|
وبلاگ مهمان مطلب آبی ، با خودکار آبی یه متعلق به یک دوست آبیهنر و تئاتر / نگار انسان شنبه12 بهمن 1387 خیلی ناراحتم! ناراحتم که چرا الان ٣ تا از دوستای خوبمون باید بازداشت بشن به جرم اینکه می خواهند قوانین نابرابر اصلاح بشه نه چیز دیگه ای! چرا ما باید برای کاری که اصلا جرم نیست و فقط یک حرکت اجتماعیه بازداشت بشیم! الان خودکار نفیسه تو دستمه، خودکاری که قرار بود امروز یک عالمه امضاهای قشنگ بگیریم از مردم ... براشون از کمپین و اهدافمون بگیم ... بهشون بگیم که نه کاری به سیاست داریم نه اقدامی انجام میدیم علیه امنیت ملی، فقط می خوایم بگیم که ما هم انسانیم و حقوق برابر می خوایم ... زل زدم به خودکار آبی رنگ ... و دارم به این فکر می کنم که نفیسه واقعا به چه جرمی الان بازداشته اصلا تعریفی از جرم نفیسه و اون ٢نفر دیگه دارن؟ و امروز صبح رو در ذهنم مرور می کنم ... چقدر نفیسه انرژی خوبی بهم می داد امروز وقتی ٢تایی باهم داشتیم امضا جمع می کردیم ... اونقدر هم مهربونه که آدم یک عالمه بهش علاقه مند میشه و جذب شخصیت مهربون و فوق العاده خوبش میشه ... اولین بارم بود که از نزدیک می دیدمش .... اما اونقدر صمیمی و راحت بود که سریع باهم جور شدیم .... با شور و شوق زیاد کنار هم شونه به شونه راه می رفتیم تا با امضاهایی که یک دنیا به ما شادی و انرژی میده ، یک روز قشنگ دیگه رو رقم بزنیم و در ذهنمان ثبت کنیم ! نفیسه یکی از آن بی شمار یاران کمپینی است که خانواده بزرگ ما را تشکیل می دهند ... اعضای یک خانواده هم که هیچ وقت همدیگر را تنها نمی ذارن ... نفیسه هم امروز بیگرد را تنها نگذاشت تا مرام کمپینی ها همان مرام همیشگی باقی بمونه ... این مطلب را اول با خودکار آبی نفیسه روی کاغذ نوشتمش و بعد تایپش کردم تا مطلبی باشه با خودکار آبی حق خواهی یک یار برابری خواه کمپین و بعد تایپش کردم برای انتشار چون دلم نیامد یک مطلب مجازی باقی بماند که همه ما حقیقی هستیم و همه ما هستیم و قوی هستیم تا به برابری برسیم ... این نهایت کلام ماست ... |