|
ویژه 8 مارس نقد فمینیستیادوار نیوز يكشنبه18 اسفند 1387 میگان موریس می گوید "فمینیسم مجموعه ای موضوع و شویه اثبات شده، نوعی کد گذاری صریح نیست که انسان بتواند با آن علایق و اهدافش را بسنجد." نقد هم همین طور. بنابراین از نقد فمینیستی به طور کلی حرف زدن بدون توضیح و شرح جزییات چیزی دستگیر آدم نمی کند. خیلی ها هم می گویند فمینیست هستند یا نیستند، اما واقعا نمی شود فهمید منظورشان چیست. به نظر من نقد فمینیستی یک جور دفاعیه است، دفاعیه زن ها از خودشان و از حقوق شان. خیلی از مسائل و حقوق مرتبط با زنان در طول این قرن اخیر تدریجا به مرکز صحنه آمده، همین طور هم مسائل و حقوق مرتبط با کودکان، جوانان، محیط زیست، و زندگی ما در این کره خاکی و حیات خود این کره. البته باید روی یک فرق بسیار بزرگ بین مسائل و حقوق زنان با بقیه تاکید کرد و آن هم نقش فعالی است که خود زنان در این به مرکز صحنه آمدن داشته اند و دارند. این یک فرق اساسی با بیشتر موارد دیگر است، مانند کودکان، محیط زیست و... و زن ها در ایران برای این مسئله بیشتر از همه سرزنش شده اند و می شوند. همین دفاع از حقوق زنان از سوی خود زنان باعث یک دنیا سوء تفاهم شده. نقد فمینیستی به نظرم در ضمن شرح و توضیح در این باره هم هست. و ضمنا ضد پوزتیویستی است، آن هم در جامعه ای که دیدگاه غالب پوزیتویستی است. یک دیدگاه پوزیتیویستی که همچنان می خواهد تظاهر کند به چیزهایی که واقعیت ندارند. لزوما همه اش هم ماافیزیکی نیست، واقعا هم بخش عمده اش تا حد مضحک و تلخی بسیار مادی و عینی و زمینی است. نمی خواهم خیلی وارد این بحث بشوم. واقعا هم دیگر این قضیه مضحک شده که هرکسی چیزی در این کشور علیه فمینیسم می نویسد بیشتر حرفش این است که ما باید بدانیم و آگاه باشیم که فمینیسم در غرب دردسر ساز بوده و همه چیز غرب هم خوب نیست و ما نباید فکر کنیم به غلط که همه چیز غرب خوب است و نباید کورکورانه دنبال غرب برویم و... حالا در این وضع واقعا چیزی که خیلی کمک می کند نقدهای بیشمار و از همه زوایاست و از جمله نقد فمینیستی. با وجود چنین تنوعی بدیهی است که انتظار داریم انواع ادبیات را تولید کند و عرصه ادبیات را رنگارنگ کند. تا حدی هم این طور شده. ما قبلا نه تنها از زاویه زنانه نگاه های زیادی نداشتیم . البته دانشور، ترقی، امیرشاهی، بهرامی و ... بودند. اما در آن دوره حدودا قبل از انقلاب فقط دانشور واقعا جدی گرفته می شد، آن هم یا می گفتند آل احمد موثر بوده ، یا این که مثلا نقدها در مورد سووشون حاکی از این بود که این زن خانم دانشور آن زنی نیست که باید باشد! غیر از آن، این همه هم نویسنده زن و حتی مرد از قشرهای مختلف نداشتیم. اگر هم بودند تا نویسنده می شدند باید وارد طبقه روشنفکر آن دوره که همه بورژوا بودند می شذنذ. هنوز هم در این زوینه کمبود داریم، یعنی در ایران همه اقشار جامعه ادبیات خودشان را تولید نمی کنند. اما به یمن حضور زنان تتنوع زیاد شده است. حالا دیگر به نظرم همه پذیرفته ایم که نویسنده لزوما نباید مطلبق با کلیشه های معینی باشد. به یمن حضور زنان اتفاقات خوب دیگری هم افتاده که می ماند بحث شان برای بعد. مطالعات فمینیستی در ایران هنوز بیشتر شفاهی است تا کتبی. یا شکل های نزدیک تر به شفاهی. و آن قدر هست که در سطح جامعه تاثیرگذار باشد. یک دلیلش هم این است که این مطالعات در جامعه ما عمدتا نه از بالا به دیگران نگاه می کند و نه در پی خواب و خیال است. در واقع مسائل جدی مانند سنگسار، سرپرستی فرزندان، شهادت و دیه و جداسازی به وجودش آورده اند و تا این ها هست این مطالعات هر چقدر هم که بند و بسط بهش بزنند و سانسور و تحریمش کنند پا برجا خواهد بود. کسانی که خیلی ناراحت اند از رشد این مطالعات باید فکری به حال این قوانین سرکوبگر بکنند، وگرنه تا ظلم به زنان هست، فمینیسم و مطالعات فمینیستی هم هست. |