وهم هدف هستند .

به خصوص مادران ما به خوبی میدانند که وجود این قواین تعیض آمیز چه تبعاتی در زندگیشان دارد. مادران ما می‌دانند که اگر زنی در زندگیش احساس امنیت مالی نداشته باشد چه مشکل بزرگی است یا اگر خدای ناکرده همسرش فوت کند نمی تواند ولی فرزندش باشد ویا با اندک مبلغی که از ارث به او میرسد چه مشكلاتي را بايد از سر بگذراند. مادران ما این مشکلات را با تمام وجودشان لمس کرده اند .

آن‌ها هرگز دوست ندارند که دخترانشان مانند آن‌ها قربانی این قوانین تبعیض آمیز شوند .

یکی یکی ایمیل‌ها را نگاه می کردم دیدم مریم باید روز شنبه به پلیس امنیت برود ودوستان سعی میکنند به او آرامش دهند ولی مریم از همه آرام‌تر بود و چه محکم وقوی از اهداف وبرنامه هایش برایمان میگوید ومدام تکرار می‌کند نگران نباشید فردا صبح برای بازجویی به پلیس امنیت می‌روم وچون هیچ کار خطایی نکرده ام مطمئن باشید که همه چیز به خوبی تمام میشود ودر آن میان دیدم پیام کوتاهی هم برایم فرستاد که محبوبه جان نگران من نباش .

آقایان! بدانید که مریم دختری صبور ومقاوم وقانون مدار است وهرگز کار غیر قانونی نمی کند تنها نگرانی او وجود معضلات جامعه است .اگر روزی دخترانتان ازدواج کردند وخدای ناکرده درزندگی با همسرشان دچار مشکل شدند ویا اگر همسران آنها قصد ازدواج مجدد داشتند ،در آن موقعيت دخترانتان به امثال مریم‌ها پناه میبرند ودنبال راه چاره هستند مریم شاید بگوید روزی ما با این قوانین مخالفت میکردیم وخواستار تغییرآنها بودیم اما پدران شما مارا به خاطر همین اهدافمان به زندان میانداختند .

مریم جان مطمئنم که مادرتازه درگذشته ام دعا میکند که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده‌ات بازگردي ومادری از نگرانی رهایی یابد .