|
گفتگو با دکتر مرفوعه تختخوتجاوه ؛ از پیشروان با سابقه جنبش زنان ازبکستان وضع زنان ازبکستان بهبودی نیافته استعالیه لی شاهید، ترجمان : نیلوفر انسان پنج شنبه8 اسفند 1387 تغییر برای برابری - از زمان چاپ کتاب " میان شعارهای کمونیسم و قوانین اسلام : زنان ازبکستان " در 17 سال پیش تا به امروز ، مرفوعه تختخوتجاوه ( Marfua Tokhtakhodjaeva) چگونگی تغییر وضعیت زنان و فعالان در ازبکستان مدرن را در حد توان خود منعکس کرده است . وی یکی از پیشروان با سابقه جنبش زنان ازبکستان ، عضو بنیانگذار و از اعضای هیئت مدیره مرکز منابع زنان در تاشکند است . این مرکز سازمان غیر دولتی است که در سال 1991( 1370 ) بنیان گذاشته شد تا در راستای پایداری اقتصادی و اجتماعی ، روند دموکراتیزه کردن و افزایش آگاهی در راستای حقوق بشر زنان در منطقه فعالیت کند اما در سال 2005 ( 1384 ) ، این مرکز تحت فشار دولت ازبکستان بسته شد . دکتر تختخوتجاوه مقالات و نوشته های زیادی پیرامون وضعیت زنان در آسیای میانه در جوامع پسا کمونیستی داشته و هم چنین سابقا عضو موسسه کنان در مرکز تحقیقات وودرو ویلسون در واشنگتن دی سی بوده است . او در رشته معماری گرایش طراحی شهری و بازسازی بناهای تاریخی مدرک دکترای تخصصی دریافت کرده . و در سال 2003 ( 1382 ) توسط آژانس های سازمان ملل متحد مستقر در ازبکستان به عنوان زن سال برگزیده شد . گفتگویی با وی صورت گرفته که در زیر می خوانید : کتابهای پیشین شما به تغییرات سیاسی و اجتماعی زنان در منطقه پرداخته است که نیاز به تحقیق مفصل تاریخی داشته . بر خی از چالش های پیش روی شما طی تحقیق ، پیرامون تاریخ زنان آسیای میانه چه بوده است ؟ تصور من بر این بود که باید تحقیق تازه و مطالعات جدیدی درباره این موضوع صورت بگیرد اما هیچ دیدگاه تازه ای پیرامون وضعیت تازه زنان وجود نداشت . بیشتر تحقیقات انجام گرفته تحت نظارت دولت بودند که بیشتر آنها نیز مسائل عمده زنان را از نظر دور نگاه می داشتند . چالش های فراوانی در ازبکستان وجود داشت و مشکلات فراوانی دیده می شد که در 17 سال قبل ما حتی تصور آنها را هم نکرده بودیم . کشور من فقیر تر شده بود و علی رغم شعار مردم سالاری ، حکومت مطلقه توسعه یافته و تبدیل به ترکیبی از سبکهای کمونیستی و قرون وسطی ای شده بود . آزادی بیان و عقیده هم چنان محدود بود . خلاصه همه مردم و به ویژه زنان با مشکلات شخصی روبرو بودند . در آن زمان کتاب من با عنوان میان شعارهای کمونیسم و قوانین اسلام در 17 سال پیش نوشته شد و من اکنون می توانم به شما بگویم که از آن زمان تا کنون وضع حتی بد تر هم شده است . چه کسی یا کسانی بر شما برای نوشتن این کتاب تاثیر گذاشتند ؟ زنان بسیاری که فعالانه در سازمانهای جامعه مدنی تا سال 2005 مشغول به کار بودند . در آن زمان دستور بسته شدن بسیاری از سازمانهای غیر دولتی صادر شد . سازمانهایی هم که هم چنان به فعالیت خود ادامه می دادند اکنون تحت کنترل سخت دولتی و فضای بسته عمومی کار می کردند . اینها همه بر من برای نوشتن این کتاب تاثیر گذار بودند . در دوره اتحاد جماهیر شوروی ، ترس در جامعه تبدیل به یک مسئله عادی شد . اینک به راحتی می توانیم بگوییم که آن بنیاد گرایی مربوط به دوره اتحاد جماهیر شوروی ، به پیروزی رسیده است . عقاید مخالف سرکوب می شوند و این در حالی است که مقامات دولتی از موفقیت در فضاهای عمومی ، اجتماعی و اقتصادی صحبت می کنند اما زندگی عامه مردم و به خصوص زنان بدتر شده است . فقر ، مهاجرت کاری غیر قانونی ، جنایت ، فساد ، قاچاق زنان و کودکان ، کار اجباری و فشار بر مردمی که با دولت اختلاف عقیده دارند ، همه رواج یافته است . خود شما چگونه به طور مستقیم با فشار دولتی مواجه شدید ؟ فکر می کنید چه ارتباطی میان این فشارها و بنیاد گرایی وجود دارد ؟ مرکز منابع زنان تاشکند در انتهای سال 2005 ، هنگامی که اداره قضایی کشور پرونده اتهامی بر علیه اعضای این مرکز گشود ، بسته شد . پس از 4 ماه این مرکز به طور کامل تعطیل شد . اما مرکز ما هیچ گونه جرمی مرتکب نشده بود و همه فعالیتهای ما در گذشته این مرکز به ثبت رسیده بود . تصور من بر این است که این عمل دولت به نیت ترساندن سایر فعالان حقوق برابر زنان بوده است . بزرگترین چالش پیش روی جنبش زنان ازبک از نظر شما چیست ؟ صحبت من درباره جنبش زنان ازبک تا سال 2006 است . این جنبش تا آن زمان در نشان دادن مشکلات مربوط به خشونت علیه زنان فعال بود و توانست به حقوق زنان به عنوان حقوق بشر دست پیدا کند . سازمانهای زنان بر روی مسائل مربوط به سلامت ، آموزش و زیست محیط زنان کار می کردند اما در ایجاد شبکه های پایدار ، ائتلاف ها و اتحاد ها برای فعالیتهای مشترک زنان موفق نبودند . جنبش زنان ازبک به نظر شما چگونه توسط محرکه های طبقه و قومیت شکل گرفته است ؟ جنبش زنان ازبک نتوانست بر محدودیت های اعمال شده بر فعالیتهایشان توسط دولت غلبه کند . افراد حاضر در این جنبش نتوانستند از حقوق خود برای فعالیت و مستقل بودن حمایت کنند و نتوانستند فعالیتهای جمعی برای دفاع از حقوقشان شکل دهند . متاسفانه تحت فشار های دولتی ، جنبش زنان این کشور تا حدودی از هم پاشیده شد . این جنبش توسط زنان چند قومیتی از طبقه متوسط اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفته است ، که جایگاه مستحکم خود را در دوره گذار از دست داد . سایر گروههای اجتماعی نیز با مشکلات مربوط به موانع زبانی و نیز دست یابی محدود به دانش و تکنولوژی روبرو شده اند . برای اینکه نسل جوان طبقه متوسط را درگیر جنبش زنان کنیم راه های سختی را پشت سر گذاشتیم ، چرا که آنها علاقه بیشتری به فعالیتهای در آمد زا دارند تا تمرکز بر مسائل اجتماعی و این خود نیز یکی دیگر از مشکلات ما بوده است . جنبش زنان ازبک چگونه به ارتباط میان جنبش زنان در سطح منطقه ای و جهانی دست یافته است ؟ جنبش زنان ما روابط نزدیکی با سایر جنبش ها در سطح منطقه ای داشته ، اما این مسئله به دلیل محدودیت های مربوط به ویزا برای دیدار از کشورهای همسایه محدود شده است و همین موضوع ما را با محدودیت تماس با جنبش زنان منطقه مواجه کرده است . مانع دیگری نیز وجود دارد که به نظر من مانع اصلی است برای ارتباط با جنبش زنان در سطح جهانی و آن محدودیت دانش زبانی است که همین موضوع دست یابی زنان ازبک به دانش جدید فمنیستی را محدود کرده است . متاسفانه ، حتی اکنون تنها تعداد محدودی از فعالان حقوق برابر زنان ازبک با زبان انگلیسی آشنایی دارند . منبع : WLUML.ORG |