|
جایگاه و نقش روسپیان درآمدی بر روسپیگری در دوران صفویهاثر پنج شنبه20 فروردین 1388
نوشته پیش رو جایگاه و موقعیت زنان روسپی و چگونگی زندگی آنها را در دوره صفویه بررسی می کند.اهمیت دوره صفویه بدلیل تشکیل اولین حکومت متحد شیعی روشن است، اما جایگاه روسپیان در این جامعه ،چگونگی امرار معاش و رابطه دستگاه حاکمه با آنها از جمله سوالاتی ست که درمطالعه تاریخ به ذهن خطور می کند و نوشته حاضر می کوشد پاسخ چنین سوالاتی را از درون سفر نامه ها و سیاحت نامه ها بیابد . از مشکلات چنین مطالعه ای، نبود مطالب کافی درسفرنامه ها در رابطه با این موضوع است، به همین دلیل، منابع، با توجه به حجم مقاله ، بسیار می نماید.
اسناد به جا مانده نشان می دهد که روسپیان مورد حمایت شاه و مأموران دولتی بودند، زیرا مجلس گرمی و عامل کسب سود و منفعت دربار محسوب می شدند. سیاح معروف، نمونه ای از هنرنمایی این زنان را در میهمانی ها شرح می دهد: " درسال 1637 هنگامی که هلشتاین (سفیر فرانسه دردرباره شاه صفی) به قزوین قدم گذاشت، درپانصد متری شهر، پانزده زن جوان با البسه و تزئینانت فراوان که از طلا و نقره ساخته شده بود، به پیشواز سفیر آمدند ...آنها به خواندن و نواختن موسیقی مشغول بودند و تا نزدیکی شهر میهمانان را بدرقه کردند... معمولا در تمام میهمانیهای مجلل وپذیرائیهای رسمی از رقاصان دعوت می شود و آنها با ساز و آوازهای خود ونقشهایی که ایفا می کنند صحنه های عشقی را نمایش می دهند.2 اولئاریوس در خاطرات سفرش به ایران نوشته است :" همیشه د رضیافت ها و میهمانی های دربار از فواحش استفاده می شد و آنها را در اختیار میهمانانی که میل داشتند قرار می دادند. شاه (صفی) عده ای از این زنان را در استخدام خود داشت که در مواقع لازم باید در خدمت حاضر می شدند ، ولی او از این زنان بیشتر برای رقصیدن و به هیجان درآوردن استفاده می کرد ، به همین دلیل آنها باید علاوه بر زیبایی، در رقص و هنرنمایی هایی از این قبیل مهارت داشته و آموزش دیده باشند. شاه (صفی) حتی درجنگها هم این زنان را با اردوی خود می برد.3
محله روسپیان
با وجود آنکه این زنان مورد حمایت شاه و درباریان و حتی برخی از مردان بودند، اما مردم از پذیرفتن آنها در همسایگی شان خودداری می کردند، بنابراین آنها نیز به طور دسته جمعی محله ای را به گروه خود اختصاص می دادند ، در این محله ها به دستور دستگاه حاکمه خانه هایی بنام خیل(روسپی خانه) ساخته شد که محل باده گساری و تفریح مردان بود. در گذشته به محلی که روسپیان درآنجا مستقر بودند، به اصطلاح خرابات نهادن می گفتند، به معنای فاحشه نشاندن؛5 دررستم التواریخ آمده که روسپی خانه به دستور خود شاه برای تفریح مردان ساخته شد: " شاه از روی مصلحت ملکی به جهت می گساران و باده کشان بنا نمودند و آن محله را جایگاه فواحش و شاهدان دلکش... قرار دادند و نامش را خیل گذاشتند . پنج یا شش هزار زن زیبا ... در آن خیل زندگی می کردند . از معروفترین آنها زنی بنام ملافاطمه بود "از آن جمله ملافاطمه مذکور زنی بود میانه بالا به قدر بیست هزار بیت از منتخبات اشعار شعرای قدیم و جدید از حفظ بود که در هر مجلسی آن را به مناسبت و موافقت با آواز و دف و... می خواند.7 شاردن در توصیف محله روسپیان می نویسد "این محله از سه کوچه و هفت باب کاروانسرای بزرگ بنام کاروانسرای برهنگان تشکیل شده است، زنان روسپی را برهنه می نامند. تمام این منطقه مرکز این پیشه به شمار می رود.8
مالیات گرفتن از روسپیان
در عهد صفوی روسپیگری پیشه ای رسمی محسوب می شد به اندازه ای که مشمول قانون مالیات نیز می شد ، جالب آنکه مالیات به میزان زیبایی تغییر می کرد! این زنان بر حسب قیمتشان نام گذاری می شوند. مثلا دوازده تومانی یا دو تومانی ؛آنها به مقدار پولی که برای هر ملاقات می گیرند نامیده می شوند، مثلا می گویند فلانی زن ده تومانی یا پنج تومانی است. و اینکه دراصفهان هیچ روسپی ای کمتر از یک تومان نمی گیرد.11
فعالیت مذهبی
از مواردجالب دیگر درباره این زنان فعالیت مذهبی شان است .دن گارسیا نحوه حضور این زنان را در مراسم عزاداری اینگونه شرح می دهد: این زنها از زنان دیگر کمی آزادترند بسیار خوش و خوش مشربند و مانند زنان دیگر، روسری سیاه بر سر نمی اندازند بلکه به عنوان پوشش پارچه نازک ابریشمی زربافتی بکار می برند که سرو صورت و اندامشان را می پوشاند،اما بدن نماست؛ در صحن مسجد رواقهای باریکی است که به زنان پیشه وران و بنکداران و قسمتی از طارمی ها به روسپی ها تعلق دارد که معمولا به روسپیان احترام بیشتری می گذارند ، زیرا شاه از آنها سود کسب می کند"
مجازات
با وجود همه حمایتها و قوانین رسمی وضع شده ، گاهی بنابر مصلحتهای خاص (مثلا روسپی ای بدلیل نپرداختن مالیات تحت حمایت ماموران دولتی نبود و یا بسیار انگشت نماشدن یکی از زنان) برخی روسپی ها مجازات می شدند. گفته می شود وقتی می خواستند روسپی ای را در ملأعام مجازات کنند، سرش را می تراشیدند و او را وارونه سوار خر کرده، درشهر می گرداندند." در سال 1298 ه. ق فاحشه معروفی را که با یک انگلیسی همبستر شده بود در یک گونی قرار دادند سرش را بستند و د ملاعام با چوب کتک زدند"13
پی نوشت
2-شاردن، جلد 7 3-سفرنامه اولئاریوس،648 4-سفرنامه دن گارسیا،308 5-راوندی، 1368، 471 6-همان،472 7-رستم الحکما،340 8-شاردن،195 9-راوندی،491 10-پارسادوست،621 11-راوندی،490 12-دن گارسیا،313 13-طب د ردوره صفویه ،239
۲-راوندی،مرتضی(1368). تاریخ اجتماعی ایران، جلد سوم (تهران:انتشارات آگاه) ۳-شاردن(1345).سیاحت نامه،ترجمه محمد عباسی(تهران:امیرکبیر،جلد هفتم) ۴-رستم الحکما،محمدهاشم(1352). رستم التواریخ(تهران،چاپخانه سپهر) ۵-پارسادوست،منوچهر(1375) شاه اسماعیل اول(تهران ) ۶-آدام،اولئاریوس(1379).سفرنامه،ترجمه حسین کردبچه(تهران:هیرمند) ۷- (1357) . طب در دوره صفویه، ترجمه محسن جاویدان(تهران) — —
دیگر آثار رویا فتح اله زاده در اثر۰۰۰ |