شماره مقاله: 3566

مسیر:
صفحه اول > كوچه به كوچه

لینک مستقیم:
/spip.php?article3566



برخی از حقوق برای کمپین یک میلیون امضا محفوظ است.

برای نفیسه آزاد

حکایت تکراری رویارویی محکوم یک اطمینان با حاکم یک هراس

نیکزاد زنگنه

يكشنبه13 بهمن 1387


اپیزود اول

دیر کرده است. خیره به کوچه ای که از بلندی بی انتها می نماید، به آخرین دیدارمان فکر می کنم
و به دلتنگی ام برای لبخند های بی آلایشش. سایه ای از دور نزدیک می شود. چشمانم را پشت عینک
ریز می کنم. می شناسمش. تند و منظم قدم بر می دارد و نزدیک و نزدیک تر می شود تا اینکه سایه جلوی چشمم
در هیبت یک آشنای قدیمی جان می گیرد. با صدای گرفته ای سلام می کند و دستانش توهم تب دارد.

از سرما خوردگی می گوید، از تلفن همراهش که جا مانده و از اینکه امروز آماده ی دستگیر شدن است...و از
دلتنگی اش برای من...سراپا لبخند می شوم.

اپیزود دوم

پلیس با خشمی مهار ناشدنی و غریب بیگرد و پسرک را به سمت کوهپایه هدایت می کند. تنش موج زنان، منطق
را کنار می زند. هریک از بچه ها به قصد همراهی و با هدف اقناع پلیس به سمت جمع دستگیر شده روانه
می شوند. علی و هدی و مریم جان را با تشر و تلخی باز می دارم. تجربه نشان داده است که همراهی اعضای قدیمی با داوطلب جدید هنگام دستگیری، در نهایت به ضرر عضو قدیمی خواهد بود که اکثر اوقات دخالت مستقیمی
در دستگیری نداشته و صرفا به هدف همدلی با داوطلب تازه همراه شده است. صدایی که از همراهی نفیسه با جمع می گوید، میخکوبم می کند.

از خیال تکرار تجربه های تلخ پیشین و به یاد صدای محکمی که صبح به طنز از بازداشت می گفت، وا می روم... سراپا اضطراب می شوم.

اپیزود سوم

آسمان گرفته، خیال باریدن ندارد. دقایقی پس از رفتن بچه ها، به دادگاه انقلاب می رسم. خیره به آن سر در کذایی و پرده بدرنگ هراس آور ورودی در، به میله های عمارت روبرو تکیه می زنم. به پنجره های قفسی نگاه می کنم و می اندیشم که دارد کجا بازجویی می شود؟ پشت کدام یک از این پنجره های بی روزن، با لبخند پر صلابتش برابری را هجی می کند؟ دوباره به چه زبانی دارد شیوه مسالمت آمیز و مدنی و انسانی برابرخواهی مان را طرح می کند؟ خبر، کوتاه و کوبنده می رسد. بقیه آزاد می شوند و قرار بازداشت نفیسه تمدید شده است.

به چراغ های روشن سر در دادگاه خیره می شوم و به رگبار تند باران روی آن ساختمان کدر و خسته .به یاد چشمان تبدار نفیسه می افتم... سراپا اشک می شوم