شماره مقاله: 365

مسیر:
صفحه اول > همراهان > نامه های شما

لینک مستقیم:
/spip.php?article365



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

دیگرخواهی مادرانه / بيژن موسيوند

يكشنبه22 بهمن 1385


نهایت دیگرخواهی وایثار یک انسان برای دیگری، درزیست مادرانه متبلورو متجلی است.گرچه در عشق نیز دیگرخواهی بالایی وجود دارد،اما سطح وسنخ دیگرخواهی مادرانه متفاوت ازسطح وسنخ دیگرخواهی عاشقانه است.عاشق هرچقدر هم که در معشوق مستغرق شود درنهایت او را برای زیست بهینه خود می‌خواهد و بود او را بر نبود خود ترجیح نمی‌دهد،اما دیگر خواهی مادرانه از این فراتر می‌رود، مادر حاضر می‌شود خود را فدای فرزندش کند.عموم مادران فردیت و تشخص خود را فراموش می‌کنندو کل هستی‌شان راصرف و وقف فرزند یا فرزندانش می‌کنند وآسایش وخوشبختی آن‌هارا آسایش وخوشبختی خود قلمداد می‌کنند.

حال سئوال مهم ومسئله اساسی این‌است که آیا این دیگرخواهی مفرط سبب نمی‌شود که مادران امیال، خواسته‌ها وتفردو تشخص خودرانادیده گرفته وسرکوب کنند و از من انسانی خود غافل شوند.سئوال دیگر این است که دیگرخواهی مفرط مادرانه ریشه درطبیعت زنان دارد وذاتی است یاامری تاریخی وتربیتی است.

من براین باورم که نه تنها دیگرخواهی مادرانه بلکه کل رفتارهای خودآگاه وناخودآگاه آدمیان تربیتی وتاریخی هستند واعتقادی به امور فطری در رفتار انسانی ندارم و همچنین ذات‌گرانبوده و خصوصیات هیچ چیزی را به ذاتی بودن ارجاع نمی‌دهم. براین اساس ضمن احترام فروان به دیگرخواهی مادرانه، معتقدم که مادران باید شخصیت وفردیت خودرا فدای پرورش وآسایش فرزندانشان نکنند وحق طبیعی‌شان است که همانند مردان درجهت برآوردن تمایلات وخواست‌های فردی‌‌شان تلاش کنند.

نظرشما چیست؟