|
گزارش دومین روز نشست در اصفهان بررسی چالشهای عمدهتغییر برای برابری در اصفهان يكشنبه9 فروردین 1388 همانگونه که وعده داده بودیم، قسمت دوم مباحث دومین روزاز« نشست فعالان کمپین جمع آوری یک میلیون امضاء دراصفهان » ، آماده مطالعه همه عزیزانی ست که نسبت به چالشهای این کمپین بزرگ بی تفاوت نیستند. برگزار کنندگان و کلیه شرکت کنندگان این نشست امیدوارند با طرح این مباحث ، دری تازه بر روی دیدگاههای مختلف فعالین کمپین گشوده واز این راه به حل چالشهای موجود با تکیه برفرصتهای درونی و بیرونی، یاری رسانند . از نقد سانترالیسم تا آسیب شناسی ارتباطات گروهی در بحث از سانتراليسم دو ديدگاه انتقادي مشخص وجود داشت. ديدگاهي كه تهران و گروه هاي فعال در كمپين اين شهر را مورد انتقاد قرار داده و معتقد بود در نتيجه ساختاربنیان یافته از سانترالیسم موجود درتهران، به عنوان آغازگر كمپين ، دیگر شهرها و فعالان آن ناديده گرفته مي شوند. از ديد فرانك فريد درج مقالات فعالين غير تهراني در سايت هاي اصلي كمپين، بسيار كمرنگ بوده و تلاشي براي رشد فعالين شهرها نمي شود. او ضمن اذعان به وجود فعالين خوش فكر(و نه لزوما خوش فكرتر) در تهران، خواهان نوعي «تبعيض مثبت» در خصوص شهرها بود. مينو كيامان آسيب سانتراليسم موجود را از دو جهت مطرح كرد و معتقد بود: « سانتراليسم موجود، از يكسو شهرهارا در جايگاه اقماري و تابع انديشه هاي مركز می نشاند، از سوي ديگر بي شكلي و نابساماني و اختلافات خود را به آنها منتقل مي كند». او ديدگاه شهرها نسبت به خود، و ديدگاه تهران نسبت به آنها را نادرست، ناقص وپایین دست توصيف كرده، علت انتقال نابساماني، اختلافات و بي شكلي مركز به شهرها و قرار دادن آنها در دسته بندي هاي مختلف در مركز را، همين نگاه ناقص و نادرست دو سویه ، چه شهرها به خود و چه تهران به شهرها، دانست. وي اضافه كرد: «در تهران چنان خودبيني حاكم است كه طرف هاي درگير، مشكلات و اختلافات خود را مشكلات مركز عالم تصور كرده، عملكرد و حرف هاي شهرها را نسبت به آن مي سنجند و قادر نيستند فارغ از چارچوب هاي خود، چه در موقعيت همبستگي كه در اوايل كمپين وجود داشت، و چه در موقعيت اختلافات ، به شهرها بنگرند». سانازمحسن پورفعال کمپین اصفهان نيز ضمن انتقاد از مرکزگرایی ، علاقه فعالان مرکز نشین به تك صدايي، كمرنگ كردن و حتي ناديده گرفتن نظرات شهرها در جريان ميلينگ ليست مربوط به جايزه را، يكي از مصداق هاي خودبيني بيش از حد آنها، به عنوان تنها صداي قابل اعتنا دانست. ميترا ديگر فعال اصفهان نيز گفت: «به نظر مي رسد فعالان تهرانی نیز از يك عدم هماهنگي در اتخاذ تصميمات واحد در رنج هستند. بنابراین لازم است براي حل مشكلات خود، نشستها و ارتباطات بيشتري داشته و نقاط ضعف و اشتراك خود را بررسي كنند». فعالان شيرازنیز معتقد بودند كه، تهران درعملكرد خود بيش ازاینکه بخواهد به شهرها خط بدهد، بر آنها سايه مي اندازد. به اين ترتيب، فعالان با تاكيد بر آسيبهاي سانتراليسم وارد مبحث آسيب شناسي ارتباطات گروهي شده راهكارهاي لازم براي مقابله با آن را دسته بندي كردند. تلاش برای افزایش فعالیت رسانه ای شهرها، افزايش ارتباطات میان آنها از طريق نشست هاي منطقه اي يا كلي، ارتباط گيري هاي فعال به منظور كمك كردن به یکدیگر، فعال شدن شهرها در ابراز نظراتشان درميلينگ ليستها و ... از جمله راهکارهایی بود که همه حاضران درنشست برسرآنها به توافق رسیدند. در پايان مباحث ارائه شده، علي رغم خستگي ناشي از ابراز نظرات مختلف و تلاش براي راهكارهاي قابل وصول و نهايتاً شنيدن انتقادهاي اساسي از يكديگر، همدلي خاصي ميان کنشگران کمپینی ايجاد شد. به نظر می آمد همدلی بدست آمده ناشی از تلاش هریک برای تقویت ، همیاری و حل مسائل درونی موجوددرکمپین وازهمه مهمتر ترک خوردن مبانی سانترالیسم بود که آنهارا امیدوار می ساخت که پس از بازگشت به شهرهایشان برتلاششان بیافزایند. آنها خود را آماده كردند تا پس از صرف ناهاري كه ميزبانان، توسط يكي از مادران كمپيني تهیه كرده بود، براي ادامه مباحث بعد از ظهر و گفتمان درباره فرصتها، به بحث بنشینند. شمارش امضاء ها و اعلام آن ، چا لشی مطرح برای فعالان در بحث دوم چالش - فرصتهای کمپین ، بحث شمارش امضاء ها به عنوان دغدغه قابل طرح ، از سوی فعالین اصفهان مطرح شد . این بحث حول سه محور عمده : 1- ضرورت شمارش جمعی امضاء ها 2- چگونگی شمارش و 3- نحوه اعلام تعداد و تاثیرات بیرونی و درونی ، پیش رفت و هریک از فعالان ، پیرامون این محورها نقطه نظرات خود را مطرح کردند. مینو کیامان از فعالان کمپین اصفهان ضمن طرح بحث ، لزوم شمارش امضاء را مبتنی برحق همه کسانی دانست که یا جمع آوری کننده امضاء ها بوده اند و یا بیانیه را به امید رسیدن به « یک میلیون » ، امضاء کرده اند . او همچنین دربیان ضرورت شمارش و اعلام امضاءها شرح داد که گروه تغییر برای برابری دراصفهان از مهرماه سالجاری تصمیم داشت در پایان فصل ، شمارش امضاهای خود را اعلام کند اما به دلیل نگرانی ازعدم همسویی با کلیت کمپین ، ترجیح داد درجریان یک تصمیم گیری عمومی میان همه فعالین ، به نتیجه برسد . او ضمن اشاره به صحبتهای خانم مهرانگیز کار فعال حقوق زنان ، مبنی برضرورت صداقت کمپین برای اعلام تعداد امضاء های جمع آوری شده گفت : وقت آن رسیده است که این موضوع به بحث گذاشته و درباره اش تصمیم گیری شود . رودابه امیدیان فعال دیگر اصفهان نیزبا تاکید بر ضرورت شمارش و اعلام تعداد امضاء ها گفت : بارها درمیان مردم با این پرسش همیشگی مواجه شده ام که چقدر امضاء تا حالا جمع شده و بسیاری نیز گفته اند چگونه است که کمپین با همه صراحت و شفافیت عمل ، دراین زمینه شفاف برخورد نمی کند ؟ فرانک فرید فعال آذربایجان نیز درپاسخ به جلوه جواهری که پرسید آیا شمارش امضاء ها اسا ساٌ دغدغه همه فعالین هست ، گفت : «حتی اگراین دغدغه یک یا دوشهرهم باشد ، قابل طرح است و آنها حق دارند بدانند چه تعداد امضا جمع آوری شده ». فاطمه مسجدی فعال کمپین درقم در این زمینه گفت:« ماتا کنون همه امضاهایی که جمع کرده ایم به افراد مختلف از شهر تهران داده ایم و قطعاٌ اعلام شماره آن باعث دلگرمی بیشتر بچه هایی که امضا جمع آوری می کنند خواهد بود، آنها همیشه از من می پرسند نهایتا چقدر امضاء جمع شده ». کاوه مظفری نیزبا تاکید برضرورت شمارش امضاء ها براساس خواست جمعی گفت : « بهتر است ميان دو موضوع 1. نحوه تجميع آمار امضاءهاي گروه هاي مختلف و 2. چگونگي اعلام عمومي نتايج اين آمار، تفكيك قائل شويم » . پرستو الهیاری فعال دیگر تهران ، از کمیته داوطلبان گفت : شاید بهترین کار برای کم کردن دغدغه ها این روش ساده باشد که هرچند مدت یکبار، مثلا هر سه یا شش ماه ، همه فعالین ، چه شهرها و چه گروهها ، تعداد امضاء های خودرا به کمیته مستند سازی گزارش کنند واز مستند سازی نیز بخواهند تعداد امضاء های جمع آوری شده را به آنها گزارش دهد . سانازمحسن پوراز فعالان کمپین اصفهان نیزگفت : به نظر من حداقل فعالان از تعداد آن خبر داشته باشند . مثلا ما زمانیکه امضاهایمان را به تهران میدادیم حتی از روی برگه ها کپی نمی گرفتیم و درحال حاضر هیچ آماری از امضاهای تحویلی نداریم . فاطمه مسجدی پیشنهاد کرد همه گروههای فعال درشهرها ، از کمیته مستند سازی بخواهند که شمارش را اعلام کند و گفت به نظرم تا به حال از دوستان تهران خواسته نشده که اعلام تعداد کنند ، وگرنه حتما آنها اعلام میکردند. او در ادامه پیشنهاد خود تاکید کرد که گروههای مختلف کمپین ، نه بصورت فردی ، بلکه در قالب گروههای خود، تصمیم بگیرند مثلا هفته آینده ، به کمیته مستند سازی ایمیل زده ودرخواست کنند تعداد امضاهای جمع اوری شده خود را اعلام کند . او همچنین گفت: «باید فرصتی به همه گروهها داده شود تا کلیه امضاهای جمع شده را به کمیته مستند سازی تحویل بدهند و سپس در مرحله دوم، امضاءها شمارش و اعلام شود ». پرستوالهیاری نیز پیشنهاد کرد که یک ایمیل دسته جمعی زده شود که درآن ایمیل گروههای مختلف از جمله کمیته مستند سازی و بقیه هم باشد ، با این مضمون که مثلا کمیته مستند سازی، برای اینکه ما یک تصویری از امضاهای جمع آوری شده داشته باشیم ، گزارشی از تعدادامضاءها وبه تفكيك تعداد مختص به هر شهررا اعلام كنند. او تاکید کرد که کمیته مستند سازی تنها جمع آوری کننده امضاهاست و نه تصميم گيرنده در مورد اعلام و يا عدم اعلام تعداد آنها به صورت عمومي . پس تنها درهمین زمینه هم پاسخگوست و علت وجودی آنهم همین بوده است ، بنابراين اگر شبههاي و يا چالشي هم در مورد تصميم گيري در اعلام تعداد امضاها وجود دارد، به روند كاري و يا تصميم گيري كميته مستند سازي باز نمی گردد و جزء مواردي است كه هميشه در كل كمپين مطرح بوده است. فرانک فرید نیز ضمن اشاره به تشتتی که بنوعی در میان گروههای فعال کمپین تهران وجود دارد گفت:«ممکن است این تشتت به سایر گروهها ، در شهرها نیز تسری یابد . پس شاید بهتر باشد اول تصمیم بگیریم که بااین امضاء ها چه می خواهیم بکنیم و بعد هرگروه و هر شهر ، امضاهای خود را اعلام کند». او همچنین تاکید داشت که حتی می توان از بحث شمارش امضا ها ، بعنوان عاملی برای برون رفت از انفعال موجود و افتی که به نظر میرسد کمپین را فرا گرفته ، استفاده کرد و گفت:«شاید عنوان کردن یک میلیون امضا غیر واقع بینانه بود ولی به نظر می رسد جو موجود مهمترین مانع جمع آوری امضاهای بیشتر بوده و میتوان برای جلوگیری از فرسایشی شدن کار با همین تعداد امضا هم وارد عمل شد و در عین حال به گرفتن امضا هم ادامه داد ». مینوکیامان در طرح این مسئله که همه امضاء ها به کمیته مستند سازی گزارش و این کمیته متولی این حرکت باشد ، پیشنهاد داد کمیته ای متشکل از کلیه گروههای فعال کمپین ، که شهرها را نیز دربر گیرد ، برای این کار ایجاد شودو گزارشی از تعداد امضاءهای گروههای مختلف بگیرد . چراکه ممکن است هر شهری یا هر گروهی ، بطور مستقل ، مستند سازی برای خود داشته باشد . بنا براین نمی توان کمیته مستند سازی تهران را متولی و البته تنها متولی این کار دانست حتی اگر امضاهای زیادی به آن سرازیر شده باشد . در پایان بحث شمارش امضاها ، به نظر می آمد گروههای مختلف شرکت کننده بر ضرورت شمارش تعداد امضاء های جمع شده و اعلام آن، بعنوان روندی مثبت در کمپین به توافق دست یافته اند . آنها همچنین با «استعلام جمعی» از همه گروههای جمع آوری کننده برای اعلام امضاهای جمع شده شان و تعداد آنها ، موافقت کردند. اماپاسخ به این پرسش که با امضاهای شمارش شده چه خواهند کرد و چه اهدافی را دنبال خواهند کرد ، همچنان مبهم ماند و گفتگو درباره این پرسش مهم که روش هاي كار، بعداز شمارش امضاء هاچه خواهد بود ، به پس از«تجميع و اعلام تعداد امضاء ها» موکول شد. |