|
عیددیدنی دستگیری فعالان جنبش زنان - تفاوت فرهنگ کمپین 1 میلیون امضا با فرهنگ آقایانوبلاگ پویا دو شنبه10 فروردین 1388 وبلاگ پویا- دو سه روزی بود که مطلبی را برای نوشتن در اینجا در ذهن خودم می پروراندم. اما وقتی که خبر دستگیری چند نفر (12 نفر) از فعالان جنبش زنان را خواندم دیدم نمی توانم به جز آن درباره ی چیز دیگری بنویسم. با اینکه وبلاگ من یک وبلاگ خبری نیست و شما دوستان حتما در جاهای دیگر این را خوانده اید. دوستان فعال جنبش زنان می خواسته اند به دید و بازدید نوروزی خانواده ی زهرا بنی یعقوب بروند. همان خانم دکتر جوانی را که به اتهام واهی به ستاد امر به معروف و نهی از منکر بردند و پس از 48 ساعت جسدش را تحویل خانواده دادند. دوستان را که زیر پل سیدخندان جمع می شدند تا دسته جمعی راهی شوند، دستگیر کرده اند و برای زهر چشم گرفتن از آنها و دیگران یکراست به زندان اوین فرستاده اند. چه کسی واجب تر و مهم تر از خانواده ی بنی یعقوب است برای دیداری و درد دلی از طرف آدم هایی که احترام به حقوق آدم ها دغدغه ی اصلی شان است؟ خانواده ای که فرزندشان را کشته اند، قاتل هم رسما تحت حمایت حکومت است و تازه حق هم نداری اعتراضی کنی. اگر همه ی اینها بیدادگری نیست، پس اسمش چیست؟ بجز خانواده ی بنی یعقوب که بی گمان محدودیت های زیادی برای شان گذاشته اند، این بگیر و ببندها برای فشار آوردن روی جنبش زنان است. نسل جدید جنبش زنان ما و بخصوص کمپین 1 میلیون امضا دو ویژگی دارند که با سیاست و فرهنگ حکومت آقایان نمی خواند: حکومت آقایان آدم مستقل را تحمل نمی کند. آقایان، سرسپرده می خواهند، مرید می خواهند، آدم هایی با دست های دراز شده برای گدایی مال و مقام. حرفی هم اگر داری باید اول به جمع خودی ها وارد بشوی. اول باید داخل روابط آقایی و فرمانبری بشوی. این فرهنگ به کلی با فرهنگ کمپین 1 میلیون امضا فرق دارد. کمپین 1 میلیون امضا نمی خواهد محفل مریدان و سرسپرده هایی باشد که حقوق انسان را هر جا که منافع قدرت اقتضا کرد زیر پا بگذارد: حتی زیر نام اصلاح طلبی. اصلاح طلبان واقعی همین فعالان جنبش مدنی و از جمله و بویژه جنبش زنان هستند که با شفافیت و صراحت موارد تبعیض را آشکار می کنند و خواهان تغییرش هستند. حکومت آقایان ارتباط فعالان جنبش مدنی با مردم را هم تحمل نمی کند. این همه تبلیغات رنگارنگ و پر خرج حکومتی، این همه سوء استفاده از باورهای مذهبی مردم برای جا انداختن تبعیض و نابرابری، همه ی این تبلیغات رنگی ندارند وقتی که در میان مردم بحث و گفتگویی باشد، وقتی که مردم درباره ی حقوق شان حرف بزنند و فکر کنند. در نظر آقایان مردم باید توده ی بی شکلی باشند که گوش و چشم شان به صدا و سیما و دستگاه های تبلیغاتی دوخته شده. همه حرف های کلیشه ای بزنند و کلیشه ای فکر کنند. همه مثل هم. با این دستگیری ها، فرهنگ آدم هایی که مدرن فکر می کنند و نمی خواهند تن به پدرسالاری و مریدبازی سنتی بدهند عوض نخواهد شد. فرهنگ این کمپین عوض نخواهد شد. |