شماره مقاله: 3763

مسیر:
صفحه اول > تریبون > گزارش كمپين

لینک مستقیم:
/spip.php?article3763



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

گزارشی از پنجاه و سومین نشست کمیسیون مقام زن در سازمان ملل برای دوستان کمپینی ام/1

یک صدا علیه درد و رنج زنان و دختران : تشکیل کمپین " متحد برضد خشونت علیه زنان"

خدیجه مقدم

يكشنبه18 اسفند 1387


تغییر برای برابری : دوم ماه مارس 2009 است. برف سنگینی خیابان های نیویورک را سفیدپوش کرده . شال و کلاه می کنیم در هوای بسیار سرد برای ثبت نام شرکت در کمیسیون مقام زن، به زنان جوان و میانسال و حتی کهنسالی که زودتر از ما آمده و در مقابل دفتر سازمان ملل به صف ایستاده اند می پیوندیم.

سرما تا مغز استخوانمان نفوذ می کند. ولی خوشحالیم که در کنار سایر زنان دنیا ایستاده ایم و می خواهیم از برنامه های کمیسیون با موضوع "مسئولیتهای مشترک زنان و مردان ار جمله در مراقبتهای مربوط به ایدز" استفاده کنیم.
در ورودی ساختمان سازمان ملل ساعت 8 صبح باز می شود. تعداد زیادی که معلوم نیست که چه ساعتی خودشان را به محل رسانده اند جلوتر از ما ایستاده اند. به سرعت پشت سر ما صف طویلی تشکیل می شود. هر وقت به پشت سرم نگاه می کنم خوشحال می شوم که زودتر از شر سرما خلاص خواهم شد.

با چه مکافاتی خودم را به اینجا رسانده ام. با گرفتاری های غیرمترقبه و ناعادلانه و عجیب و غریب، دو سفر برای گرفتن ویزای امریکا، گرفتن ویزای ترانزیت برگشت، گرفتن بلیط و از همه بدتر سوال و جواب ها و انگشت نگاری های متعدد در فرودگاه نیویورک!

با خود فکر می کنم که این همه مشقت برای شرکت در یک نشست ارزشش را دارد؟

بالاخره صف جلو می رود. وارد حیاط سازمان ملل می شویم. در همان شلوغی و برفی که روی سرمان می ریزد تفنگی را می بینم که هنرمندی لوله آن را گره زده است. این شاهکار هنری خستگی را از تنم بیرون می کند. دنبال سر در سازمان ملل می گردم که شنیده ام نوشته شده "بنی آدم اعضای یکد یگرند" ولی چیزی نمی بینم. شاید چشمانم از شدت سرما خوب نمی بیند. وارد می شویم پلیس های سازمن ملل خیلی جدی ما را تفتیش می کنند. حتی ساعت مچی ام را هم باید داخل سبد بگذارم تا از دستگاه عبور کند. البته این تفتیش شامل همه است خودی و غیر خودی ندارد و مثل حفاظت فرودگاه نیست. دعوت نامه و پاسپورت را نشان می دهیم. چک می کنند. فرمی را پر می کنیم. عکس فوری می گیرند و کارت عبور صادر می شود. سه ساعت و پانزده دقیقه در صف می ایستیم تا کارت ورود صادر شود. صف به کندی پیش می رود ولی از همان ابتدا انتقال تجربه ها شروع می شود. فمینیست های قدیمی و باتجربه کشورهای دیگر را می بینم که هیچ انتظار ندارند که جلوتر از دیگران باشند و با صبوری خاصی انتظار می کشند. زنی اهل تایلند کنار ماست. سر صحبت را باز می کند وقتی می فهمد ما ایرانی هستیم لپ تاپش را باز می کند و یک عکس دسته جمعی از شیرین عبادی نشان می دهد که در دفتر وکالت خود با عده ای ایستاده اند. تصویر خودم را در عکس نشانش می دهم که کنار خانم عبادی ایستاده ام، هیجان زده می شود و مرا می بوسد. همه با هم صحبت می کنند. از خودشان از فعالیت هایشان از برنامه هایی که اجر اخواهند کرد و برگه های رنگارنگ معرفی برنامه ها رد و بدل می شود.

وارد راهروی اصلی مقر سازمان ملل می شویم. تابلو فرشهای ابریشمی و زیبا از تصاویر دبیران کل سازمان ملل به چشم می خورد. یکی می گوید اینها را آقای خاتمی به سازمان ملل هدیه کرده. یکباره حس غربت در وجودم از بین می رود و احساس می کنم سازمان ملل متعلق به ما هم هست. برنامه ها را قبلا کپی کرده ایم ولی نمی دانیم کجا برویم و از چه برنامه ای استفاده کنیم به همه جا سرک می کشیم . در بخش غیر دولتی های سالن اصلی کنفرانس روی صندلی ها خستگی در می کنیم.

از هر کشور عضو سازمان ملل یک گروه دولتی و یک گروه غیر دولتی آمده اند. نشست های همزمان گروههای غیر دولتی در ساختمان دیگری برگزار می شود. دقیقا تعداد شرکت کنندگان را نمی دانم. فقط می گویند هزاران نفر هستند و البته امسال بخاطر بحران اقتصادی جهانی تعداد شرکت کنندگان کمتر است.

نشست ما روز 4 مارس از ساعت 10 تا 12 صبح برگزار می شود. و همانطور که در خبرها خوانده اید شش نفر در مورد 6 موضوع صحبت می کنند و بسیار مورد توجه قرار می گیرند. سالن پر از جمعیت است. عده ای ایستاده و عده ای روی زمین نشسته اند. می توانم بگویم برنامه با موفقیت انجام می شود.

دانیلا کلمبو فمینست برجسته ایتالیایی گرداننده پنل است. او مدیر انجمن ایتالیایی زنان در توسعه (آیدوس) و میزبان ماست. دانیلا عاشق ایران است و دوستان هنرمند بسیاری در ایران دارد. و در زمینه مسائل زنان و حقوق باروری در ایران سالها کارهای آموزشی انجام داده است. دانیلا ابتدا در باره فعالیتهای آیدوس در ایران توضیح و سپس شرکت کنندگان در پانل را معرفی می کند .

سوسن طهماسبی در مورد کمپین صحبت می کند و فیلم کمپین نمایش داده می شود و نمی دانید که چه مسلط و شیرین به زبان انگلیسی حرف می زند. خانم فرهنگ خواه در مورد آسیب پذیری زنان در مقابل ایدز سخنرانی می کند ودر باره کارهایی را که در ایران انجام شده می گوید. آسیه امینی با همه جوانی اش مانند حقوقدانی کهنه کار در مورد سنگسار صحبت می کند. و پروین بختیار نژاد در مورد تحقیقی که در زمینه قتل های ناموسی انجام داده می گوید. و هر کس که فارسی هم نداند عمق فاجعه را از آهنگ صدای رنج دیده او متوجه می شود. شهلا اختری در مورد تشکل های غیر دولتی در ایران و رابطه آنها با سازمان ملل و من هم در مورد ضرورت توانمند سازی اقتصادی زنان و چالش های پیش رو صحبت می کنم. در ادامه یکی از طرحهایی را که برای توانمند سازی زنان اجرا کرده ام با تصویر نشان می دهم که چطور زنان با کمترین امکانات بسرعت تغییر می کنند. وبرخی از چالش های پیش رو را که تسلط فرهنگ پدرسالار وقوانین تبعیض آمیز، و ضعف مدیریت و برنامه ریزی در کشور است ، عنوان می کنم.

نکته جالب این که یک هئیت دولتی از ایران آمده است که هر وقت ما با آنها روبرو می شویم خوشحالی مان را از حضورشان نشان می دهیم ولی مثل اینکه آنها از حضور ما خوشحال نیستند. و برای شنیدن حرف های ما هم در برنامه حضور نداشتند. حتی وقتی من پیغام دادم که نشست مشترکی با هم داشته باشیم تا حداقل حرفهای ما را فقط بشنوند نه اینکه بپذیرند، به بهانه های مختلف سر باز زدند.

وقتی می بینم بین سازمانهای غیر دولتی بیشتر کشورها با هئیت های دولتی شان چه رابطه دوستانه ای برغم انتقاد های شدیدی که به به هم دارند برقرار است حسرت می خورم.

مراسم روز جهانی زن 8 مارس با حضور آقای بانکی مون برگزار شد. سالن مملو از جمعیت بود. دولتی ها و غیر دولتی ها این بار در جایگاههای جداگانه ننشسته بودند و همه در کنار هم به سخنان نمایندگان مختلف گوش می دادند.
من انتظار داشتم که حداقل یک برنامه موسیقی اجرا شود. ولی خشونت علیه زنان چنان بیداد می کند که چاره ای برای دبیر کل سازمان ملل متحد و سایر پانلیسیت های دولتی و غیر دولتی باقی نگذاشته بود جز اینکه همه یک صدا از رنج و درد خشونتی بگویند که علیه زنان و دختران در سراسر جهان چه آشکار و چه پنهان در جریان است اما زیباترین کلام آنجایی بود که این درد و رنج به کمپین " متحد برضد خشونت علیه زنان" در این روز تبدیل شد.