شماره مقاله: 370

مسیر:
صفحه اول > تریبون > مقالات

لینک مستقیم:
/spip.php?article370



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

کمپین یک میلیون امضا برای رفع «فرهنگ»های تبعیض آمیز

ایمان بهبودی

جمعه13 بهمن 1385


مجموعه‎ قوانين موجود در ايران، زنان را جنس دوم قلمداد كرده و بر آنان تبعيض روا می دارد، آن هم در جامعه ای که بيش از 60 درصد از پذيرفته‎شدگان دانشگاه‎ها را زنان تشكيل می‎دهند. در بسياري از جوامع اعتقاد بر آن است كه قانون بايد يک پله از فرهنگ بالاتر باشد تا بتواند فرهنگ جامعه را تعالي بخشد اما قوانين در ايران از فرهنگ و موقعيت زنان عقب‎تر است.

طبق قانون يک دختر در سن نه سالگي مسئوليت کامل کيفري دارد و اگر مرتکب جرمي شود که مجازات آن اعدام است دادگاه مي‎تواند او را به اعدام محكوم ‎كند. اگر زن و مردي در خيابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند طبق قانون خسارتي که به زن مي دهند نصف خسارت مرد است. اگر حادثه‎اي جلوي چشم زن و مردي اتفاق بيافتد طبق قانون ...

درست است که قانون آن طور که باید نیست و در مواردی نقاط ضعفی دارد و در نتیجه آن شرایطی به وجود می آید که باعث به وجود آمدن نوعی تبعیض بر پایه جنسیت در اجتماع می شود و این قانون است که باید فرهنگ ساز باشد و نه بلعکس اما جای صحبت دیگری نیز وجود دارد.

کمپین یک کار جمعی است, کاری که در نتیجه آن همه خواستار فراهم آمدن شرایطی هستند که اجتماع را تا حد نسبتا مطلوبی دگرگون سازد. ولی آیا فقط تغییر یک قانون کافیست ؟

مسلما اینطور نخواهد بود. درست است که در این صورت حداقل کسی نمی تواند از لحاظ قانونی تبعیضی روا دارد، ولی صرف اصلاح قوانین چنین نتیجه ای در بر نخواهد داشت. و این دلیل نوشتن این مقاله است . در کار کمپین روش کوچه به کوچه و صحبت کردن با مردم کوچه و بازار روشی کاملا صحیح و نتیجه بخش خواهد بود ولی جای یک نکته بسیار مهم باقی می ماند، زمانی که یک نفر در حال جمع کردن امضا است نباید از اصل هدف اصلی خویش غافل شود و باید این موضوع را ملکه ذهنش کند که تغییر قوانین تنها کمک بخش ( البته هر چند قوی ) هستند و تا وقتی که تفکر توده مردم عوض نشده باشد، وجود یک قانون پسندیده تاثیر گزار نخواهد بود. بیایید با خودمان بیندیشیم.

در ادامه اسم کمپین آمده است: " برای تغییر قوانین تبعیض آمیز " ، مسلما همه ما جدای از این که ترجیح می دهیم قوانین تبعیض آمیز عوض شوند باید حداکثر تلاش خود را برای تغییر فرهنگ جامعه انجام بدهیم، برای جمع آوری امضا هیچ وقت دیر نیست ولی تغییر فرهنگ جامعه پدیده ای اولویت مندتر است. اگر فکرش را بکنید، در یک آینده ایده آل که مردم اندیشیدن درباره رفتار روزمره شان را آموخته اند، در آینده ای که جامعه به یک دختر همان طور نگاه می کند که به یک پسر، و همان توقعات و انتظاراتی را که از یک مرد دارد از یک زن دارد، دیگر آنوقت اگر بخواهیم برای رفع قوانین تبعیض آمیز یک میلیون امضا جمع آوری کنیم به جرات می توان گفت که این طرح یک روز بیشتر طول نخواهد کشید .

پس هر فردی که امضا جمع می کند باید عهده دار رسالتی بزرگ تر از قانع کردن یک انسان برای امضای بیانیه باشد. او باید سعی کند که طرف مقابل خود را به نوعی تحول و دگرگونی رهنمون دهد تا آنوقت فقط یک امضا یه امضا های کمپین اضافه نشده باشد، بلکه یک انسان متحول به خانواده بزرگ کمپین پیوسته باشد. در این صورت است که ارزش واقعی کار نمایان می شود. و این گونه اگر هر کسی که فعال است فقط هر روز یک نفر را رهنمون دهد مسلما برای کمپین بهتر خواهد بود تا این که 100 امضای بدون پشتوانه اجتماعی جمع کند.

اگر قانون عوض شود ولی فرهنگ نه، رسیدن به برابری خیلی سخت تر خواهد بود. به عنوان مثال حتی با این که قانون سهم ارثی ( هر چند اندک ) برای زن و دختر معین نموده است ولی در بعضی مناطق ایران دختران و زنان از ارث محرومند و مثال های فراوان دیگری که ثابت می کنند در ایران فرهنگ گاهی حتی فراقانونی عمل می کند. و یا در شهر های بزرگ نیز شاید از میان همان کسانی که بیانیه را امضا کرده اند در میان خانواده نوعی تبعیض قابل لمس بین فرزندان دختر و پسرشان بروز دهند.

خلاصه این که کمپین یک حرکت کاملا آرام است و باید همچنان قانونمند پیش رود تا زمانی که یک میلیون امضا برای تغییر بعضی از بخشهای تبعیض آور قانون جمع شود، البته یک میلیون امضا که هر کدام از امضا کنندگان آن هر وقت در شرایط ملزومی قرار گرفتند بتوانند از تمامیت و هدف کمپین دفاع کنند. هنگامی که یک میلیون امضا جمع شد، آنوقت آن امضاها به مسئولان مربوطه ارائه شود تا به امید پروردگار آن بخش از قوانینی که تبعیض جنسیتی ایجاد می نمایند اصلاح شوند. ولی کمپین نباید تمام شود، کمپین باید برای همیشه زنده بماند تا زمانی که فرهنگ جامعه را عوض کند. کمپین باید تا جایی پیش رود که از آن روز به بعد تبعیض جنسیتی را فقط در خاطرات و مثال های کتابها مشاهد کنیم و بس .

به امید آن روز